جدال دل و عقل و ناخودآگاه

بنام خدا

جنگ عقل و دل قدمتی به اندازه عمر آدمی دارد اما "ناخودآگاه" انسان گاهی به دشمنی با هر دو بر می خیزد تا شاید که آنها را با هم "همدل" و همزبان و متحد نماید!

سالهاست که دوستی مان به پایان خود رسیده و دیگر حافظه هم یارای یادآوری اش را ندارد اما نمی دانم چرا تا در مکان مقدسی قرار می گیرم حس همراهی اش تنهایی ام را بهم می ریزد.

و هم اکنون در بارگاه آسمان هشتم، ناخودآگاهم دچار زلزله است. هرگز حتی از کوچه مان نگذشته تا از او "بگذرم" اما می گذرم تا ناخودآگاه مرا بگذارد و بگذرد. چرا نمی گذرد؟ نمی دانم!

یا علی مدد

/ 2 نظر / 33 بازدید
luiie

گاهی وصلی دوباره... لابد اون هم به فکرته