بنام خدا

فرصتی دست داد تا به بهانه صله رحم و  ملاقات بیماری از بستگان مادر مکرمه ، در خدمت ایشان سری به مام وطن و زادگاهم بزنم . با اینکه از این دیار خاطرات تلخی  از نا مردیها در حق  پدر بزرگوارم در ذهن دارم اما دوستش دارم . وجب به وجب خاک گلگونش را و ... صد البته رفتگانش را بیشتر از زندگانش دوست دارم !

سری به آبگرم اسبفروشان زدم و کوه سترگ بزقوش را از نزدیک زیارت کردم و حسرت صعود مجدد بر دلم ماند .

بزقوش

سری به کاروانسرای شاه عباسی واقع در جاده قدیم نیر - سراب زدم .

کاروانسرای شاه عباسی سراب - نیر

نمای بیرونی کاروانسرا سنگی

نمای داخل کاروانسرای شاه عباسی جاده سراب - نیر

نمای داخلی کاروانسرای شاه عباسی

این کاروانسرا کاملاً سالم است فقط نیاز به حفاظت و نگهداری دارد. همین!

نورگیر کاروانسرا

نورگیر کاروانسرا

???

؟؟؟

و در مسیر به سمت منطقه قرخ بلاغ (چهل چشمه) رفتیم و دشت های  پر از شقایق دیدیم .

دشت های لاله

  و  یارپز(پونه) و کهلیک اوتی(کاکوتی) چیدیم و از چشمه هایش نوشیدیم .

]چشمه آغ بلاغ(چشمه سفید)

با ساوالان (سبلان) سرافراز عروس کوههای جهان و مقدس ترین کوه ایرانیان و  محراب و مدفن حضرت زرتشت از دور عکس یادگاری گرفتم .

 

***

به سمت  روستای باستانی رازلیق رفتیم و از کتیبه اورارتویی رازلیق که مربوط به هزاره قبل از میلاد است بازدید کردیم.

آثار قیزلار قالاسی و کتیبه از ضلع جنوبی

پس از گذر از روستای قلعه جوق ، به روستای  رازلیق رسیده و با پرسیدن از اهالی متوجه می شویم که دو راه متفاوت تا رسیدن به کتیبه هست . راه سمت راستی تا روستای دیزج سفید پیش می رود و از روستا کتیبه قابل رویت است و با کمی پیاده روی می شود به دره رسید و راه سمت چپی از توی دره پیش می رود و باید حدود نیم ساعت از میان باغها و از کنار رودخانه "رازلیق چای" تا کنار کتیبه پیش رفت .

رودخانه رازلیق چای

رودخانه رازلیق چای

راه دوم را که زیباتر است و پیاده روی بیشتری دارد پیش می گیریم  یعنی راه خاکی سمت چپ روستا را . دومین خروجی خاکی را به سمت دره پیش رفته و پس از روستای  میر همای (همای آباد) تا جایی که راه ماشین رو هست پیش می رویم . اخر جاده  ماشین را پارک کرده و از کنار رودخانه طی طریق کرده و از روی پل چوبی به سمت دیگر رودخانه رفته و ادامه می دهیم . علفها قد کشیده و همه جای پر از گلهای متنوع است . فضا پر از عطر گلهای مختلف است . پس از گذشتن از کنار حوضچه های پرورش ماهی که به همت اقا رضا ایجاد شده با کمی تلاش و ارتفاع گرفتن بالاخره کتیبه را می یابیم ...

کتیبه رازلیق و بازدید کنندگانش

کتیبه و بازدید کنندگانش!

توجه داشته باشید حتی اگر سواد خواندن خط میخی را دارید در اثر مرور زمان و عدم حفاظت از این اثر  باستانی ، خواندنش کار هر کس نیست پس خطر سقوط را به جان نخرید !

عکس یادگاری گرفته و درست قبل از تاریک شدن هوا بر می گردیم و ... متاسف از جهل و نادانی بعضی ها که با کندن کوه همه آثار قلعه را از بین برده اند و در حسرت بازدید از قلعه روبرو که به قول آقا رضا : قیز قالاسی (قلعه دختر).

کتیبه اورارتویی رازلیق

و اما متن ترجمه شده این کتیبه به نقل از سایت ویکیپدیا:

به حول و قوه ( خالدی ) ( ارگیشتی روساهینی ) گوید : - من به سرزمین ( آرهو ) لشکر کشیدم - من سرزمین ( اولوشو) و سرزمین ( برقو ) را تسخیر کردم - من تا کنار رودخانه ( مونا ) رسیدم و از آنجا برگشتم - من سرزمین ( گیردو ) و ( گتوهائی ) و ( توایشیدو ) را تسخیر کردم - شهر ( روتومنی ) را من گرفتم - سرزمین هائی را که من تسخیر کردم تحت باج خود قرار دادم - این قلعه را بزور گرفتم و دوباره برقرار ساختم - من آن را ( ارگیشتی ایردو ) نامیدم تا بخاطر تقویت (( بیا ای ئی )) ( اورارتور ) - برای مطیع ساختن سرزمین های دشمن - تا به حول و عظمت ( خالدی ) ( ارگیشتی ) بزرگ - شاه، شاه جهان، شاه شاهان، خداوندگار شهر ( توشبا) ارگیشی می گوید : هرکس نام مرا محو کند یا به این کتیبه خسارتی وارد بیارد امیدوارم خدایان ( خالدی ) ( ته ای شه با ) ( شیوانی ) او را زیر خورشید براندازد.

 

یا علی مدد.