بنام خدا

برای اینکه هم آمادگی خود را برای صعود پیش رو حفظ کنیم و همچنین مشکل روزه ماه مبارک را حل نماییم تصمیم گرفتیم صعودی خارج از تهران داشته باشیم که هم فرح بخش باشد و هم ...

پس ساعت 2 صبح روز جمعه 5 تیرماه قدم در جاده هراز می گذاریم . آش رشته پر از کشک نصف شبی امامزاده هاشم خیلی می چسبد بطوریکه قرار می گذاریم راه برگشت را از امامزاده هاشم انتخاب کنیم تا باز هم آش کشک( آش رشته) خوشمزه بخوریم.

 ابتدای جنکل

هوای امامزاده هاشم طبق معمول بسیار خنک است و ما که هوای گرم بیش از 40 درجه تهران را تجربه کرده ایم دوست داریم باقیمانده شب را در این هوای سرد تابستانی (!) سپری کنیم که به توافق نمی رسیم و تصمیم می گیریم مستقیم تا مسجد حضرت صاحب الزمان (ع) واقع در جبهه جنوبی دماوند برویم و صعودمان را تا بارگاه سوم ادامه دهیم.

ورودی جبهه جنوبی دماوند

ورودی جبهه جنوبی دماوند

از پلور به سمت چپ پیچیده و جاده رینه را ادامه می دهیم تا به ورودی جاده خاکی جبهه جنوبی می رسیم ." راه بند" جبهه جنوبی را از قسمت بالاتر کوه به ابتدای جاده منتقل کرده اند و راه بسته است و مسئول مربوطه در خواب ناز . دلمان نمی آید بیدارش کنیم و اراده می کنیم در کناری بخوابیم که صدای اذان بلند می شود. نماز را  خوانده و به قصد چرتی در خنکای سحرگاهی به خواب ناز می رویم تا اینکه گرمای آفتاب عالمتاب به ما می فهماند که دیگر زمان صعود به بارگاه سپری شده است گرچه خواب شیرین در هوای سرد سحرگاهی در دامنه دیو سپید پای دربند خاطره می شود برایمان.

مرتع زیبای ابتدای صعود به قله الیمستان

مسیر را به سمت آبگرم رینه ادامه میدهیم اما آبگرم های رینه مورد پسند دوست و همنورد عزیزم آقا مهدی قرار نمی گیرد و ما جاده هراز را در پیش می گیریم . مقصد جنگل الیمستان ...

جنگل الیمستان

بعد از آخرین تونل (تونل لهاش1) از دست راست جاده خارج می شویم و به سمت روستای لهاش ارتفاع می گیریم. از روستا آب تهیه کرده و بالاتر می رویم تا قبل از رسیدن به روستای الیمستان ماشین را پارک کرده و تن به خنکای جنگل می سپاریم. کوهنوردی زیر سایه درختان جنگل لذتبخش است. مسیر هم دارای تابلوهای کوچک (به سمت قله) می باشد و هم پارچه هایی به درختان مسیر بسته شده تا کوهنوردان و طبیعت گردان راه را گم نکنند.

 مرتع قبل از قله

کم کم اوج می گیریم و از جنگل خارج می شویم . کمی بالاتر و درست زیر قله الیمستان یا امامزاده قاسم مرتعی بسیار زیباست که دارای دو چاله بزرگ است که گرچه اهالی آنها را جای زانوان رستم می دانند اما به نظر می رسد ثمره کاهش ابهای زیرزمینی باشد . ساعتی در قله استراحت می کنیم و آبی می نوشیم و بر می گردیم . به پیشنهاد دوست عزیزم هر یک نایلونی بری جمع اوری زباله ها برداشته ایم و مشغول ... اما ، ساعتی پس از ورود به جنگل متوجه می شویم که راه را گم کرده ایم...

