بنام خدا

آباد باش ای ایران، آزاد باش ای ایران

از ما فرزندان خود ، دلشاد باش ای ایران

استاد سخن سعدی علیه الرحمه می فرماید که : " هر کس عقل خود را به کمال و فرزند خود را به جمال داند" و همه هم بخوبی می دانیم که فقط " مرغ همسایه غاز است " و با وجود این یادمان می رود که شتری هست که " در همه خانه ها می خوابد" اما چه کنیم که بشر همیشه "مرغ یک پا " را دوست دارد و لا غیر!

خلاصه همه دست به دست هم دادند تا بر خلاف سفارش بزرگان رو به مسیری بگذاریم که "شر" نتیجه آن بود و ... بهر حال " این نیز گذشت"!

اما ...

 


 

پس از دو روز فقط خواب راحت شبانه روزی در سرعین سری به ولایت زدیم تا از عزیز بیماری عیادت کنیم  (که البته هفته بعد همین سه روز پیش به رحمت ایزدی پیوست ) و سپس برای صله رحم سری به شهر زیبای تبریز زدیم و از فرصت استفاده کرده و کوه "عینالی" را که در بالای آن مقبره امامزادگان عین علی و زین علی قرار دارد صعود کردیم و از هوای بسیار عالی آن لذت بردیم .

توضیحی که لازم می دانم این است که به این امامزادگان بسیار مشکوک شدم بخصوص با توجه به توضیحی که در این مقبره وجود داشت مبنی بر اینکه این امامزادگان در زمان عمر و بدستور پدرشان برای جهاد به این خطه آمده بودند که شهید یا فوت کرده اند و همین موضوع از نظر عقلی کاملاً نادرست بنظر می رسد .

اگر حتی اینان اولین فرزندان امام علی (ع) بعد از شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند حداکثر می توانند یکسال بعد از وفات پیامبر اکرم دنیا آمده باشند یعنی در سال ١١ یا ١٢ هجری قمری و عمر در سال ١٣ هجری به خلافت رسیده و بمدت ١٠ سال و ۶ ماه حکومت کرده است . اگر این امامزادگان در سال ١١ هم به دنیا آمده باشند در آخرین سال حکومت عمر تازه حداکثر ١٢ سال داشته اند . ضمن اینکه هیچ گزارشی در تاریخ اسلام مبنی بر فرستادن اطفال به جنگ حداقل به رویت بنده نرسیده است!

البته مقابر امامزادگانی با همین نام در چند جای ایران مشاهده کرده ام از جمله معروفترین انها امامزادگان عینعلی - زینعلی همین پونک خودمان .

بهر حال بعد از سیاحت شهر تبریز از بالای کوه عینالی ، سیاحت تقریباً کاملی در شهر تبریز کرده و به اصرار صاحب خانه شب را مهمان بودیم و کلی هم شرمنده محبتهای آنان شدیم و صبح اول وقت راه افتاده و از جاده وسط دریاچه ارومیه به شهر ارومیه رفتیم .

برای اولین بار این دریاچه تکه تکه شده را دیدم و رنگ بنفش آن برایمان تازگی داشت. جای دوستان خالی کمی سنگ نمک خوردیم و کمی هم تن به آب زدیم و کلی با نمک شدیم .

دریاچه ارومیه که به رنگ بنفش دیده می شود

پس از گشت و گذار چند ساعته و خرید نقل و حلوا راه افتادیم به سمت زیباترین شهر کرد نشین دنیا ...مهاباد ، شهری که حدود بیست سال پیش از زمان غروب به بعد در خیابانهایش پرونده پر نمی زد و جاده های منتهی به شهر از هر گونه خودرویی خالی بود و سر هر پیچ برج دیده بانی و نگهبانی بود ، اینک به پاس خون شهیدان غیور این سرزمین به تفرجگاه مردم تبدیل شده است.

شهر مهاباد نسبت به بیست سال پیش شاید بیش از بیست سال برابر بزرگتر و زیباتر شده است . مردم شهر مرفه تر شده اند و از جوانان بیشمار این شهر می توان امنیت آنرا اندازه گرفت ! دختران و زنان کرد با لباسهای محلی و گاهی هم با لباسهای تهاجم فرهنگی(!) تا پاسی از شب در بازارهای شهر پرسه می زنند و ... بگذاریم و بگذریم !

سد مهاباد و جزیره توریستی آن و بخصوص جاده سردشت که زمانی خطرناکترین جاده بود امروزه پس از غروب آفتاب پذیرای اهالی و مسافرین است و تا نیمه های شب از منظره انعکاس ماه در آب سد و هوای لطیف و خنک لذا ببرند.

از مهاباد که به سمت بوکان راه می افتی تابلوهای "غار سهولان" که در سال ١٣٧٩ کشف شده وسوسه ات می کند تا سری به غار بزنی و تنها ٢-٣ کیلومتر که از جاده اصلی دور می شوی به پارکینگ اتومبیلها می رسی با پرداخت ۶٠٠ تومان می توانی از پارکینگ مطمئن غار استفاده نمایی و با حدود ٢٠٠ متر پیاده روی قبل از روستا به غار می رسی .

غار سهولان در جاده مهاباد - بوکان

غار آبی سهولان شاید برادر کوچک غار علیصدر همدان است . بسیار شبیه بهم و زیبا و دیدنی که اگر روزی گذرتان به آن طرفها افتاد حتماً سری به آنجا بزنید.

بعد از بوکان ، سقز و بعد هم دیواندره است و در بین مسیر سقز و دیواندره می توانید از غار بسیار قدیمی و منحصر بفرد "کرفتو" دیدن کنید . در خصوص این غار نباید مطلبی گفت . باید "کرفتو" را دید نمی توان نوشت .

گشتی که در شهرهای بوکان ، سقز ، دیواندره و حتی سنندج زدیم ، هیچیک را به زیبایی مهاباد ندیدیم. هر چند که همه شهرها و جاده ها آباد بودند و وضعیت معیشتی مردم نسبت به شهر تهران و شاید بسیاری از شهرهای بزرگ دیگر به نظر بهتر می رسید. جاده هایش که واقعاً حرف نداشت و حداقل در مقایسه با جاده مزخرف خلخال به اردبیل بسیار عالی بود.

اگر گذرتان به این مناطق افتاد حتماً چند روزی در یکی از مراکز تمدن ایران باستان بمانید و گنجنامه ، آرامگاه ابن سینا و غار علیصدر دیدن کنید.

آباد باش ای ایران ، آزاد باش ای ایران 

 بدرود و یا علی مدد