بنام خدا

هر چقدر بیشتر وبگردی میکنم با دیدن وبلاگهای رمانتیک و شاعرانه احساس من هم لطیفتر میشود.

بنظرم یا احساسات وبلاگ ها حساستر و لطیفتر شده یا بلاگرها با احساس و لطیف شده اند!

برای اینکه از قافله دوستان عقب نمانم و بمناسبت عید قربان ، اشعاری را تقدیم دوستان عرضه میدارم.

ای صبا از من به اسماعیل قربانی بگو       زنده برگشتن ز کوی دوست شرط عشق نیست

***

عید قربان شد بیا عاشق کشی بنیاد کن

دردمندان را به درد نو مبارک باد کن

گفته ای در دین ما رسم فراموشی خطاست

چون کنی از ما فراموش آن سخن را یاد کن

با من آغاز تکلم کردی و بیخود شدم

تا از اول بشنوم بار دگر بنیاد کن

زینهار ای دل چو آن سلطان خوبان در رسد

حال ما را عرضه ده گر نشنود فریاد کن

ای فلک زان سنگها کز نقش شیرین کنده شد

گر توانی زیب روی تربت فرهاد کن

ترک جان گفتیم و بیدادت هنوز آخر نشد

آخر ای سلطان خوبان ترک این بنیاد کن

 

التماس دعا