چند بيت شعر هديه بنده به دوستان ( جهت انبساط خاطر ):




چون عشق به دل رسيد دل درد کند
درد دل مرد ؛ مرد را مرد کند
در اتش عشق خود بسوزد و انگاه
اتش ز براي ديگران سرد کند

نجم الدين کبري




ان يار که عهد دوستداري بشکست
مي رفت و منش گرفته دامن در دست
مي گفت دگر باره بخوابم بيني
پنداشت که بعد ازاو مراخوابي هست!
سعدي




شد گوشه نشين خال تو در کنج لب اري
کار همه دلسوختگان گوشه نشيني است
؟؟؟؟




اظهار عجز پيش ستم پيشه ابلهي است
اشک کباب موجب طغيان اتش است
؟؟؟؟







و اينهم يک متن زيبا :
خداوندا ! تو مي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است .
چه رنجي مي کشد انکس که انسان است و از احساس سرشار است !!!

و اکنون شعري از جناب اقاي سعيدي راد از وبلاگ شاعرانه :

لاله يعني دل من...

وقتي به خواب شقايق، خون شهيدي شتک زد
يک لاله در پشت اين باغ، خود را به سنگ محک زد

يک لاله يعني دل من، در خون خود غوطه مي خورد
وقتي که دست غريبي سيلي به روي فدک زد

پايي برهنه نکرديد، دستي به ياري نيامد
غير از نمکدان که آن هم، بر زخم دلها نمک زد

در اين نيستان غمبار، اين قلب مجروح و مرده
همناله با ساز ني ها ، با ناي خود ني لبک زد:

"رفتند و ما خسته مانديم، مانديم و در خود شکستيم
آن قدر در خود نشستيم تا قلب هامان کپک زد!"




ز شور عشق تو در پیچ و تابم
نموده داغ هجرانت کبابم
سراپا شوق دیدار تو دارم
بزرگی کن بیا یک شب به خوابم
شعردوست





من خاک کف پای سگ کوی کسی ام
کو خاک کف پای سگ کوی تو باشد





دستی که می کنی به طلب سوی کس دراز
پل بسته ای که بگذری از ابروی خویش




دستی که می کنی به طلب سوی کس دراز
پل بسته ای که بگذری از ابروی خویش