بنام خدا

سالها همینطور به سرعت می گذرند و ما هر چه بر سرعتمان می افزاییم عقبتر می مانیم. سالهای 92 و بخصوص 93 همانطور که از قبل هم انتظارش را داشتم سالهای خوشایندی برای من نبودند . گرچه روزهای خوش این سالها کم نبود اما سخت ترین روزهای زندگیم در این دو سال گذشت . شاهد زنده این ادعا "موی سفید  است  کز الطاف دوست ".

البته هر گاه که خود را در چاه تنهایی اسیر می دیدم تنها پناهی که می توانستم به سویش بشتابم محضر دوست بود که او نیز هر بار یک نوید تکراری می داد : ... "انها را از حال امروزشان آگاه خواهی کرد " ... توجه "دوست " به "غیابت الجب" ای که در آن هستم تنها موجب آرامش قلب من است.

***

حس خوب و امیدوارانه به سال جدید دارم . حسی خوشایند و دوست داشتنی ...

برای همه دوستانم نیز این "حس خوشایند" را آرزو می کنم.

پیشاپیش سال جدید را برای همه دوستان و هموطنان عزیزم تبریک عرض نموده و برایشان سالی خوشایند بهمراه توفیق الهی آرزومندم.

پینوشت 20 فروردین 94 : نوشته های پیشین وبلاگ را مرور می کردم دیدم چقدر گره خورده ام (گره زده) با سوره دوست داشتنی ام ! چقدر دوستش دارم...

یا علی مدد