بنام خدا

عده ای از برادران سنت و جماعت ( البته با گرايش وهابی گری ! ) وبلاگی راه اندازی کرده اند که بزعم خود به کشف حقايق دين بپردازند ( البته گويا برای خودشان همه حقايق روشن است ! و فقط می خواهند اين حقايق ! را برای برادران شيعه شان روشن نمايند و صد البته قسمت « پيامهای ديگران » نوشته های اين گروه فعال بود و تاحدی هم سعی در جوابگويی داشتند البته با زرنگی کامل همراه با فرافکنی ( ! ) و خمچنان بر طبل تو خالی خويش می کوبيدند بدون انکه جواب سوال مربوطه را داده باشند .

بهرحال بحثهای جالبی در اين وبلاگ شروع شده بود و انصافا جوابهای دوستان جالبتر از اين وبلاگ بود بطوری که گويا اين گروه دريافتند که حقايق قرار است برايشان ( ! ) روشن شود که در ورود روشنايی را بستند و قسمت « پيامهای ديگران » را مسدود کردند .

گفتگوهايی که جناب صباح با اين گروه انجام داده بودند در اينجا ضبط است ( خوب خاصيت تروريست بودن ايجاب می کند انسان سوابق را حفظ کند ! ) . دوستانی که مايل باشند تا بحث را پيگيری نمايند پيشنهاد می کنم از بايگانی تروريست استفاده نمايند .

و اما از انجايی که ايشان جواب سوالات بنده را در قسمت « پيامهای ديگران » مطلب زيرين داده اند بدون اينکه جواب بنده را دوستان داشته باشند بر ان شدم تا ابتدا مطلب خودم و سپس مطلب ايشانرا بياورم :

برايشان نوشتم :

« باسلام . از مطالبتان اصلا بنظر نمی رسد که بدنبال کشف حقيقت باشيد . / در مورد تحريف قران و شفاعت در پيامهای ديگران دوستان از جمله حسن صباح مطالبی مرقوم داشته اند که بسادگی از کنار ان رد شده ايد و تنها حرف خود را زده و سوالها را بی جواب گذاشته ايد و بقول اقای صباح بجای فرافکنی بهتر است که به اصل مطلب بپردازيد : اختلاف در بين مسلمانان از کجا ناشی شد ؟ ايا خلافت حق علی ( ع ) بود يا نه ؟ ايا افضلترين شخص به جانشينی پيامبر علی ( ع ) بود يا کس ديگری ؟ و ... /
اما در مورد بحث فدک : بنده معلومم نشد که نظر خود شما کدام است ايا کلا مسئله فدک را منکر می شويد و يا برداشت بنده اينست که خير ؛ شما نيز عقيده داريد که حضرت فاطمه زهرا ( س ) در زمان حیات مدعی فدک شده بوده و خلیفه صدیق در مقام قاضی حکم بر علیه ایشان داده است . شکر خدا تا به اینجا را پذیرفته اید ( برعکس شهادت ایشان که منکر ان هستید ) . پس این یک دلیل برای اینکه ثابت شود اهل بیت لااقل با خلیفه اول مشکل ( هرچند مشکل مالی یا قضایی ) داشته اند. / سوال دیگر : ایا این موضوع که در این مقال هیچ اشاره ای به خطبه ( فدک ) حضرت زهرا نکرده اید یکطرفه به قاضی رفتن نیست ؟ ایا این خطبه را نیز قبول ندارید و ساختگی می دانید یا در کتب معتبرتان این خطبه را نخوانده اید ؟!
براستی چرا اینهمه روایات نوشته اید و یک کلمه از احتجاجات حضرت زهرا را نیاورده اید ؟ انجا که بر سر ابو قحافه فریاد می زند که : « ای پسر ابی قحافه ! ایا در کتاب خدا نوشته شده که تو از پدرت ارث بری و من از ارث پدرم محروم باشم ؟ و عجب افترای بزرگی بر خدا بسته ای ( منظور همان روایتی است که شما هم نوشته اید : دروغی که ابوبکر به پیامبر خدا بست ) ایا از روی عمد کتاب خدا را پشت سر نهاده ای و عمل به انرا ترک نموده ای ؟ خداوند در قران می فرماید که سلیمان از داود ارث برد و انجا که حکایت یحیی فرزند زکریا را بیان می فرماید که زکریا از خداوند درخواست نمود ای پروردگار فرزندی بمن عنایت فرما که از من و ال یعقوب ارث ببرد ... ایا شما که می گویید من از پدرم بهره و نصیبی ندارم و از پدر خود ارث نمی برم ایا خداوند برای شما ایه ای فرستاده که مرا از فرزندی پدرم خارج کرده ... » / براستی که فاطمه بر ايه ای استناد کرد و ابوبکر و دارو دسته اش که نتوانستند بر ايه ای استناد نمايند از خود حديث اختراع کردند و دروغ بر پيغمبر خدا بستند و اين اولين دروغ و حديث جعلی در اسلام بود ( و خداوند همه سازندگان احاديث جعلی را لعنت فرمايد ) .

