بنام خدا

وقتی سر صبحی زدیم به جاده مقصد مشخصی نداشتیم . ابرهای بالای البرز ما را به سمت غرب کشاند . جاده چالوس و جاده کردان تکراری شده و کمی آنطرفتر جاده دیگری است که از دل البرز می گذرد . کوهستانهایی بکر با مردمی متشخص و خاص. پس بخاطر علاقه ای که به این دیار داریم ، جذبش می شویم .

ابرهای متراکم روی البرز ما را بسوی خود خواند

سرزمین و اقلیمی که وقتی وارد آن می شوی حسی در وجودت سرشار می شود. اینجا یک "خزانه" است . خزانه اهل بیت (ع) . خاک این اقلیم "سادات" پرور است و تنها گشت و گذاری ساده در این اقلیم ، حدیثی را که تعدادی از یاران حضرت قائم (عج) را از دین دیار می داند باور پذیرتر می سازد .

بسیاری از روستاهای این سرزمین تا همین اواخر همگی سید بوده اند و  هنوز روستاهایی هستند همه اهالی آن بدون استثنا "سید" هستند و شاخه ای از شجره طیبه سید المرسلین (ص) را چون مروارید در دل خاک خود به امانت و یادگار و سندی محکم و موثق حفظ کرده اند . روستاهای "سید آباد" حسنجون و نیز "اورازان" از جمله این قبیل روستاها هستند.

اینجا طالقان است.

امامزاده ابراهیم تکیه ناوه طالقان پایین

امامزاده ابراهیم تکیه ناوه(طالقان پایین)

سرزمین که بزرگان زیادی را در خود پرورده است که شاید مرحوم آیت الله طالقانی ، شهید تیمسار فلاحی ، جلال آل احمد از چهره های معاصر این سرزمین هستند.

 ابتدا سری به طالقان پایین ؛ روشنابدر ، تکیه ناوه و امامزاده ابراهیم زدیم . بعد به طالقان بالا رفته و به سمت سید آباد رفتیم . ولی فهمیدیم که رفتن به بالای کوههای سید آباد که سید جلیل القدر "قاضی میر سعید"  که جد همه اهالی سیدآباد است در آنجا آرمیده در فصل زمستان ممکن نیست. پس به سمت "اورازان" رفتیم .

گرچه جاده اورازان برف گیر و گردنه است اما آسفالته است . بخصوص که برف کوههای ان برای برف بازی کافی است.  

زمستان اورازان

 اورازان در زمستان

کمی که ارتفاع می گیریم همه جا از برف تازه سفید پوش شده و همین بر شعف مان می افزاید . از جاده اصلی که وارد جاده اورازان می شویم کل جاده در اختیار ماست و وقتی به روستا می رسیم آنجا را تقریبا خالی از سکنه می بینیم.

روستایی که به گفته جلال در سال 1326 کمتر از 700 نفر جمعیت داشته اکنون باید بیش از اینها سکنه داشته باشد که البته اکثرشان ساکن تهران شده اند و تابستانها از روستای زیبایشان بعنوان ییلاق استفاده می کنند و در زمستان معدودی کهنسال در انجا ساکن هستند و چند جوانی که برای رسیدگی به احشام و صد البته نگهبانی منازل روستا انجا هستند .

اهالی اورازان سند و مدرک سیادت خود را حفظ کرده اند . دو برادر سیدی بنیانگذار روستای اورازان و روستاهای اطراف و جد همه اهالی هستند در امامزاده "معصوم زاده" دفن هستند. گرچه امامزاده بسته بود و قبرهای اطراف نیز زیر برفهای انبوه گم بود ولی فاتحه ای نثار حضرات معصوم زاده (سید علاء الدین و سید شرف الدین ) نثار کرده و عکسی به یادگار گرفتیم .

آرامگاه معصوم زاده - سید علاء الدین و سید شرف الدین  اورازان

آرامگاه امامزاده معصوم زاده

سید علاء الدین وسید شرف الدین

جلال آل احمد در اورازان می نویسد که اهالی معتقدند در این روستا هیچ فرد عامی (غیر سید) بیش از چهل روز زنده نمی ماند یا می میرد و یا می ترکد و تنها یک استثنا دارد و انهم عروسهای غیر سید ... آنقدر از دیدن این روستای زیبای سفید پوش سر ذوق آمده ام که آرزو می کنم ایکاش دامادهای غیر سید این روستا هم استثنا می شدند!

اخر نوشت : جلال در اورازان راجع به این امامزاده چنین نوشته است :" آنچه برای یک مسافر جالب به نظر می رسد این است که "معصوم زاده" صورت یک امامزاده معمولی را ندارد . اهالی نه از نظر قدسی که در این موارد موجب احترام است بلکه همچون مقبره دو تن از پدران خود با آن رفتار می کنند . نه چراغی در آن می سوزند و نه شمعی دارند که بیفروزند . فقط اگر پیرمردی باشد که حوصله زیارت اهل قبور را داشته باشد سری هم به امامزاده می زند."

ضمناً مطالعه "اورازان " را به اهل مطالعه توصیه می کنم.

یا علی مدد.