براستی که در این عصری که انسان و انسانیت بسوی یک ؛؛ جاهلیت مدرن ؛؛ پیش می رود و بقول دکتر شریعتی انسانی که بسوی خوبی می رود با انسانی که به خوشی می اندیشد تفاوت زیادی است و این انسان که به خوشی بیاندیشد ره به ؛؛ ترکستان ؛؛ می برد چرا که به او حتی فرصت تفکر به ؛؛ کعبه امال ؛؛ دا ده نمی شود و اکنون این ؛؛ برگ برنده ؛؛ جاهلیت مدرن که اسمی جز ؛؛ جنگل مجازی ؛؛ نمی توان بر ان نهاد ما را به کجا رهنمون می کند ؟

از طولانی بودن متن زیر نهراسید و انرا حتما بخوانید. قطعا اگر پیش از این انرا نخوانده باشید مطالب جدیدی خواهید یافت :

ویدیو در برابر رستاخیز تاریخی انسان



به نظر شما ورود و گسترش ویدیو در ایران تحت تاثیر چه عواملی بوده است؟
تردیدی نیست که ما نمیتوانستیم از ورود ویدیو به کشورمان جلوگیری کنیم،چنان که نتوانسته ایم مانع ورود هیچ یک از محصولات تکنولوژی غرب بشویم؛ و راستش من تردید دارم که اگر هم میتوانستیم ، ایا چنین عملی درست می بود یا نه ؟
سوال شما سوال خوبی نیست ، چرا که در جست و جوی عوامل ورود ویدیو به کشور هستید، حال انکه این امر یک ضرورت تاریخی است و زندگی در این عصر ، خواه نا خواه چنین موجبیتی را به همراه دارد که ما
ما نه تنها ویدیو ، بلکه به زودی زود ماهواره را نیز بپذیریم و چه باک؟ کسی میترسد که ضعیفتر است
و ما که پا در میدان مبارزه با غرب نهاده ایم باید خودمان را برای چنین روزی نیز اماده کنیم.
ما باید از دشمن تصوری درست و مطابق با واقع امر داشته باشیم. اگر نه، شکست خواهیم خورد.
کسی که خود را برای رودررویی با پلنگ اماده کرده باشد، از گربه نخواهد هراسید؛ کسی از گربه میترسدکه دشمن را موشی حقیر انگاشته باشد.
از اول اغاز کنیم و صورت مسیله را درست بررسی کنیم: چه کسی میتواند اثبات کند ضرر ویدیو از کامپیوتر بیشتر است؟ هیچ کس. مشکل اینجاست که ما فقط با معیار اخلاق ظاهری به محصولات تمدن تکنولوژیک غرب می نگریم نه با معیار حکمت و حقیقت دین. روزگار ما روزگار اسارت در چنگ ابزاری است که هویت فرهنگی دارند. محصولات تمدن غرب همگی، کم و بیش، صورتهایی مجسم از فرهنگ غرب هستند و انچه مارشال مک لوهان در این باره میگوید درست است. به اعتقاد من اگر با چشم حکمت به محصولات تکنولوژیک بنگریم، کامپیوتر را بسیار خطرناکتر از ویدیو خواهیم یافت. کامپیوتر « بعل ذبوب » است: بت بزرگ. و ما اگر چه درست نیست که مطلقا مانع ورود محصولات تکنولوژیک به کشورمان بشویم، اما اگر قرار شد که میان کامپیوتر و ویدیو یکی را انتخاب کنیم و مطلقا اجازه ورود ندهیم ، بدون تردید باید جلوی کامپیوتر را بگیریم.
کامپیوتر اگرچه به نظر می اید کارها را راحتر میکند، اما این کار را به بهای بسیار سنگینی انجام میدهد. کامپیوتر برای انکه بتواند کارها را راحت تر کند از یک سوی باید همه سیستمی را که لازمه وجود و عمل اوست به همراه بیاورد. کامپیوتر را نمی توان از سیستم کامپیوتری جدا کرد سیستم کامپیوتری یعنی همه غرب. کامپیوتر فقط در سیستمی که خودش طراحی و ایجاد کرده است میتواند کار کند و به این ترتیب، با ورود کامپیوتر تمامی سیستم قبلی می بایست که خود را متناسب با کامپیوتر تغییر دهد. و از سوی دیگر، حیطه عمل کامپیوتر دنیای کمیت عددی است و بنابراین، شما باید همه امور معنوی و کیفیات را به زبان کمیت عددی تبدیل کنید تا کامپیوتر فرهنگتان را از شما نگیرد و یا اگر از عهده این کار بر نمیایید باید قید فرهنگتان
را بزنید . و مگر امور معنوی و کیفیات قابل تبدیل به کمیت عددی هستند؟
من به «ولایت مطلق تکنیک» معتقد نیستم. ولایت تکنیک یک حقیقت است، اما مقید نه مطلق. و من به همین است که امید بسته ام. همانطور که نتوانسته ایم از ورود کامپیوتر جلوگیری کنیم ، از ورود ویدیو هم نخواهیم توانست، اگرچه نظا رت بر ورود هر دوی این محصولات تکنولوژیک لازم است.
هر چیزی که ما را در حد کامپیوتر مقید کند به همان میزان تقیدی که به همراه دارد خطرناک است،اما ما در جهانی زندگی میکنیم که در ان مرزها در حال فرو ریختن اند و در عصری به سر می بریم که محصولات تکنولوژیک لازمه حیات بشری هستند و بنابر این ، اصلا نباید درباره ورود یا عدم ورود ویدیو به کشور اندیشید؛چه ما بخواهیم و چه نخواهیم این کار انجام شده است.اکنون باید در این باره که« چگونه ویدیو را مسخر خویش کنیم» بیندیشیم و البته این کار جز با وصول به معرفت نسبت به ماهیت ویدیو و غلبه روحی بر حقیقت ان ممکن نیست.
پرسش از چگونگی گسترش ویدیو و یا مجاری .ورود گسترده ان به کشور البته پرسش دیگری است که باید جواب گفته شود. تا انجا که حقیر می دانم این کار نادانسته از طریق نهادهایی که مولود انقلاب هستند انجام گرفته است، نهادهایی که بعضا تاثیرات فرهنگی ویدیو بیشتر خود انها را متضرر کرده است تا دیگران ، چرا که مسلما تاثیرات فرهنگی ویدیو مجامع دینی و اخلاقی را بیشتر متضرر خواهد کرد.من تصور می کنم که خود ما این مار را در استین پرورده ایم و البته وجود مار هم لازم است و اگر نبود، خداوند شیطان را نمیافرید. بعضی از نهادهای انقلاب، نادانسته و با مطامع دیگر ، مجرای ورود ویدیو به کشور قرار گرفته اند، اگرچه فیلمها را قاچاقچیان فرهنگی وارد میکنند و یا در همین داخل کشور تولید و توزیع میکنند ، که البته این مورد اخیر بسیار قلیل است.


