آبگرم لویه رودبار

بنام خدا

زمستان سال95 به قصد یافتن چشمه های منطقه رودبار- منجیل رهسپار شدیم. روستای اولی را یافتیم اما با مکافات و بکمک صاحب باغ زیتون چشمه آبگرمش را در دل باغهای زیتون پیدا کردیم در حالیکه بخار بشدت از لای علفها می زد بیرون. چشمه در فرورفتگی دل کوه از جایی شبیه یک غار بیرون می زد و پس از سرد شدن به مصرف آبیاری درختان زیتون می رسید. سالها پیش در زلزله رودبار حوضچه آبگرم از بین رفته بود. دست از پا درازتر راهمان را کشیدیم رفتیم تا سراغی هم از آبگرم لویه بگیریم.

پس از پرس و جو فهمیدیم که ازرودبار باید وارد جاده قدیم رشت شویم و اولین خروجی سمت چپ ورودی روستای لویه است.

از سربالایی جاده که بالا رفتیم از یکی از اهالی آدرس آبگرم را پرسیدیم که در دل کوه نشانمان داد اما سفارش کرد که بعلت بارندگی برگردیم تا در فرصت مناسب اقدام کنیم.

باید به نظرات بومی های منطقه احترام گذاشت. پس برگشتیم تا دوباره در زمستان امسال مسیرمان افتاد سمت رودبار.

اینبار اما زودتر از آن رسیده بودیم که کسی را در روستا ببینیم. در زمستان روستایی ها فرصت استراحتشان بیشتر است.

مسیر را رفتیم. رفتیم و رفتیم و رفتیم. منطفه ای بکر با جاده ای خاکی که بعلت بارندگی کاملا گل شده بود و از ترس "در گل ماندن" به روستا مراجعه کردیم. تعدادی بیدار و مشغول کار بودند که آدرس آدرس آبگرم را پرسیدم و فهمیدم که از آخرین خانه روستا 200-300 متر بیشتر فاصله ندارد و ما چند کیلومتر در جاده گلی ره به ناکجا آباد برده ایم که البته از بس بکر و زیبا بود تصمیم می گیریم در فصل بهار این مسیر را تا آخر برویم.

بعد از روستا آب چشمه ای که از بالای کوه سرازیر است و به آن رودخانه می گویند قرار دارد و چشمه ها کنار همین رودخانه و 10-20 متر دورتر از راه خاکی قرار دارد.

ماشین را کنار رودخانه پارک کرده و بسلط کمپینگ را به کنار چشمه بردیم. آتش روشن کردم و تا آب جوش بیاید و چایی دم بکشد تنی به آب زدم.

حوضچه بسیار کوچک و یکی دیگر به اندازه یک تنور که در دل سنگ ایجاد شده و آبگرم از آنجامی جوشد و چه گرمای مطبوعی دارد این آبگرم انفرادی... تنور آبگرم ! شاید کوچکترین حوضچه آبگرم ایران و حتی شاید هم جهان!

منطقه بسیار زیبا و بکر است و پر از درخت زیتون و انار وحشی و جنگلی و بهترین زمان برای استفاده از آن فصل بهار...

/ 3 نظر / 156 بازدید
hichihichihichi

عه این پیامم هم اومده که😅مثلا ازمایشی بود! من مسافر هستم. اسممو هیچی انتخاب کردم! هی گفت موجوده. دوباره یه هیچی اضافه کردم. بازم همون. تا اینکه سه تا هیچی رو پذیرفت تین پرشین🤣🤣