اما چند سوال بشماره مطرح می کنم و اگر گروه شما مصر بر کشف حقیقت است به این سوالات
جواب دهد :
۱- در سبقت بر اسلام کدامیک از خلفا مقدم بودند ؟
۲ - کدامیک از خلفا هرگز بتی نپرستید ؟
۳ - عالمترین خلفا کدامیک بود؟ (  حتما مسئله فاضل و افضل را شنیده اید)
۴ -  کدامیک برادر پیغمبر ( ص ) بود؟
۵ - کدامیک شجاعترین امت بود ؟ ( می دانید که در کتب تاریخ حتی نام کشتگان و گشندگان ضبط است و مثلا در جنگ بدر از ۷۰نفر کشتگان دشمن ۳۳تا ۳۶ نفر را امام علی کشت یا در کشتنشان شریک بود و مثلا خلیفه دوم عمر ابن خطاب در تمامی این جنگها فقط یک نفر را کشته و انهم عموی خودش بوده است و از ابوبکر صدیق هم که هیچ اثری در کتب خودتان هم نیست و قضیه فرار عثمان در جنگ حنین هم برای خود شما بسیار مشهور است ) .
۶ -  ایا قضیه غدیر خم را بکلی منکر هستید یا اینکه مثل بعضی از علمای قومتان برداشت متفاوت از این ماجرا دارید ؟
۷ - ایا شما که در پی حقایق هستید اگر در انزمان بودید با چه کسی بیعت می کردید ؟
۸ - ایا راجع به بیعت گرفتن از مردم ویا نحوه این عمل و یا جانشینی پیامبر از شخص پیامبر حدیثی سراغ دارید و ایا ایه ای که بتواند عمل بیعت را توجیه کند سراغ دارید ؟ ( بخصوص که عده ای مهاجر و انصار در سقیفه جمع شدند - درحالی که بیشتر مردم در سوگ پیامبر نشسته بودند - تصمیمی گرفتند و مردم را ملزم و مجبور  به این بیعت کردند )
۹ - ایا قضیه مشهور اخرین پنجشنبه حضرت رسول ( ص ) را شنیده اید که وقتی پیامبر اکرم لوح و قلم خواست تا چیزی بنویسد که قوم متفرق نشوند و او گفت که پیامبر هذیان می گوید و امی است و سواد خواندن و نوشتن ندارد . این شخص چه کسی بود ؟ ( ایا این قضیه را - که مثلا در کتاب تاریخ طبری نوشته شده و نام این شخص را حذف کرده است در حالی که در همین کتاب انقدر در نوشتن جزئیات پافشاری شده که حتی اسم استران و اسبان و زره های حضرت رسول را نوشته ولی نام این شخص را حذف کرده است - را نیز بکلی منکر می شوید ؟ )
۱۰- چرا اجازه ندادند مردم خود انتخاب نمایند ( درست مثل انتخاب امام علی ( ع ) پس از قتل عثمان ) ؟

