بنام خدا

امروز هم مثل روزهای دیگر خداست . درست ساعت صفر امشب صدای اس ام اس خوابم را پراند تا کسی به من ثابت کند که دوستم دارد و برای این دوستی تا نصف شب بیدار مانده تا اولین نفری باشد که امروز را به من تبریک می گوید!

خواب آلود هر چه متلک نیمه رکیک بلد بودم خیلی تلگرافی برایش اس ام اس کردم ... زدن توی ذوق کسانی که دوستشان دارم (واقعاًَ دوستشان دارم) یک مرض بسیار قدیمی است که دارم و خدای مهربان هم هیچ اصراری به شفای بنده اش ندارد!

از اول صبح هم همراه اول 24 ساعت مکالمه رایگان جایزه می دهد،شرکت بیمه ، بانک ، پوشاک ...، شرکت ...، اداره کل منابع انسانی ... و تا هم اکنون نیز دو تن از همکاران "حساس پر از احساس" اس ام اس تبریک فرستاده اند که ...

اما دوستان خیلی نزدیک می دانند که امروز سالروز تولد جعلی من است و نه امروز و نه روز تولد واقعی ام هیچ احساسی نداشته ام جز اینکه سالهای رفته عمرم را با انگشتانم یکی یکی شمرده ام !!! ... تا سال 49 یک ، 50 دو ، 51 سه و ... اکنون 93 می شود چهل و پنج سال تمام .البته فعلا جعلی اش!... 

چند ترمی حسابداری خوانده ام و به نوعی شغلم مرتبط با امور مالی است و خوب بلدم چرتکه بیاندازم .

پس دارایی هایم را شمارش می کنم :

1 -  "خدایی" که در این نزدیکی است . حواسش به همه بندگانش هست حتی اگر نمک خورده و نمکدان را با خود برده باشند!

2 - " پدری " از جنس آرامش و نور . یک "پشت گرمی" بزرگ که وجود و حضورش باعث احساس گرمای زندگی است . یک تکیه گاه قوی . حس بودنش "خیال راحت" به انسان ارزانی می کند. سایه همه پدران بر سر فرزندان مستدام باد.

2 - "مادری" چون گل سرخ ، محکم و مقتدر ، هنوز عصبانیت او لرزه بر اندامم می اندازد و مهربانیش "همه زندگی" من است . گاهی که فرصت کنم سر به روی پاهایش بگذارم دیگر بهشت خدا هم به کارم نمی آید.

3 - "برادرانی" غیور و "خواهری" با صفا که بودنشان باعث دلگرمی و غرور و افتخار من است .

4 - "همسری " مهربان و نازنین که وجودش مایه حیات من است . با بودنش زندگی "محسوس" می شود و گذر عمر "مسکوت" می ماند و همین است که بیش از 20 سال است سنم از 24 بالا نرفته است. چتر مهربانیش همیشه برای همه گسترده است . او که با "نسیم خنکی" تنش می لرزد ،بیست سال است که به یک "سنگ یخی" تکیه کرده است.

5 - "پسرانی" چون سرو ، برنا و رشید که "هستی" را برای پدر معنا می کنند و سوی چشمان پدری هستند که آینده را تنها با نگاه آنها می نگرد.

6 - "فامیل و اقربایی" بس با محبت و متفق که با شادی هم شاد و با درد و اندوه هم غمناک می شویم .

7 - "دوستانی" هر چند اندک اما یک دل و یکرنگ ... گرچه برای دوستان همیشه وقت کمی داریم اما از همان وقت فراغت به اندازه یک زندگی لذت می بریم ... درست گفته اند که دوست "برادری است که انتخاب می کنی" و برادر انتخابی گاهی از برادر صلبی عزیز تر است...حتی اگر "جدا افتاده" یا "دور افتاده" باشد! 

8 - امنیت ، سلامتی و راحتی معاش و کسب حلال ... نتوانم شمار کرد ... شمارش نعمتهایی که خدا به ما ارزانی داشته از توان چرتکه و رایانه خارج است .

خدایا شکرت . چقدر دارایی به من دادی که از عهده شمارشش بر نمی ایم .

شکرت خدا ... شکرت

پ.ن : همکاران محترم خانوم ادارات رسم دارند هر ماه دور هم گرد (گردهمایی) می ایند و متولدین (خانوم) آن ماه را دعوت می کنند و جشن میگیرند. از شانس من امروز روز جشن نسوان ادارات بود . ناغافل وارد شدند و با کیکی که آورده بودند تولدم را تبریک گفتند. خداییش اینها خدایان احساسند! شرمنده شان شدم.

یا علی مدد