بنام خداوند جان و خرد

لطیفه : استاد یک دانشگاه بین المللی از سه نفر از دانشجویانش از ملیتهای مختلف - اسیایی  ، اروپایی ، امریکایی ( برای اینکه به حس ناسیونالیستی بعضی دوستان بر نخورد ننوشتم : ایرانی ، فرانسوی ، امریکایی ) - خواست تا در باره زندگی فیل تحقیق کنند ...

چند روز بعد دانشجوی اسیایی با در دست داشتن چند ورق پاره - که لابد کپی تحقیقات دانشجویان پیش از خود بود - پیش استاد امد و تحقیقاتش را تحویل داد ؛ عنوان این تحقیق چنین بود:

« همه چیز در باره فیل »

یکسال بعد نیز دانشجوی اروپایی رساله اش را تحت عنوان زیر تحویل داد :

« در باره فیل »

و چند سال بعد نفر سومی با چندین جلد رساله خدمت استاد رسید ، عنوان رساله چنین بود :

« الفبای زندگی فیل »

توجه : عنوانها را تحت اللفظی ترجمه کرده ام . اگر شما بهتر از این می توانید ترجمه کنید بسم الله .

***

حکایت: 

مگسی بر بَوْل خر بروی برگی نشسته بود و در این توهم بود که انجا دریا و برگ، کشتی و او کشتیبان است :

ان  مگس  بر برگ کاه و بَوْل خر      همچو کشتیبان همی افراشت سر 
گفت من دریا و کشتی خوانده ام      مدتی در فکران میمانده ام 
اینک این دریا واین کشتی و من      مرد کشتیبان واهل و رایزن 

...

***

داستان :

کنیزکی با خر خاتونش شهوت می راند و خر را به شهوترانی ادمیزاد دست اموز کرده بود و با استفاده از کدویی ...

یک کدویی بود حیلت سازه را     در نرش کردی پی اندازه را 

...

تا انکه خر خاتون ضعیف و لاغر شد و خاتون پی چاره افتاد و راه تفحص و تحقیق پیش گرفت ...

چون   تفحص کرد از حال اِشَک     دید خفته زیرِ خر ان  نرگِسَک 
از شکاف در بدید ان حال را     بس عجب امد از آن آن زال را

...

خاتون که اتش شهوتش گل کرده بود و از انجا که خر را ملک خود می دانست ، اتش حسادت را به اتش شهوت امیخت و کنیزک را فرا خواند و پی نخود سیاه فرستاد و خواست تا کار ناتمام کنیزک را خود به اتمام رساند غافل از انکه از شکاف در « ...» را دیده بود ولی « کدو » را ندیده بود ...

ظاهرش  دیدی  سِرش  از  تو  نهان     اوستا  نا گشته  بگشادی دکان 
«...» دیدی همچو شهد و چون خبیص     ان کدو را چون ندیدی ای حریص ؟
یا  چو  مستغرق  شدی در عشق  خر    ان «کدو» پنهان بماندت از  نظر  

***

نتیجه گیری نکنید ، تصور کنید :

فقط تصور کنید که آن مگس ، آسیایی ( برای اینکه به بعضی ناسیونالیستهای نیمه وطنی برنخورد نمی نویسم : ایرانی )  باشد و از شکافی به تفحص و تحقیق در امر مهمی که ملک خود می داند،  بپردازد چه بلایی سر خود می آورد !

* این فقط یک مقدمه با استفاده از مثنوی معنوی بود و شاید بعدها به اصل مطلب بپردازم ...