البته هزاران سوال اساسی دیگر نیز هست که فعلا به همین بسنده می کنم و امیدوارم برای اثبات حق طلبی تان به این سوالات جواب دهید هرچند در موارد قبلی مشاهده کرده ام که با زرنگی از جواب دادن به سوالات طفره می روید و فقط بر طبل خویش می کوبید .
یا حق »

و ايشان زحمت کشيده و در وبلاگ بنده مطالب زير را پيام گذاشتند :

« نويسنده: گروه حقايق دين
 پنجشنبه، 26 تير 1382، ساعت 15:58
 
با سلام...به نظر می رسد شما مطالب را کاملا مطالعه نفرموديد...بحث های بعدی شما هم در مورد امامت است ولی ذکر چند نکت را لاز می دانم...دوست گرامی...همانطور که در متن گفتم فدک مال فی محسوب می شود و از آن خدا و رسولش و خويشاوندان رسول و يتيمان و تهيدستان و مسافران در راه مانده مي باشد و فرد خاصي مالك آن نمي باشد. از اينرو نصف زمينها و باغهاي فدك كه در حيات طيبه رسول خدا(ص) به تصرف مسلمانان درآمد مال فيء محسوب مي شد، رسول خدا(ص) از محصول آن بقدر نياز براي اهل بيت و خويشاوندانش مصرف مي نمود و باقيمانده را در راه خدا به فقراء و تهيدستان انفاق مي كرد.و در زمان خلفا هم به قدر نياز به خويشاوندان می دادند...
 
فدک حق فاطمه و شخص خاص ديگری نبوده است چنانکه در معجم البلدان، ج 4، ص 240 ذكر شده كه فاطمه زهرا(رضي الله عنها) از رسول خدا خواست تا فدك را به او هديه كند اما رسول خدا نپذيرفت و فرمود: براي تو شايسته نيست كه آن را از من بخواهي و براي من شايسته نيست كه آن را به تو بدهم.
اگر فدک متعلق به زهرا(رض) بود حضرت علی(رض) در زمان خلافتش آن را به اهل بيت بر می گرداندند ولی چنين کاری نکردند...همانطور که در وبلاگ آورده ام زهرا(رض) به سمت ابوبکر رفت و فدک را درخواست کرد و ابوبکر هم قول پيامبر(ص) را آوردـدر شرح نهج البلاغه لابن ابي الحديد جزء شانزدهم ص 216 آمده است كه: ” وقتي زهرا ميراث خود را از ارث رسول خدا مطالبه كرد، ابوبكر(رضي الله عنه) قول رسول الله را برايش بيان نمود، فرمود: من به همان شيوه پيغمبر در آن عمل خواهم كرد حضرت زهرا از ابوبكر صديق عهد و پيمان گرفت كه آن را بهمان شيوه تقسيم كند.حضرت ابوبكر به او قول داد كه به همان شيوه تقسيم كند“ )اگر زهرا ناراضی بود قولی می گرفت؟؟ و یا اینکه این قول گکرفتن نشان از ناراضی بودن زهرا است؟؟ در پايان روايت ابن ابي الحديد چنين مي فرمايد: ”ابوبكر از محصول فدك بقدر نياز به خويشاوندان رسول خدا(ص) مي داد و باقيمانده را بين نيازمندان تقسيم مي كرد“پس از وي هر سه خليفه(عمر. عثمان، علي) رضي الله عنهم به همان شيوه تقسيم نمودند و تغييراتي در آن به وجود نياوردند.
شما چند سوال را مطرح فرموديد که همانطور که گفتم مربوط به مبحث امامت است ولی اشاره ای به حديث قرطاس يا توهين به پيامبر(ص) فرموديد...حديثی که هم از نظر ظاهری دارای اشکال است و هم از نظر راوی...که بسيار بحث شده است...خداوند دل ما را برای پذيرش حق آماده نمايد...ياحق »