شیوه های استفاده از ویدیو در کشور ما درست نیست، و مگر در کجای دنیا درست است که در اینجا باشد؟به گفته خودشان ویدئو یک « رسانه یاغی » است و حتی در ممالک غربی نیز حاکمیت و سیطره سیاسی امپراتوران دنیای جدید را به خطر انداخته ... .
مخالفان حکومتها همواره از ویدئو در خدمت غایات خویش سود جسته اند. من در باکو ، در منزل یکی از سران حزب الله ، نوارهای ویدئویی تشییع پیکر امام ( قدس سره ) ، خطبه های نماز جمعه و مبلغان مذهبی ، فیلمهای مربوط به انقلاب اسلامی در مراحل متعدد پیروزی ... و بالاخره فیلمهایی از قیام مردم باکو در ژانویه 1990و سرکوب انان بوسیله ارتش شوروی را دیدم ...
یافتن شیوه های درست استفاده از ویدئو به اینجا باز می گردد که ما ماهیت این رسانه را بشناسیم و نقدا باید پیدا کنیم که در باب این رسانه یاغی چگونه باید اندیشید .
بحث بر سر حسن و قبح ذاتی و ماهوی این رسانه بسیار لازم است ، اما در مقام عمل نمی توان به حکم های مطلق گرایانه ای که محصول چنین بحثی هستند گردن نهاد . مهم اینست که ما با چیزی روبه رو نیستیم که خودمان ان را اختیار کرده باشیم . ویدئو را ما خودمان اختیار نکرده ایم و در وضعی نیز قرار نداریم که بتوانیم دیواری اهنین به گرد خود بکشیم ، گذشته از انکه تجربه دیوارهای اهنین چین و شوروی تجربه های موفقی نبوده اند که هیچ ، مردم را نسبت به سراب جهان غرب انقدر حریص کردند که با افتتاح یک پیتزا فروشی در میدان سرخ مسکو همه چیز فرو ریخت ...


