بنام خدا

سالها پیش وقتی یکی از همکاران پا به سن گذاشته از بی عدالتی پروردگار در توزیع ثروت ، مقام ، علم و زیبایی و ... داد سخن می راند یکی از همکاران جوان روشن فکر به ایشان گفت :

- انسان موجود مهمتری است یا چار پا؟  

- خوب حداقل بنی آدم معتقد است که خدایتعالی همه موجودات و اشیاء را جهت استفاده و بهره برداری انسان خلق کرده و بنی بشر را جانشین خود خطاب کرده پس انسان مهمتر است . حال بگذریم که شاید بقیه موجودات و جانداران نیز چنین برداشتی داشته باشند!

- پس اگر فرض کنیم که کار خدا بی حکمت هست چه نیازی هست که مثلاً " خری " را سیاه و " خری" را سفید خلق کند؟ یا مثلاً صاحب خری ، کشاورزی پر کار باشد که شبانه روز از بیچاره کار و بار و سواری بکشد و آخر هم یونجه خشکی به او ندهد و خر  دیگری نصیب سوگلی خان یا کدخدا بشود که شاید در هفته یکبار سوار شود و به گرمابه یا گردش در باغ و بوستان یا صحرا برود و به خرش کلی برسد و با هم هندوانه  هم بخورند... خوب چه حکمتی است که این دو خران با هم اینقدر فاصله طبقاتی پیدا کنند؟!

چند روز پیش با آن همکار پا به سن گذاشته دیداری اتفاقی رخ داد و صحبت از ایام ماضی که یاد مطلب فوق افتادیم . می گفت که فلانی از آنروز هرگز نتوانستم پشت سر عدالت و حکمت خدا حرفی بزنم و هر بار آمدم گله کنم یاد آن دو خران افتادم و زبانم بسته شد.

البته ضمن عذر خواهی از بکار بردن لفظ و نام " خر " ، به دلیل عدم تحریف داستان دوستم نخواستم مثلاً این عنوان را به " اسب "  تبدیل کنم . هرچند با وجود اینکه ظاهراً دوست بازنشسته ام مطلب را دریافته بنده هنوز هم خیلی از مثال دوست جوانم سر در نیاورده ام  ولی گاهی با خود میگویم : ایکاش می فهمیدیم که " اسبی که به گاری بسته ایم و خوب بار می برد شاید اسب مسابقه ای خوبی هم باشد. شاید ...".

توضیح : بنده چون مثل جناب آقای سید علی موسوی ضرب المثل بلد نیستم مجبورم از خودم بسازم . خیلی جدی نگیرید. 

یا حق