بنام خدا

بعضی ها هنوز تکلیف خود را نمی دانند و بقولی بلاتکلیف هستند و بعضی های دیگر که تکلیف خود را می دانند بی تفاوتند که حساب این اشخاص روشن است و انتظاری از آنها نیست اما گروهی هستند که تکلیف خود را می دانند و بی تفاوت هم نیستند اما این روز ها شدیداً دچار تنبلی و کم تحرکی هستند چربی راحت طلبی زیر پوستشان جا خوش کرده و درمان آن قطعاً تیغ جراحی است که اگر چنین نشود چاره ای جز تیغ سلاخی نمی ماند!

ماههاست که اکثر "ضد گلوله سواران" مصلحت کناره گیری را حتی بر "موج سواری"(تخصص سابق) ترجیح می دهند و حتی از اظهار نظر هم ابا دارند. البته شاید حق داشته باشند چون بازی به شدت " بازی بزرگان "  شده است و توطئه از راس هرم حکومت شکل میگیرد و برای جبهه گیری خیلی از این آقایان به شدت خطرناک است!

بازنده ی بازی خطرناکی که شروع شده از هم اکنون معلوم است و اتفاقاً امروز آتش در زندگی شان افتاده و بزودی در دود "آتشفشان سینه آتش گرفته" شان خفه خواهند شد ولی بازنده فردا کسی است که یاران "راحت طلبان" خود را "راحت" ننماید . باید این قوم فاسد متکبر  منافق را از خیمه و خرگاه ولایت راند و گرنه روزی هم چون آخرین روزهای علی (ع) خواهد رسید که حتی از "خاربن" بیابان هم قطع امید کرد!

***

همه کسانی که موضع میگیرند بسیار دیر عمل می کنند از آقایان علما گرفته تا سیاسیون ، دولتی ها و مجلسی ها و ائمه جماعات و ...  امروز مردم باز هم در صحنه خواهند بود اما این در "صحنه" بودن به منزله در "صحن" بودن است . برای ختم غائله کافی است گارد مثلاً ضد شورش را که شورش را در آورده جمع کنند و دست خود مردم را باز بگذارند.

تنها چند ساعت کافی است گارد شورش بسیار محترم هم زحمت کشیده به شغل شریف " مرده شوری " اش بپردازد .

همین!