ز شوخی بپرهیز ای نیک مرد!

بنام خدا

شرف الدوله (برادر آصف الدوله) کلانتر تبریز در اواخر عهد قاجار بود . پدرش نیز قبل از او کلانتر تبریز بوده است. وی نقل می کند که :

پدرم حاجی کلانتر مردی مزاح و شوخ طبع بود . یک روز به عزم گردش از شهر بیرون رفتیم. پدرم به یک نفر دهاتی که سگی همراه داشت و به شهر می رفت خطاب کرد و گفت : عمو! کدخدای ده را کجا می برید؟

دهاتی که پدرم را شناخته بود ، گفت : چون در کدخدایی ده کفایت به خرج داده ، می برم شهر کلانترش کنم.

پدرم خندید. ده تومان به او انعام داد و عهد کرد که دیگر شوخی نکند. و شوخی نکردن را به تمام فرزندانش وصیت کرد.

منبع : رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، مهدی مجتهدی

یا علی مدد

/ 1 نظر / 48 بازدید
hichihichihichi

سلام. خوبه که چون شوخ طبع بوده، جنبه شنیدن همچین پاسخی رو هم داشته و اقدامی نکرده. البته مشخصه حسابی ناراحت شده که دیگه عهد کرده شوخی نکنه!