بنام خدا

یکی از علایق بقول امروزی ها فانتزی ام گرفتن عکس دزدکی از دوستان در حال عکاسی است با این امید که بعدها این عکس ها را از آرشیو بیرون کشیده و ذوق زده شان کنم.

سالها پیش وقتی که ریز گردها برای اولین بار راهش را به تهران باز کرده بود و تهران را به تعطیلی کشانده بود با دوستی راهی قله توچال شدیم که در شیرپلا به ایشان که مهندس هوا فضا و مربی کوهنوردی و دوست دوستم بود برخوردیم و همسفر شدیم تا قله ...

مرحوم مهندس پرویز ستوده شایق

مرحوم مهندس پرویز ستوده شایق در نزدیکی قله توچال

و در برگشت مشکلی برای من پیش آمد که باعث کندی فرود می شد اما هر چه اصرار کردیم مهندس از ما جدا نشد تا به تنهایی و سریع به پایین برگردد با اینکه مهمان داشت و همسر محترمشان راه به راه زنگ می زدند و نگران بودند.

مرحوم پرویز ستوده شایق

مرحوم ستوده شایق در حال آماده سازی دوربین برای گرفتن عکس اتومات

بهنگام صعود به قله و همچنین برگشت از قله کلی پیش ایشان شاگردی کرده و در عوض اذیتشان کردیم . بعدها یکبار هم در کلاس کوهنوردی ایشان شرکت کردم و چند بار هم در کوهستان بر حسب اتفاق زیارتشان کردم و البته یکی از خوانندگان پر و پا قرص وبلاگشان "نشاط کوهستان " بودم و چقدر هم سر به سرشان گذاشتم .

مرحوم ستوده در حال گرفتن عکس از من رفیق سابقم

پس از این کوهنوردی ، دوست چندین ساله و همنوردم  به مقام "سابق" نائل آمد ولی باعث ایجاد دوستی با ارزشی شد که برایم مغتنم بود ... حیف و صد حیف که این دوستی با ارزش زیاد دوام نیاورد و این دوست و مربی خوب خیلی زود از قفس تن رها شد و زندگی جاوید را برگزید و نشاط کوهستان را با خود برد. روحش شاد.

سعدیا ! مرد نکونام نمیرد هرگز.

یا علی مدد