جنگل الیمستان

گرچه در اینگونه مواقع باید راه رفته را بازگشت اما نوعی ماجراجویی ما را وا می دارد که خود را به جنگلی بسپاریم که دیگر کاملا بکر است . پس از سه ساعت پیاده روی در دل جنگل بکر تازه نگران می شویم . پس سعی می کنیم تا مسیر و جهت درست را پیدا کنیم . جی پی اس موبایل ها بعلت فقدان انتن کار نمی کند و تنها می توانیم به کمک قطب نمای موبایل جهات جغرافیایی را تشخیص دهیم .

 مناظر اطراف از قله

تصور ما بر این است که به سمت شمال منحرف شده ایم و باید مسیر خود را در جهت جنوب و جنوب غربی ادامه دهیم پس به دنبال راه پاکوب می گردیم که به سمت دلخواه ما باشد . گاهی می یابیم و پس از اندکی یا محو می شود و یا به پرتگاهی منتهی می گردد. پس از ساعتی خود را در مرتعی می یابیم که چند گاو مشغول چرا هستند . نه ما زبان آنها را می فهمیم و نه انها زبان ما را ... کمی استراحت می کنیم و  کمی از آب جیره بندی می خوریم .

میوه های جنگلی

تنها دو ساعت تا تاریکی هوا زمان هست و ما کمی جدی به این موضوع فکر می کنیم . قطعا گاوها به روستا برخواهند گشت اما کدام روستا ؟ پیروی از گاوها آخرین گزینه یک گمراه است پس بازهم مسیر جنوب را پی می گیریم . شدیداً خسته شده ایم و با نهایت سرعت به مسیر خود ادامه می دهیم . درست یکساعت مانده به تاریکی به مرتعی می رسیم که دو کلبه آغل در انجا وجود داشت که مایه امیدواری بود می تونستیم با جمع اوری هیزم شب را در آنجا بگذرانیم .اما نبود آنتن تلفن همراه و نگرانی خانواده هایمان باعث می شود که شور کنیم تا تصمیم درستی بگیریم .

جنگل بکر

گرچه گم شده ایم اما عکس های یادگاری می گیریم!

مایه امیدواری بعدی ما مشاهده دماوند بود که درجهت جنوب قرار داشت و از همه مهمتر توانستیم جاده خاکی روبروی جاده لهاش را در آنطرف جاده هراز به خوبی تشخیص دهیم و مطمئن شدیم که مسیر درستی را انتخاب کرده ایم . پس تصمیم گرفتیم تا یکساعت دیگر به سمت جنوب برویم و اگر نتوانستیم از جنگل خارج شویم به سمت آغل برگردیم .

عکس یادگاری با مناظر بکر جنگل

آقا مهدی که با هوش سرشار خود مسیر درست را انتخاب کرد.

با سرعت هر چه تمامتر مسیر جنوب را پیش گرفتیم و هر از چند گاهی که از لای انبوه درختان چشممان به جمال دماوند با شکوه روشن می شد جانی تازه می گرفتیم . پیدا کردن راه پاکوب هم باعث امیدواری بیشتر ما شد ... اما پس از ساعتی پر التهاب و سریع بالاخره درست سر بزنگاه و قبل از تاریکی هوا از قسمت جنگلی خارج و روستای الیمستان و لهاش رویت شد.

جنگل بکر الیمستان

خدا را شکر کردیم و پس از اندکی رفع خستگی به سمت جاده راه افتادیم ... گرچه ترافیک جاده هراز بیش از جنگل نوردی خسته مان کرد اما همینکه یک شب نگرانی را از خانواده های خود دور کرده بودیم ، خوشحال بودیم... خوشحال .

 مسیر صعود به قله الیمستان و مسیر انحرافی

مسیر صعود به قله الیمستان (قرمز) و مسیر انحرافی (زرد)

هیجان و اضطراب ، بیم و امید ، نگرانی و خوشحالی و ... همگی وقتی خاطره شدند ، لذتبخش می شوند .

پ ن :  ضمنا گزارش چند سال قبل از منطقه لهاش در وبلاگ دستار گردشگر (پسرانم).

یا علی مدد