همانطوریکه متوجه شدید این نوشته ها مربوط به سالهای پایانی دهه شصت می باشد که از ضمیری بیدار و اگاه صادر شده بود که در انزمان یک طرف مغضوب از تند رو هایی که تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی را « حصارهای اهنین » می دانستند واز طرف دیگر مورد غضب و بایکوت کسانی قرار گرفت که به هیچگونه « تهاجم فرهنگی » اعتقاد نداشتند .
حال که بنا به فرمایش ایشان ، امروزه مسئله ویدئو به یک مسئله دست صدم تبدیل شده و دیگر یک تهدید بحساب نمی اید ( بخصوص با تشکیل موسسه رسانه تصویری و نیز فیلمهای با زیر نویس فارسی و اندکی سانسور صحنه های خلاف عفت عمومی ) ، اگر در متن بالا واژه « اینترنت » را جایگزین واژه «

ویدئو

» کنیم خواهیم دید که باز همان بحث ها ( منع و کنترل و ... ) پیش امده است .
و بالاخره اینکه ایا باید از اینترنت ترسید یا نه ؟ ایا باید از اینترنتی که بیش از 60درصد تجارت ( در امد ) انرا سایتهای سکسی بخود اختصاص داده اند ( طبق اماری که جدیدا منتشر شد ) ترسید یا نه ؟ ایا از هزاران سایتی که برای ما ایرانیان یا مسلمانان و یا فارسی زبانان راه اندازی کرده اند و هدفی جز تهاجم فرهنگی ندارند باید ترسید ؟
در سطور اولیه این یادداشت خواندیم که « کسی که خود را برای مبارزه با پلنگ اماده کرده باشد از یک گربه نخواهد ترسید » . اگر باور کنیم که از لحاظ فرهنگی و عقیدتی قویتریم ( که البته قویتریم ) مطمئنا روزی همین اینترنت را بلای جان « انها » خواهیم کرد . و دلیل این مدعا تعدا وبلاگهای فارسی و نیز سایتهای فرهنگی و مذعبی و علمی و ... فارسی و شیعی و اسلامی است ( برای نمونه به سایت ایرانهو مراجعه کنید و پایگاههای شیعی را از نظر بگذرانید ) .و نیز تعداد وبلاگهای همین پرسین بلاگ یا سایر سایتهای وب نشاندهنده اینست که نسل جدید شروع به تولید اندیشه نموده است و بیاری خدا و به پشتگرمی فرهنگ غنی و دین برحق علاوه بر مبارزه با تهاجم فرهنگی به ابلاغ رسالت الهی و انسانی خواهیم پرداخت . انشاء الله .
راستی یک سوال :
نویسنده مطالب بالا که سیدی شهید است کیست ؟

حتما « سید شهیدان اهل قلم » را می شناسید . امروزه کمتر کسی است که این سید دوست داشتنی را نشناسد .
متن بالا بر گرفته از کتاب « رستاخیز جان » مجموعه مقالات « شهید سید مرتضی اوینی » می باشد. روحش شاد وبا جدش محشور باد .
{‌در ضمن جا دارد از « ‌نجم ... » بابت تایپ مطالب بالا تشکر کنم . اجرش با مرتضی علی }