بنام خدا

اول از همه سال جدید و عید نوروز را به همه دوستان و هر که گذرش به این صفحه می افتد تبریک عرض می کنم و برای همه دوستان و هموطنان عزیز آرزوی موفقیت و شادی و سرور و سلامتی دارم.

ماه در روشنایی روز

در سال جدید "ماه شب چهارده همیشه با ما بود!!!

سال قبل فالم خوش نبود هرچند شکر خدا "حادثه" فقط به روح و روانم زد و خدای مهربان چه ساده و راحت گردش روزگار را وفق مرادم چرخاند. دلخواهم را داد هر چند با کمی دلخوری! اما اکنون که بعد از گذشت سال به گذشته نگاه می کنم جز لطف مخفی خدا هیچ نمی بینم. ایکاش می توانستیم سر از حکمت خدا در بیاوریم. چقدر مهربان است. منت نمی گذارد که هیچ بلکه حتی بروی خودش هم نمی آورد! آنچه عمری به عجز و لابه خواسته ای داده است و تو نمی فهمی ...!

تهران در خواب

تهران همیشه در خواب است !!!

طبق سنت سالهای قبل ، از اولین روز تعطیلی سر ساعت 4 صبح بیدار باش و سر می گذارم به کوه و کمر. چه لذتی دارد هوای صبحگاهی اوایل بهار و مردمی که همه شادند و ابتدای صبح به طبیعت زده اند تا با انرژی مضاعفی که از رویش مجدد طبیعت می گیرند سال جدیدشان را اغاز کنند.

ماه بر بالای آرامگان شهدای گمنام

جلوه به ماه داده اند...

امسال ؛ روز اول سال را با شهدای گمنام  کلکچال آغاز کردم . تا آفتاب عالمتاب نورش را بر مزار انان بگسترد مهمانشان هم رسیده بود. اولین افتاب سال جدید را در کنار نام اورانی  تجربه کردم که بر سر سفره معبودشان روزی می خورند . نام اورانی که حتی از  نام و نشان خود گذشتند...

تا اهل خانه از اولین خواب سال جدید برخیزند با قمقمه ای اب چشمه شهدای گمنام رسیدم .

اقا ذبیخ اله

خسته نیست... پیر هم شود شیر است.

امروز تنها نبودم . همپای دوران نوجوانی ، آقا ذبیح اله ، همانکه تاتی تاتی کوه رفتنم آموخت ، افتخار داد و مهمان درکه شدیم اول صبحی . تا هوا روشن شود بیشتر مسیر تا پلنگچال را رفته بودیم . هم صحبتی او  مثل همیشه برایم لذتبخش است . هیچ نقطه اشتراکی در عقاید ما نیست اما پس از سالها هر دو فهمیده ایم که برای حفظ دوستی مان باید از بحثهای بی خود بپرهیزیم . هر چند اقا ذبیح را با بحثهایش بیشتر دوست دارم !

درکه

عکسی به یادگار از درکه

صبحانه مفصلی در پلنگچال خوردیم و به سرعت برگشتیم اما فاصله دور بود کمی تاخیر باعث کلی عتاب و خطاب شد . مهمانهای دید و بازدید عید امده بودند و همسر گرامی کلی حالمان را جا اورد .... مجبور شدم لباسهای عرق کرده ام را خودم بشویم!!!

آب چشمه

البته باز هم اب چشمه کار خودش را کرد... آب که مهم نیست این عشقی که آب چشمه را از دل طبیعت تا به کانون گرم خانواده کشانده مهم است ... اغلبشان کم توقع اند . همینکه در دل طبیعت هم بیادشان باشی کافی است .

خدا را شکر

یا علی مدد