بنام خدا

 در دامنه بزغوش کنار آبگرم نسیم خنک مجبورم کرد تا شام را در چادری که برپا کرده ایم بخوریم. همینکه مجبور شده ایم درست وسط تابستان برای جلوگیری از لرزیدن کاپشن تنمان کنیم یا پتو پیچ شام بخوریم کلی نشاط پیدا کرده ایم. خدایا شکر...

بعد از شام بیرون چادر دراز کشیدم تا لختی...  که ناگهان از هیجان نیم خیز شدم. فریادی که ناخودآگاه زدم همه را هراسان کرد.نگاه همه همراهان مسیر نگاهم را دنبال کرد و آنها نیز مثل من همه مبهوت ماندند... آسمان پر ستاره! ...  نه بلکه بیشمار ستارگان غرق در آسمان!... حتی در شب کویر نیز اینهمه ستاره ندیده بودیم. حتی طبقات ستارگان قابل تشخیص بود. خدایا این آسمان تو چند طبقه است مگر!!!

و زیباتر از همه دیدن راه شیری بود...  شب لذتبخش بیاد ماندنی دامنه بزغوش...  حتی به قیمت لرزیدن تا صبح باید در این آسمان زیبا غرق می شدم... یادم آمد که در دوران بچگی یکی از این ستاره ها را به نامم زده بودند که اکنون هر چه می گردم نمی یابم ... دریغ از عمری که "بی ستاره" سر کردم!

×××

 چیدمان اسباب و اثاث خانه با سلیقه تمام انجام شده بطوریکه نمی توانی بگویی مثلا اگر چیدمان به شکل دیگری بود بهتر می شد یا اگر مثلا تابلوها در جای دیگری نصب می شد بهتر بود. همه چیز نو و استفاده نشده.زیبا و خوش سلیقه و تا حدودی اعیانی. هر تازه واردی می فهمد که جهیزیه تازه عروس در این آپارتمان زیبا چیدمان شده و منتظر عروس خوشبخت است تا در بهترین و ثروتمندترین نقطه و برج شهر زندگیش را شروع کند...

می گوید: فلانی!  هنوز توی آشپزخانه این خانه غذایی پخته نشده، هنوز توی این همه لحاف و تشک کسی نخوابیده، هنوز هیچ کودکی به این خانه پا نگذاشته ، هنوز ... 

تاکنون فقط دوبار مهمان برایمان آمده و غذا هم از بیرون سفارش داده شده... صبحانه و ناهار در محل کار خوردم و شام اکثراً در محضر مادر خانوم و گاهی هم مادرم و اگر زمانی مجبور شدیم مهمان خودمان باشیم رستوران محله نگذاشته که گرسنه بمانیم.  خدا رو شکر که گرسنه نمانده ایم...

حتی طرز پختن یک نیمرو را نمی داند و برای کوچکترین تصمیم باید رای مادرش را بداند، "آمد" که هیچ برای ،"رفت" به خانه خواهرهایم هم بعد از کلی جنگ ممکن می شود . بی هیچ علم و هنر و جلوه و عشقی ، "ادعا" و "افاده" و نگاه از موضع بالای خانواده شان تحمل ام را طاق کرد ... 

 تصور هفت سال زندگی این چنینی قابل تصور نیست. مردان بخصوص بعضی هایشان خیلی صبورند تا کاسه صبرشان سرریز نشده اهل تحمل اند اما امان از روزی که تحمل مرد تمام شود که همه چیز تمام شده است حتی عشق!