بسم رب الشهدا 

 

ضمن عرض تبريک و تسليت شهادت شيخ ياسين بنيانگذار حماس ، نظر دوستان عزيز را به مطلبی از وبلاگ « احسان و هزاره سوم » در باره عاشورای امسال در کربلا جلب می نمايم .

توضيح : مطالب عينا از وبلاگ فوق کپی شده است .


 

باي ذنب قتلت 

عاشوراي امسال در كربلا تفاوتي بزرگي با عاشوراي سالهاي گذشته داشت. چه از اين نظر كه ايرانيان بسياري در آنجا حضور داشتند و چه از لحاظ جنايتي كه دشمنان شيعه در آن مكان مقدس در حق شيعيان روا داشتند.
شايد براي كساني كه در آنجا حضور نداشتند زياد قابل لمس نباشد اين دو، اما براي كساني كه در آنجا بودند - مثل من - كربلا يك كربلاي باور نكردني بود. عاشوراي امسال مملو بود از عزاداران عربي كه پس از سالهاي متماي خفقان صدام عزاداري پر شوري برگزار كردند و مملو از سيل عزاداران ايراني كه در كنار حرم مولايشان شوري حسيني برپاكردند.
حادثه تلخ عاشوراي امسال سندي تاريخي بر مظلوميت شيعه بماند براي هميشه. براي آنان كه از امنيت شيعيان و حضور ايرانيان در كربلا ناراحت هستند.

 
اين بار هم سينماي لاريجانی

به ايران كه رسيدم بچه ها از روز عاشورا و بمب گذاري اش مي پرسيدند. دوستاني هم از برنامه هاي تلويزيون شاكي بودند و مي گفتند كه صدا و سيما از اين موقعيت سوء استفاده كرد و با شانتاژ سعي كرده كه قضيه را خيلي بزرگ كند. براي انفجاري كوچك اين همه شلوغ بازي آن هم عليه آمريكايي ها از همان لاريجاني فقط بر مي آيد.
راستش را بخواهي به نظر من هم رفتار صدا و سيما جاي نكوهش و اعتراض دارد. اما نه نظر اين كه يك انفجار را اين همه كوچك نشان داده بلكه از نظر اين كه يك فاجعه بزرگ را كوچك نشان داده است. بايد آنجا بوديد و مي ديديد جنازه ها و اجسادي كه با انفجار در هم ممزوج شده بودند و فرق گوشتهاي سلاخي و اجساد مردم از هم ناممكن بود. بايد آنجا مي بوديد و مي ديديد دست قطع شده اي كه پس از انفجار در كنار «مقام كف العباس» در ضريح به جاي مانده بود. بايد مي ديديد دست و پاهاي تكه تكه شده بر زمين و خونابه ها و قطعات اجسادي كه بر در و ديوارهاي كوچه ها به جاي مانده بود. آخر من چه طور براي شما توضيح دهم لحظاتي كه مردمي كه براي كمك به آنجا آمده بودند با مشاهده تكه تكه هاي اجساد مبهوت و متحير مانده بودند كه با اينها چه كار كنند. چه طور بگويم پيرمردي را كه قطعات و اجساد تكه تكه شده در كنار «مقام صاحب الزمان» را بر روي گاري اش ريخته بود و سعي مي كرد آنها را به قسمت هلال احمر بين الحرمين انتقال بدهد. چه طور بگويم شدت تأثر اين لحظه را كه زني چادرش را از سرش در آورد و بر روي گاري پيرمرد كشيد...
لحظاتي كه تو را به ياد قطعه قطعه شده پيكر حضرت ابوالفضل (ع) مي انداخت...
توصيف اين لحظات از زبان تلويزيون اين قدرها غيرواقعي نيست اما آنهايي نيست كه از نزديك ببينيد. آمار كشته هايي هم كه اعلام شد آمار واقعي نبود. نه اين كه دروغ گفته اند. بلكه آماري را اعلام كردند كه شناسايي شدند. وگرنه كشته شده هايي هم بودند كه اصلا قابل شناسايي نبودند...

شور حسين است چه ها مي كند

از همه اينها بگذريم عزاداري ايراني ها در محل بين الحرمين پس از انفجار شور عجيبي داشت. صداي حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست تا ساعات متمادي ادامه داشت.
تشييع پيكرهاي شهدا هم فرداي آن روز بسيار باشكوه و شورانگيز بود. فكرش را بكن عاملين اين جنايتها وقتي كه به جاي ترس و وحشت اين انسجام را مي بينيد چه طور عكس العملي را از خود نشان مي دهند.
شب فرداي عاشورا كه به نجف رفتيم به همراه چند تا از دوستان عراقي به ديدن درختي رفتيم كه روز عاشورا خون گريه كرده بود. شايد براي خيلي ها اين مساله باور كردني نباشد ولي حقيقت داشت. آن موقع هنوز هم تعداد بسيار زيادي از مردم دور درخت را گرفته بودند. درخت جلوي يك پاسگاه نظامي (يا چيزي شبيه آن) قرار داشت و مردم شاخه هاي پاييني آن را هم به تبرك شكسته بودند و با خود برده بودند.
 

 يا علی مدد