آرزو

امروز که به آرزوهای گذشته ام فکر میکنم باعث می شوند که هرگز آرزو نکنم.

آنروزی که آرزو کردم تصادف کنم ... آنروز بی هیچ مشکلی امتحان دادم و تک شدم و چند روز بعد که نوبت امتحان از درسی دوست داشتنی بود به سر جلسه دیر رسیدم و آنچنان کلافه شدم که قید دانشگاه را زدم (البته با نصایح مصلحین سر عقل آمدم).

و اکنون که علاوه بر کار خودم قسمتی از مسئولیت سایت محل کارم را به حقیر محول کرده اند و هر نصف شب به منزل بر میگردم از دیدن کسانی که خسته و وارفته به منزل می روند حتی هوس آرزو هم بسرم نمی زند.

حالا یاد گرفته ام که برای دیگران آرزو کنم. آرزو میکنم تا همه به آرزوهایشان برسند. بخصوص دختران دم بختی که آرزو میکنند حتی سیب زمینی آشپزخانه شان را از جردن بخرند!

یا علی مدد

/ 0 نظر / 3 بازدید