بنام خدا

" ... در میان بازار مسجدی است که آن را باب الجوامع گویند و آن را عمرو عاص ساخته است به روزگاری که از دست معاویه امیر مصر بود و آن مسجد به چهار صد عمود رخام قایم است و آن دیوار که محراب بر اوست سرتاسر تخته های رخام سفید است و جمیع قرآن بر آن تخته ها به خطی زیبا نوشته و از بیرون به چهار حد مسجد بازارهاست و درهای مسجد در آن گشاده و مدام در آن مدرسان و مقربان نشسته و سیاحتگاه آن شهر بزرگ آن مسجد است و هرگز نباشد که در او کمتر از پنج هزار خلق باشد چه از طلاب علوم و چه از غریبان و چه از کاتبان که چک و قباله نویسند و غیر آن.

و آن مسجد را حاکم از فرزندان عمرو عاص بخرید که نزدیک او رفته بودند و گفتند ما محتاجیم و درویش و مسجد را پدر ما کرده است اگر سلطان اجازت دهد بکنیم و سنگ و خشت آن بفروشیم (!!!)

پس حاکم صد هزار دینار به ایشان داد و آن بخرید و همه اهل مصر را بر این گواه کرد و بعد از آن بسیار عمارات عجیب در آن جا کرد..."

متن بالا قسمتی از سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی بود ذیل مبحث "وصف شهر مصر" .

چه هزینه ای کرده بود سیاستمدار و نابغه عرب برای این مسجد! 

در جایی مطلبی خوانده بودم از این نابغه . بدین مضمون که " بهترین نوع نیکی کردن آن است که به کسی خوبی کنی که در زمان حیاتت نتواند جبران کند تا پس از مرگت برای فرزندانت نیکی کند و جبران مافات نماید".

و چه خدای عادلی است خدایی که حتی پس از قرنها نیت کسی را برآورده می کند و منتش را عوض می دهد تا اولاد و ترکه گرسنه و بیچاره اش برای رفع حاجاتشان سنگ و خشت مسجد را نکنند که بفروشند !!!

و اما...

حضرت سیدالشهداء امام حسین (ع) فرموده اند : " بهترین نوع نیکی کردن آنست که هیچ امیدی به جبرانش نداشته باشی" (نقل به مضمون)

و چه کریمانند ائمه و اولیای ما .

هانسی گروهین بله مولاسی وار ؟

یا علی مدد