در مثل مناقشه نیست .

 بنام خدا

 

« ... دخترا مث برفن ، مث آب چشمه ان ...

...

 سیب ترشیده نمی خوام ، سیب بد نمی خوام ،

 ده تا نه ، صد تا نه ، ...»

 صدای خواننده جوان از رادیو بلند بود که بدنبال فقط « یک سیب » سالم و صالح و خوب بود نه صد تا سیب گندیده و ترشیده و ... *

 تشبیه و ایهام و ایجاز و مَثَل و ... ابزارهای موثر و در عین حال جذاب انتقال مفاهیم در زبانهای مختلف بشمار می آیند که متاثر از فرهنگ هر ملیتی است و اگر کسی نسبت بین « دختر » و « سیب » و نیز نسبت « دختر » با « برف » یا « آب چشمه » را در یابد هضم این قبیل تشبیهات برایش سهل و آسان خواهد بود .

از قدیم گفته اند که در « مثل مناقشه نیست » و باید هدف از تشبیه را دریافت و نوع نسبت را درک کرد . مثلا وقتی بعضی از دوستان مدعی ضد دینی را به « کرم خاکی » تشبیه کردم هرگز قصد توهینی در کار نبود بلکه فایده وجودی این دوستان را متذکر شده بودم .

چندی پیش نیز در یکی از بحث های وبلاگی ، یکی از همین دوستان ( البته با اسم مجازی مردانه !!!) ، معترض مَثَل قرانی شده بود که زنان را به کشتزار مردان تشبیه کرده است .** براستی وقتی صحبت در زمینه زنا شویی ( نه مادری و پدری و یا خواهری و برادری و نه دختری و پسری و نه حتی زن و شوهری ) است ایا بهتر از این تشبیه می توان یافت ؟ اگر سراغ دارید متذکر شوید .

در مثل مناقشه نیست ، هست ؟!


 

*شاید که نه بلکه حتما ، این آواز ربطی به سر تیتر هفته نامه « امید جوان » ندارد که در آن خانم دکتری به دخترها توصیه کرده بود تا برای حل بحران ازدواج با « پسرهای کم سالتر از خود » ازدواج کنند ... البته حتما و بطور قطع مشاور مذکور نمی خواسته به دختران ترشیده یاد بدهد که چگونه خود را به پسرهای کم سالتر از خود « قالب » کنند چرا که اگر چنین نظری داشت باید به پسرها توصیه می کرد که با « دختران بزرگتر از خود » ازدواج کنند !!!

 

 

 

** بقره ، ۲۲۳

 

  
نویسنده : مسعود قلعه ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ٥ خرداد ۱۳۸۳
تگ ها : دینی