روزهای نو امدند و ما کهنه تر شدیم!

بنام خدا

خدمت همه دوستان که شاید گذرشان به این وبلاگ بیفتد سال نو را تبریک میگویم. و از اینکه شاید در روزهای بعد که این ایام کهنه شده این مطلب را بخوانند نیز همه روزشان را تبریک میگویم و امیدوارم که هر روزشان عیدباشد و نوروز.

سال جدید ١٣٨٨ نیز از راه رسید و با همه سالهای قبل برای من فرق داشت. اول اینکه متاسفانه نتوانستم بر سر سفره هفت سین و پیش جمع چهارده نفری مان باشم و همین بهانه ای شد تا به آرزویی که  سالها دل طلب از ما میکرد در چهل سالگی جامه عمل بپوشانم و  طلسم را بشکنم و یک "افسوس" از افسوسهای زندگیم کم کنم( که الحق دوست عزیزم سهند در پیام مطلب قبل مرکز سیبل آرزویم را با تیر نشانه رفت )... دوم اینکه بر عکس سالهای پیش فرصت به فال حافظ نرسید و در عوض خلوتی دست داد و ...

 خدا توبه همه بندگانش را قبول کند و از گناهانمان بگذرد و آخر و عاقبت همه را به خیر نماید . انشاء الله

***

حلول سال نو امسال تقارن با عصر جمعه بود و این شعر زیبا ( یکی از دوستان )تقدیم به همه دوستان عزیز :

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است

گر کند یوسف زهرا(س) نظری ، نوروز است

لحظه ها در طپش تاب و تب آمدنش

آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

ای خدا کاش شود سال نو ام عید فرح

که نگاهم نگران ، منتظر آن روز است.

التماس دعا...

 

/ 0 نظر / 5 بازدید