بنام خدا
الهي ! ابوجهل از کعبه مي ايد و ابراهيم از بتخانه ؛ کار به عنايت بود باقي بهانه .


ديروز فيلم مستندي از سيماي يک پخش شد که واقعا تکان دهنده بود . فيلم مستند « ادواردو انيلي» واقعا تکان دهنده بود . اين فيلم بازخواني زندگي و مرگ ازادمردي بود که براي رسيدن به حق و حقيقت همه قيد و بندهاي بندگي غير خدا را پاره کرده بود و بخاطر عقيده و راهي که انتخاب کرده بود از همه چيزهاي دنيوي چشم پوشيده بود .
از ثروت و قدرت فرعون بايد چشم بپوشي تا موسي شوي .
بلافاصله به اينترنت مراجعه کردم تا شايد اثري از ايشان در اينترنت پيدا کنم . صفحاتي به انگليسي پيدا کردم که شما نيز اگر مايل باشيد مي توانيد با استفاده از موتور جستجوي گوگل به جستجو بپردازيد ولي مطمئن باشيد که در باره ايشان کمتر خواهيد يافت .
در کمال نا اميدي با استفاده از امکانات فارسي گوگل به جستجو پرداختم که به دو صفحه وب راهنمايي شدم :
۱- وب سايت اقاي حسين درخشان که لينکي صوتي تصويري در مورد اين موضوع ارائه کرده است البته بدون هيچ توضيحي ( با تشکر از ايشان ) .
۲- وبلاگ « محکوم بمرگ » که خلاصه اي از اين فيلم را نوشته است که مي توانيد در اينجا مطلب فوق را بخوانيد .
۳- سايت بي عنوان
که البته فیلم مستند فوق را در اینجا می توانید ببینید ( ۶۴دقیقه )
البته شاید مطالب دیگری هم بتوان یافت که مفید باشد ولی بدلیل اینکه مطالبی که یافتم کافی نیست پس بر ان شدم متن این فیلم را در این وبلاگ پیاده کنم تا شاید داستان زندگی این « مصعب بن عمیر » معاصر برای بعضی دوستان مفید باشد .

ادواردو انیلی
فیلم با ارائه توضیحی اغاز می شود :
کسانی که اطلاعاتی از ادواردو انیلی داشتند از ترس مافیای کمپانی فیات حاضر به مصاحبه با ما نشدند و از طرف دیگر پلیس ایتالیا برای جلوگیری از انتشار حقایق ؛گروه سازنده فیلم رادر میانه کار بازداشت و پس از چند روز زندان به اتهام تروریست بودن از این کشور اخراج کرد.
پنجشنبه ۱۵نوامبر سال ۲۰۰۰- ساعت ۱۰:۰۵صبح بزرگراه تورینو - ساوانا در شمال ایتالیا :
کارلو فراندینی معاون شبکه حمل و نقل تورینو - ساوانا در حالی که مشغول گشت زنی روزانه بود به اتومبیل فیات کرومای خاکستری رنگی برخورد که در نیمه های پل تورینو - سامانا در منتهی الیه سمت راست پارک شده بود چراغهای راهنمای روشن و دربهایش قفل نشده بودند .او فکر می کند که اتومبیل دچار نقص فنی شده و راننده اش برای اوردن تعمیر کار به تعمیرگاهی که در ان نزدیکی است رفته است . کارلو به تعمیرگاه رفته و در می یابد که هیچ کسی به انجا مراجعه نکرده است . وی در می یابد که باید اتفاقی افتاده باشد .
به محل پارک ماشین باز می گردد و از کناره های پل به ارتفاع یک و نیم متر ( این ارتفاع در فیلم کاملا مشخص است ) بالا می رود و در زیر پل جسد مردی را می بیند که با صورت بروی زمین افتاده است . او بسرعت گشتی های پلیس را در جریان می گذارد .
برای رسیدن به زیر پل که نامش بیشه کوچک است باید راهی طولانی را از میان مزارع و تاکستانهای انگور طی کرد . ساعت یازده ماموران پلیس بالای سر جسد رسیدند .
صورت مرد در اثر ضربه بشدت مجروح شده بود اما کارت شناسایی که داخل جیب کتش یافت شد متعلق به « ادواردو انیللی » تنها پسر سناتور « جیووانی انیلی » مالک کمپانی فیات و باشگاه یونتوس است .
نیکولا کاواریلی رئیس پلیس شهر تورینو شخصا به دفتر مرکزی فیات رفت و خبر این حادثه را به پدر ادواردو داد . سناتور جیووانی با هلی کوپتر شخصی اش به محل حادثه - که چهل کیلومتر با دفترش فاصله داشت - رفت و از نزدیک جسد پسرش را شناسایی کرد .

