بنام خدا

فصل ریواس را همیشه دوست داشته ام و صعود در این فصل که همه کوهها سبز و پر گل و شکوفه است لذتبخش است شدید ! هرچند که سالهاست طعم ریواس برایم تلخ است . تلخ تلخ...

امروز هم طبق یک رسم همیشگی مراسم زیارت عاشورا در محل کار برقرار بود . خواندن زیارت عاشورا انهم در سالروز وفات بانوی مصیبت و کانون وفا حضرت زینب(س) و در حالیکه بوی باران همه جا پیچیده و تلخی طعم ریواس در حال تازه شدن است عجیب می چسبد...

دست بر سینه چشمها بسته می شوند تا از دل طوفانی و از فاصله بس دور و بس نزدیک سلامی عرض کنی به ارباب بی کفن : السلام علیک یا ابا عبدالله ...

طبق معمول ایستاده ای روبروی صحن مطلای علمدار کربلا... این چه حکمتی است که تا نام عشق بر زبان جاری می شود دل به طول یک خیابان با صفا فاصله می گیرد از انچه بر زبان جاری می شود ...

تا چشم و زبان همدل شوند و درست سر بزنگاه دوستی از راه نرسیده درست در کنج مجلس و چشم در چشم من می نشیند : چش تو چش ... خروس بی محل...

زیارت تمام می شود و من می مانم و هوای بارانی و دل طوفانی و باز این بغض در گلو و  طعم تلخ ریواس...

 توضیح 1 : ریواس گیاهی از تیره ترشکهاست که ساقه اش طعم ترش ملسی دارد و ماه اردیبهشت فصل زندگی این گیاه در کوههای تهران است.

توضیح 2 : ماجرای تلخ فصل ریواس که چند سال پیش در غفلت تمام اتفاق افتاد هم اکنون و همین الان برای عزیزی دیگر در حال اتفاق است ...

توضیح 3 : با اینکه همان سال نیز به خود ریواس نرسیدیم و برگهای خشک شده نارنجی اش فقط عکسهایمان را پر کرد و فصلی که آغاز آشناییم با دوستی شد که مجازی ادامه یافت ... هر چند در نهایت دیدار به قیامت کشید...

 التماس دعا

یا علی مدد.