بنام خدا

اوایل امسال به وسوسه دوستان و دوستداران و اهل منزل و وراث تصمیم گرفتم تا خودرو درب و داغان قدیمی را به یک خودرو نو نوار و قوی تبدیل کنم و با اینکه طرف های شور و مشورت همگی متفق القول حکم به خرید خودرو خارجی صادر کردند ولی بنده هر جفت پایم را داخل یک کفش کردم که فقط ساخت داخل . خوب "متحجرم" و "بسته" فکر می کنم دیگر!

القصه به هزار و یک دلیل که یکی از این دلایل "کسری بودجه" بود تصمیم به خرید یکی از محصولات "بزرگترین کمپانی خودرو سازی"(!) ایران گرفتیم . بخصوص که شایعه ورشکستگی این کمپانی بزرگ تازه بر سر زبانها افتاده بود و ما هم کمر همت بستیم تا یک تنه این کمپانی بزرگ تولیدی کشور را از خطر سقوط و ورشکستگی نجات دهیم!

 


بالاخره خودرو خریداری و پس از تحویل خودرو ، خوشحال و بوق زنان و فلاشر روشن و ...(یادم رفته بود گل بزنم فقط!)  راهی منزل شدیم . فاصله تا منزل کمتر از ٢٠ کیلومتر بود و هنوز به وسط راه نرسیده ماشین زبون بسته جوش آورد و نصف آب رادیاتور سرریز شد و ... به هر زحمتی بود خود را به منزل رساندم و تازه این اول ماجرا بود و بهنگام نمایش فن آوری (!) ایران خودرو به دوستان و اقوام و وراث و غیره ، درب صندوق عقب باز شد اما دیگر بسته نشد . ضمناً همین دوستان در حدود 23 عیب دیگر (بجز چند مورد اصلی از جمله رادیاتور ، بسته نشدن صندوق عقب و ... مورد مشکوک دیگری مشاهده گردید که روغن بسیاری در سینی زیر موتور ریخته بود )کشف کردند!

همان روز  بصورت کاملاً اینترنتی(!) از تعمیرگاه مرکزی ایران خودرو وقت رزرو و چند روز بعد خودرو نازنین را تحویل دادم و جالب اینکه کارشناس خود ایران خودرو وقتی وضعیت خودرو را اصطلاحاً چک می کرد از بنده پرسید که :" مگه ماشین رو از اوراقچی ها خریده ای؟! " و صد البته با توجه به اینکه تنها 46 کیلومتر کارکرده بود.

الغرض ، چند روز بعد و پس از بارها تماس باز هم بطور کاملاً الکترونیک و اینترنتی به بنده خبر دادند که خودرو آماده تحویل است و سریعاً خود را برسانم و تا کلاغهای تعمیرگاه بلایی سر خودرو نیاورده اند خودرو نازنین را تحویل بگیرم. پس از تحویل خودرو اولین چیزی که توجهم را جلب کرد این بود که قطعاً همه کلاغهای تهران دست به یکی شده بودند تا روی این زبان بسته خرابکاری بفرمایند . جای بسی خوشحالی بود. خیلی خوشحال شدم . خوشحالی بنده از این بابت بود که مجبورم نکرده بودند پیش این زبون بسته بمونم!

باز هم وسط راه آمپر خودم و ماشین با هم بالا رفت . دوباره مثل چند روز پیش آب رادیاتور جوش آورد و سرریز شد . عاقبت به یکی از دوستان که مشاوره خوبی در زمینه خرید این خودرو داده بود زنگ زدم و هر چه " دری وری" بلد بودم نثارش کردم و ایشان که کلی سابقه دار بود دستور دادند تا فی الفور به یک فروشگاه ساپکو رفته و در رادیاتور اصل بخرم چرا که ایران خودرو زحمت کشیده و برای کاهش هزینه ها و همچنین برای حمایت از کارخانه های ساخت داخل ، درب رادیاتور چینی (!!!) کارگزاری می فرماید و همین باعث بلایایی می شود که خواندید...

پس از یک ربع ساعت قطعه اورجینال(اصل) تهیه و ... مشکل به همین راحتی حل شد و برای بنده معلوم گردید که بزرگترین کمپانی خودرو سازی کشور از یک محصول 21 میلیون تومانی تنها 2 هزار تومان سود بدست می آورد آنهم از محل درب رادیاتور قلابی چینی !!! و کارشناسان محترم هم که یاد گرفته اند رادیاتور را هواگیری کنند اصلاً به روی شریف نیاورده اند که "درب رادیاتور" را بررسی فرمایند.

از فردا بمدت یک هفته هر روز بطور مدام سعی کردم تا اعتراض خود را به گوش مسئولان این کمپانی بزرگ برسانم و در نهایت هم یکی از بازرسین بسیار با ادب (!) این کمپانی بزرگ اعلام کرد که چند روز دیگر با شما تماس میگیرند و ... یک ماه بعد شخصی تماس گرفت که :

- در خصوص تعمیر خودرو خود اعتراض داشتید خودروتان درست شد؟(انگار قرار بود خود خودکی درست شود؟!!!)

بنده خوشحال از اینکه بالاخره بعد از یکماه پیگیری شده :

- نه ...

و طرف بدون خداحافظی تلفن را قطع کرد . همین !

***

آن چنان از این رفتار های خداپسندانه و مشتری مدارانه این کمپانی بزرگ خودرو سازی و همینطور تصمیم خرید خودم و مشورت با اهل نظر و ... شرمگین شده بودم که خواستم خیلی سریع از زیر این "خجالت" رهایی یابم و بالاخره با بیش از 2 میلیون تومان کمک مالی (!)به اقتصاد این خودرو ساز بزرگ کشور آنهم در عرض 6 ماه ، خودم را نجات دادم.

البته از انصافاً خود خودرو اعم از موتور و قدرت و راحتی و ... خیلی هم عالی بود و راضی بودم .

***

دیگر تصمیم گرفتم که به صنعت خودرو سازی کشور کمی خیانت کنم و از یک کمپانی کوچک مونتاژ خودرو خرید کنم . با کمک دوستان اهل شور و مشورت و البته مقدار زیادی هم کمک مالی و قرض و قوله و وام و غیره ... خودرو دیگری تهیه شد که امیدوارم کارکرد و کاربرد خودرو هم به اندازه "ادب و احترام " کارکنان و کارشناسان شرکت خودرو سازی خوب باشد . تمامی کارکنان از فروشنده ، کارشناس ، پذیرش خودرو و حتی کارواش مراکز تعمیر و سرویس خودرو ، محصول تولیدی (که نه بلکه مونتاژ) خود را "آبروی" خود می دانند.

کارکنان هر دو کمپانی هموطن و ایرانی اند اما یکی که عنوان "بزرگترین کمپانی خودروسازی ایران(!) "(اگر لینک باز نشد به جستجوگر خود دست نزنید سایت این شرکت هم یکی از محصولاتشه) را یدک می کشد و بازار خودرو ایران را در انحصار خود می بیند پایبند هیچ اصلی نیست . اصل مشتری مداری که هیچ ، بلکه به هیچ یک از اصول اخلاقی هم پایبند نیست و در مقابل شرکتی که هیچیک از القاب دهن پر کن را یدک نمی کشد بسیاری از این اصول را رعایت می کند .

این مطلب تنها برای آگاهی دوستان و یک تشکر و قدر دانی از پرسنل زحمتکش و با ادب و نیز مدیریت مبتنی بر اصل "مشتری مداری" شرکت "خودرو سازان راین" می باشد.

یا علی مدد.