با سلام خدمت همه دوستان و خوانندگان عزیزی که شاید که نه بلکه حتماً بصورت اتفاقی گذرشان به این صفحه افتاده است. چرا که خانه ای صاحب خانه نداشته باشد قطعاً مهمانی نیز نخواهد داشت.

بهر حال فکر می کنم بعد از گذشت حدود ۴ سال و عدم فعالیت در این وبلاگ ، همه دوستان ناامید شده و دیگر هرگز این طرفها پیدایشان نشده است و شاید هم هرگز نشود.

اینکه چرا آمدم و چرا نوشتم و برای چه می نوشتم و چرا و چگونه از هدف اصلی راه اندازی وبلاگ دور شدم و ... را قبلاً نوشته ام و حتی نوشتم که چرا دیگر نمی نویسم و رفتم...

ولی باور کنید که الان که این مطالب را می نویسم نمی دانم که چرا ؟ شاید از روی دلتنگی... شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که بعد از سالها به محل دوران قدیم (دوران بچگی و بچه محلی و ...) برگردید یا به آن فکر کنید . شاید برای اینکه یاد دوران بچگی قدیم را زنده کنید و یک " یادش بخیر " بگید و برید.

نمی دانم که آیا این آمدنم از همین قماش است یا اینکه آمده ام که بمانم.

روزی کوچ کردم و رفتم و امروز نمی دانم که آمده ام یا بعد از سالها عشق وبلاگ نویسی مرا به اینجا کشانده است ؟

یاد دوستان قدیم هم بخیر ؛ حسن صباح ، حامد آرمانشهر ، منکرات بی منکر ، یا علی مدد و ... که دیگر از هیچیک خبری نیست.

نمی دانم که آیا دنیای وبلاگ سوت و کور شده یا چون خودم عقب کشیدم فکر میکنم که دنیا وارونه شده ؟ ولی حداقل اینکه دوستان من هم دیگر در این دنیای مجازی حضور ندارند.

آیا کسی هست که به این سوال جوابی بدهد؟

در دوران ما چه اتفاق افتاده بود که دنیای اینترنت (حداقل در ایران) تب جنگ و جدل مجازی گرفته بود ؟

اینکه گفتم دوران ما، منظور از شروع وبلاگ نویسی در ایران و بخصوص راه اندازی پرشین بلاگ بود.

یا علی مدد