در فیلمی که مربوط به روز حادثه است شاهد هستیم که خانم مجری یکی از کانالهای تلویزیونی ایتالیا صحبتهایش را قطع و اعلام می کند :
- یک خبر بسیار غم انگیز : جسد اقای ادواردو پسر چهل و شش ساله اقای جیووانی انیلی پیدا شده است . این تمام ان چیزی است که در این لحظه می توانم به شما بگویم و در بخشهای بعدی خبر اطلاعات بیشتری به شما می دهیم .
بدلیل اهمیت و جایگاه خانواده « انیللی » چندین گروه خبری به منطقه اعزام می شوند تا پیرامون کم و کیف این حادثه گزارش تهیه کنند . ریکاردو بارتسون دادستان ویژه که برای تحقیقات در محل حادثه حضور یافته بود برای خبرنگاران گفت که علت حادثه هنوز مشخص نشده است و تحقیقات ادامه دارد .
اما تحقیقاتی که دادستان از ان صحبت کرد خیلی سرسری انجام شد ( شاید هم هیچ تحقیقاتی انجام نشد ! ) چرا که تا قبل از ظهرجسد ادواردو به قبرستان شهر اوکلانو که در نزدیکی محل حادثه بود انتقال داده شد و دکتر کشیش با تاییدوجود جراحات ناشی از ضربه به سر و قفسه سینه بدون کالبد شکافی گواهی دفن را صادر کرد .
بعدازظهر جسد ادواردو به ویلای ییلاقی شان در « ویلا تروزا » منتقل شد و صبح روز بعد زمانی که مادرش از نیویورک به تورینو رسید در حضور اعضای خانواده انیللی و بدون حضور خبرنگاران در مقبره خانوادگی شان بخاک سپرده شد . همانروز بود که بطور رسمی اعلام شد که ادواردو انیلی خود کشی کرده است . ( یعنی پس از دفن خبر خودکشی وی اعلام می شود .! )
این ادعای پلیس زمانی مطرح شد که او هیچ یادداشتی از خود بجای نگذاشته بود و صبح روز حادثه خیلی عادی با یکی از دا یی هایش تلفنی صحبت کرده بود و قبل از خروج از منزل طبق معمول به اشپز توصیه کرده بود که برای ناهار چه غذایی تدارک ببیند .

خلاصه ای از زندگی ادواردو :
ادواردو انیللی در ششم ژوئن ۱۹۵۴در کلنیکی در نیویورک بدنیا امد. پدرش سناتور جیووانی انیلی مالک گروه کارخانجات فیات و مادرش پرنسس مارلا از شاهزادگان خاندان کارلو بود .
ادواردو دارای مدرک دکترا از دانشگاه برینستون از ایالات متحده در رشته ادیان و فلسفه شرق بود .
خاندان انیلی بقدری در ایتالیا صاحب قدرت و نفوذ هستند که از انها بعنوان خاندان پادشاهی نام می برند .کارخانجات فیات که حدود صدسال پیش توسط پدربزرگ ادواردو بنیان گذاشته شد امروزه یکی از پایه های اقتصاد ایتالیا بشمار می رود . اما فیات تنها بخشی از دارائیهای خانواده انیلی است مجموعه کارخانجات اتومبیل سازی لانچیا ؛ لامبورگینی ؛ فراری و ایویکو و ... و ... ( نامها را متوجه نشدم ) بهمراه چندین کارخانه دیگر و چند بانک خصوصی و ... باشگاه اتومبیلرانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس همه متعلق به خانواده انیللی می باشد و اینها بجز شرکتهایی است که عمده سهامدارانش را اعضای این خانواده تشکیل می دهند .از جمله چندین شرکت ساختمانی - جاده سازی - هلیکوپترسازی و پل سازی که همین پل بیشه کوچک که جسد ادواردو در زیر ان پیدا شد توسط یکی از شرکتهای پدرش ساخته شده است .
کارشناسان اقتصادی درامد سالیانه خانواده انیلی را بیش از شصت میلیارد دلار براورد می کنند که سه برابر درامد نفتی جمهوری اسلامی ایران است .
اینکه ایا ادواردو خودکشی کرده است یا بقتل رسیده است و اینکه چه نسبتی بین مدیریت بر فیات و دکترای ادیان و فسفه شرق وجود دارد مسئله ایست که علت ساخت این فیلم را تشکیل می دهد .
ادواردو ۴۶ساله که با ادیان و فلسفه شرق اشنا بوده و خود نیز تنها وارث یک ثروت بیکران بوده است به چه دلیل سوژه ساخت یک فیلم مستندی شده است که دولت و پلیس ایتالیا مانع از ساخت این فیلم شده اند و گروه فیلمبرداری را به اتهام تروریست بودن دستگیر و جند روز زندانی کرده و انگکاه از ایتالیا اخراج می کنند ؟
و باز هم ...
الهی ! بوجهل از کعبه می اید و ابراهیم از بتخانه ؛ کار به عنایت بود باقی بهانه .

ادامه دارد ...