قضاوت با دوستان ؛ ولی اينک برای جلوگيری از طولانی شدن کلام تنها به قسمت پايانی خطبه حضرت زهرا در مسجد پيغمبر ( ص ) اشاره می کنم ( انشاءالله در همين ايام فاطميه کل اين خطبه را به دوستان فاطمه الزهرا ( س ) هديه خواهم کرد ) و نيز به قسمت ابتدايی وصيت نامه ايشان ؛ تا سيه روی شود هرکه درو غش باشد .

« ... ای مردم ! انچه گفتم می دانم که در شما اثری نخواهد داشت زيرا کناره گرفتن شما از ما با گوشت و پوست شما اميخته شده و احساس می کنم که مکر و فريب و وسوسه شيطان دلهای شما را فرا گرفته است اين اهی است از سينه دردمند من که انرا از دل بيرون افکندم و وظيفه خود را انجام دادم و حجت را بر شما تمام نمودم .

اکنون اين شتر خلافت را  بگيريد و بنا حق غصب نماييد اما بدانيد که پای ان مجروح و پشت وی زخم و غبار ننگ ان هميشه بر شما باقی است . اين عمل عصب شما بغضب خدا پيوسته و اين روش ناپسند شما به اتش روز جزا متصل است خداوند ميداند انچه را که شما مرتکب می شويد و به زودی ستمکاران اگاه شوند که به کدام مکان بازگشت می نمايند .

ای مردم ! من دختر ان کسی هستم که شما را از عذاب قيامت بيمناک ساخت و می بينم عذابی سخت شما را احاطه نموده است انچه را که می خواهيد عمل کنيد و ما بر انچه حق است عمل می نماييم .

شما منتظر نتيجه عمل خود باشيد و ما منتظر روز تشخيص حق از باطل و سعيد از شقی خواهيم بود .»

و اينک قسمتهای ابتدايی وصيتنامه دخت پيامبر :

« و اينک در حالی هستم ميان اندوه و غم بسيار ؛ فقدان پيامبر ؛ و ظلمی که نسبت به وصی او انجام شده ؛ بخدا سوگند پرده حرمتش را دريدند ؛ مقام امامت و رهبريش را بر خلاف تنزيل کتاب خدا و تاويلی که پيغمبر از ان فرمود از دستش ربوده و ازو گرفتند ؛ و انگيزه ای نداشتند جز کينه هايی که از جنگ بدر از او داشتند ؛ و انتقامهايی که بدين وسيله از جنگ احد می خواستند بگيرند و ان کينه و انتقامها را در دلهای نفاق جويانه خويش پنهان کرده بودند ...

بخدا سوگند ؛ روزی دارم که از دنيای شما بيزارم و از مردان شما خشمناکم ؛ پيش از انکه چشم اميدی به ( ياری و کمک انها ) داشته باشم انان را از پيش نظر خود به کنار افکندم ( چون در انها مردانگی سراغ نداشتم تا چشم اميدی به انان داشته باشم ) و پس از انکه در معرض ازمايششان در اوردم انان را دشمن خود دانستم و چه زشت است ( در ميدان کارزار و مبارزه ) شمشير شکسته و نيزه سست و رای و تدبير پراکنده و مضطرب !

و براستی که بدست خود چه کردار زشتی را برای فردای خويش فراهم کرده و مورد خشم خدای تعالی قرار گرفته و در عذاب الهی مخلد هستند .

و بناچار من افسار خلافت و وزر و وبال غصب فدک را به گردن خودشان انداختم و ره اوردهای اين يورش را به عهده خودشان واگذار کردم ... »

يا علی مدد