حسرت

بنام خدا

در فرهنگ لغت واژه حسرت ، معنای کاملی ندارد . افسوس ، اندوه، تاسف ، دریغ ، رشک، غبطه و ... که هر کدام از اینها نیز واژه هایی هستند که نیاز به تعریف دارد . در تعریف حسرت هم گفته اند که در واقع به مفهوم تاسف و غصه خوردن بر چیزی است که از دست رفته است (به بیان انجمن ناجی) و یا بموقع و یا به طرز صحیح و درست از آن استفاده نکرده است که البته این نیز کامل و جامع نیست چرا که مثلا هرگز برای سرد شدن یک چای داغ حسرت نمی خوریم گرچه شاید متاسف باشیم و حتی اندوهگین... اما اگر فرصت خوردن یک استکان چای را با دوستی ، همدلی یا عزیزی را برای همیشه از دست بدهیم حسرت خواهیم خورد. پس شاید بتوان حسرت را ؛ افسوس و تاسف و اندوه برای از دست دادن چیزی / موقعیتی ناب و خاص که دیگر هرگز وقوع یا تکرار آن میسر نخواهد شد ، تعریف کرد.

حالا ؛ تنها در گوشه ای نشسته ام و ذهنم را شخم می زنم تا حسرت های بر دلم مانده را شماره کنم ... ذهنم می رود سراغ "ایکاش" ها ، آرزوهای بر باد رفته و امیدهای واهی و ... ولی هیچ یک از اینها "حسرت " های زندگی من در طول عمرم نبوده اند ... حسرت ها همانهایی هستند که با یادآوری شان قلبت تیر بکشه و آه از نهادت در آد!

/ 1 نظر / 101 بازدید
luiie

آه... عجب تفسیرِ جامعی..