بنام  الله اکبر

توضیح : بار دیگر تاکید میکنم که « خِرَد آنه » صحیح است نه « خَرْ دانه » .

نوشته بودم که از این فضای مجازی مجانی چه ها که یاد نگرفتم و تعدادی از این « خردانه » ها را پیشاپیش مرقوم نمودیم تا دوستان نیز به اطلاعات خود بیفزایند تا از دین که موجودی پر از خرافات است برگردند !

نتیجه گیری کلی : به امید رهایی ایران عجم از خرافات عربی .

و اما ادامه خردانه ها :

خردانه ۵ ) مامان جون بهم توصیه کرده که برای مبارزه با خرافات عربی به یکی از سایتهای بی ناموسی ( امان از دست این حسنی ؛ حسنی نگو بلا بگو ) ایرانی - عجمی که برای اسایش جوانان ایرانی - عجمی راه اندازی شده تا بهتر از یوغ خرافات رهایی یابند ،  سری بزنم ...

داستانی در انجا خواندم که با وجود نداشتن مدرک ، چون شبیه ماجرای دوستام بود باور کردم و به دلم نشست ...

مضمون داستان از اینقرار بود که یک دانشجو که به شهر قزوین خیلی علاقه داشته و در انجا درس می خوانده از قضای روزگار یکی از دختران قزوین را به اتاق خوابش برده بوده که پلیس دستگیر شان می کند و ... امان از دست پلیسهای قزوین و زیر زمین پاسگاههایشان و ...

خلاصه انقدر ماجرای این دو مرا متاثر کرد که ...!

نتیجه گیری قزوینی : تهرانی ها در قزوین رای نیاندازند ! 

خردانه ۶ ) اصلا چرا مرتد شدم ؟!

« سال پیش من یک مسلمان مومن بودم، از سلمان رشدی بدم می آمد، نماز می خواندم و روزه می گرفتم... یادم می آید که سلمان رشدی را به شکل یک دیو نقاشی کردم. من یک مسلمان بودم...»
اما هیچکس مرا جدی نگرفت و تشویقم نکرد . هیچکس پولی به من نداد تا بروم و این سلمان رشدی مرتد را بکشم و مشهورتر از او بشم ... و مامانم پس از چند ماه کار شبانه روزی طاقت فرسا یک دستگاه کامپیوتر برام خرید و دیدم هرکی توی وبلاگش بر علیه این حکومت و اعراب می نویسه مشهورتر میشه پس منهم خواستم مرتد باشم تا کسی هم منو تحویل بگیره ... حالا هی داد می زنم : اهای من مرتدم منو بگیرید . منو محاکمه کنید تا  بلکه مشهور بشم... ترو خدا یکی به من بگه : مـــــرتــــــــــد . چون اگه کسی به من نگه مرتد احساس میکنم دارم می ترکم !

نتیجه گیری روانشناختی: مردم ایران ! مگه نمی دونید من مرتدم ، پس چرا  رای دادید ؟

خردانه ۷ ) با اینکه از حکومت ساسانیان بدلیل اینکه حکومتشان دینی بود بدم میاد ولی تازه فهمیدم که این یزدگرد سوم عجب پادشاه دلاوری بوده و این « شاهنشاه دلاور و بیباک ایران، به امید فراهم کردن نیروهای کار آمد و پیکارجوی تازه، تلاشی همه سویه را آغاز کرد » و عاقبت هم در حال فرار از دست اعراب فاتح ایران بدست اسیابانی کشته شد ... این شاهنشاه دلاور و بیباک !!! اخیراً نامه ای به خلیفه مسلمانان نوشته که انسانهای عجمی - ایرانی را اقناع می کند !

نتیجه گیری تاریخی  : چون در زمان هخامنشیان و ساسانیان ، دموکراسی رایج نبوده و شاهان همه کاره مردم و کشور بودند ، پس ای مردم ایران - عجم که رای دادید ! ارواح شاهانتان شما را نمی بخشند .

خردانه ۸ ) انقدر دلم برای زنانی ایرانی - عجمی می سوزد . زنانی که می خواهند بنا به دستورات ارزشمند زرتشت ازاد باشند و با ازادی کامل لذتپراکنی کنند و لذت ببرند و قوانین دست و پاگیر و ضد زن اسلام که این الله اکبر در قران نوشته مانع این ازادی می شود !

نتیجه گیری اخلاقی : زنان ایران - عجم باید ازاد باشند و رای ندهند ! 

توضیح ۱ : نتیجه گیری کلی را قبلا اعلام کرده ام . 

توضیح۲ : هنوز بر من معلوم نشده که « ... » دانه ای چند ؟

توضیح پایانی : برای اعلام همبستگی با نمایندگانی که اعلام انصراف کردند از ادامه خردانه ها منصرق شدم .

توضیح ما بعد پایانی : قبلا هم اعلام کرده ام که این خردانه ها را کش رفته ام . البته از دزد دزدیده ام پس شاهدزدم . یعقوب پیغمبر عصر دوهزار کجایی تا ببینی که ... بیخیال !

تمام .