بنام خدا

... ابتدا « بها و بهانه ... رنج و گنج » را بخوانید .

پسر شیر خدا هجرت کرد . از کجا به کجا ؟ روزگار دنیای اسلام انچنان دگرگونه شده است که مقصد (پایانی) هجرت جدش مبدا (اغازین) هجرت او شده ، اینک ولد ابوسفیان بر اریکه اسلام تکیه کرده  و پسر پیغمبر اسلام حتی در شهر جدش آسوده نیست .

 باید هجرت کرد ، به کجا ؟ به مبدا اغازین هجرت جدش رسول الله ، از شهر پیامبر خدا به خانه خدا .

حسین با تمام وجود و هستیش هجرت کرد با عزیزترین عزیزانش . با بهترین خواهر و بهترینِ برادرانش . با تمامی جگرگوشه گانش . امد به شهر عشق ، به حرم یار . خانه معبود .

حسین حج کرد . چه حجی !... اخرین حج و اخر حج ! نهایت مرتبه حج ! احرام بست و سعی و صفا ! طواف حرم یار ! ... حج عملی سمبولیک است و رسومی دارد . ... سعی و صفا و طواف حرم معشوق و مراسم قربانی ! مراسم ذبح ... در حج سمبولیک  باید که گوسفندی را قربانی کنی ... اگر حج واقعی بجای اری باید که ابراهیم وار ، اسماعیلت را به قربانگاه بری . عجبا که دیگران حجشان را نا تمام رها کردند و حسین خانه معشوق را رها کرد و به سوی خود خدا رفت ... هجرت ! اینبار از خانه خدا بسوی خدا . با قربانیان فراوان ! ... حسین این ذبیح اکبر ، اینک یک تنه هم ابراهیم است و هم اسماعیل . ابراهیمی با یک لشکر اسماعیل .

وه که چه ابراهیمی و چه اسماعیلی ! اگر ابراهیم پس از سه بار تجدید رویا  حجت بر او تمام شد ، برای حسین تنها یک اشاره کافی بود .

***

پرده دوم :

روز تاسوعا ، روز مخصوص علمدار حسین است . هیچکدام از شهدای کربلا روز مخصوص به خود ندارند الا عباس . تاسوعا روز عباس است . روز شیر پسر علی . علت نامگذاری اینروز را بنام عباس علمدار همه می دانیم ولی گاهی تکرار مکررات بخصوص اگر یادی از یار باشد دلنشین است و جذاب ...

شمر با فرمان قتال سریع به کربلا امده بود ولی پیش از قتال باید وظیفه ای را به انجام برساند ! بعید است که او عباس را نشناسد و از روحیه وفاداری او نسبت به برادرش - فرزند زهرا - و نیز غیرت بی نظیر او بی اطلاع باشد . با اینحال یک تیر است و دو نشان ...

با این تیر یا علمدار حسین را از او جدا خواهد کرد که بعید است یا اینکه غرور این مرد غیور را درهم خواهد شکست ...

مورخین نوشته اند :

« این مرد پلید و لعین امد کنار خیمه حسین بن علی ( ع ) و فریادش را بلند کرد : « أَیْنَ بَنو اُخْتِنا » ( خواهر زادگان ما کجا هستند ) - نه اینکه شمر دایی انها باشد ، هرگز . شمر از قبیله ای بود که با قبیله ی ام البنین نسبت داشتند و عرب چنین رسم داشت . همانطور که بنی امیه ، بنی هاشم را پسر عمو خطاب می کردند و یا بنی عباس نیز همینطور - ابوالفضل ( ع ) در حضور ابا عبدالله ( ع ) نشسته بود و برادرانش همه انجا بودند ، از شرم و حیا و ادب سرشان را زیر انداختند و حتی یک کلمه جواب ندادند ...»

مورخینی که این لحظات را ثبت کرده اند چه می دانند که عباس در این لحظات چه کشید ؟ نوشته اند که عباس بسیار با حیا بود بخصوص انگاه که در حضور برادر بود . چگونه می توان فهمید که عباس در این لحظه چه کشید ؟ چه رنجی را تحمل کرد و چه زجری کشید ؟ حتی شهادت برای این زجر و رنج جانگداز کم بهاست .

 شیر پسر سربلند علی ! چرا سر بزیر افکنده ای ؟ دشمنت تا ابد سرافکنده و شرمگین باد ...

« ... تا اینکه امام فرمود : « اَجیبوُهُ وَ اِنْ کانَ فاسقاً » جوابش را بدهید هرچند ادم فاسقی است ...»

دستور مولاست و اطاعتش واجب .

« ... -  چه می گویی ؟

- مژده ای برای شما اورده ام ، از امیر عبیدالله امان اورده ام ، شما ازادید که بهر کجا خواستید بروید و جان به سلامت ببرید .

و عباس مردانه بر سر دشمن خدا فریاد زد :

- خدا ترا و امیرت را و امان نامه ای را که اورده ای لعنت کند . برای حفظ جان خودم ، امام و برادرم را رها کنم ؟ هیهات ! ان دامنی که ما در ان بزرگ شده ایم و ان پستانی که از ان شیر خورده ایم ، ما را انطور تربیت نکرده است . »

 عباس با وفا ! عباس با غیرت و با ادب ! عباس سربلند ! تا تاریخ باقی است تو علمدار سربلند و با وفای حسینی ... تا جهان باقی است تنها علمی که در اهتزاز است علم توست .

 

اگر دوست بخواهد ادامه دارد ...