بنام خدا

آشنایی با وبلاگ جناب آقای دکتر حبیب جعفرنژاد باعث شد تا با اشعار ناب ایشان اشنا شوم و لذت ببرم . بخصوص اشعار ترکی ایشان که برایم بسیار لذتبخش و دوست داشتنی است. مدتها بود که شعر زیبای ترکی نخوانده بودم که شکر خدا منبعی از اشعار را یافته ام در اورگیمین سوزلری - حرفهای دلم .

یکی از اشعار زیبای این شاعر متعهد را تقدیم دوستان می کنم تا با این بزرگوار آشنا شده و در صورت تمایل از طریق وبلاگ ایشان خواننده اشعار زیبایشان باشند.

 


 

تـــرسـم بـــزنـم در نـــدهـی راه بــه منزل

ایــن تـــرس شــود عــاقبتـم زهــر هلاهل

عمریست که بر سینه زدم سنگ تو را من

یک لحظـه نشــد ایـن دلــم از یـاد تو غافل

نـا دیــدن رخ نیســت دلیلــی کـه نبــوسد

از موهبــت عشـــق ســـرم چــوبه محمل

دانــم که نیاید شـب و روزی که در آن گاه

پـــاییـــدن راهــت بشــود کـوشــش باطل

نی! نیست چنین عشق تو شد لاف زبانم

افســـوس نـــدادم به دلـــت دلبــر من دل

گــرداب که شد دسـت به دسـتت ننهادم

همپــا نشــدم تا که رسم با تو به ساحل

هـرگـز مگـذاری صنمـا سـر به سرم چون

دادم ســر عهــدی به بیــابان مــن جـاهل

آســان شـــود آن روز بــــرایم کــه بیــایی

بی روی تو دنیای حبیب است چه مشکل !!

شاعر : دکتر حبیب جعفر نژاد

البته در ذیل این شعر توضیحات زیبایی هم آمده که خواندنش دلنشین است . 

امیدوارم اقای دکتر راضی باشند از نشر بی اجازه این شعر.

ضمناً وبلاگ پسرها(دستیار) هم بالاخره به روز شد.

یا علی مدد