بنام خدا
ابتدا بمناسبت اربعين شهادت سالار شهیدان از کلام شيخ رجبعلی خياط مطلبی را می اورم :
« امام حسين ( ع ) مشتری زياد دارد ولی خدا مشتری ندارد . من دلم برای خدا می سوزد که مشتری هايش کم است

و اما ...
خوب ! جنگ هم تمام شد و ظالمی بدست ظالمی ديگر ذليل شد . حرمهای عشق هم هيچ اسيبی نديد و هرروز از تلويزيون شاهد راهپيمايی شيعيان عراق هستيم که با پای پياده رهسپار کربلا هستند تا پس از سی سال در حرم اقا عزاداری کنند .
چه می شد اين ازادی را ديکتاتور از مردم سلب نمی کرد ؟ که اگر چنين کرده بود اکنون خاک عراق زير سم تانکهای اجانب نبود .
صدام ذليل شد . شکر !
راستی اين ذليل شدن صدام را برادر عزيزم حسن صباح در وبلاگ تروريست پيش بينی کرده بود .انجا که استناد به فرمايشی از امام علی ( ع ) کرده بود که هرکسی در داخل خانه دفاع کند ذليل می شود ( نقل به مضمون ).
مردم مسلمان عراق بر بدبختی شان افزوده شد . افسوس !
منابع مسلمین غارت شد . حیف !
امریکا جای صدام را گرفت . چه بد !
...
در این مدت صدا و سیمای کشورمان تا انجا که توانست درد و رنج و بدبختی و نیز کشتار انها را به نمایش گذاشت که البته این به معنی حمایت از صدام نبود و انصافا این خبر رسانی باعث دلخوری و حتی عصبانیت مهاجمین ( امریکا و انگلیس ) شد و صدا و سیمای ایران را به حمایت از صدام متهم کردند .البته بلافاصله پس از اتمام تعطیلات ؛ روزنامه ها ی سینه چاک امریکا نیز با اربابانشان هم نوا شدند و به بهانه حمایت از امریکا ؛ انواع تهمتها را به ایران و البته صدا و سیما که تا حدی رشته های جنگ روانی امریکا ئیها را پنبه کرده بود وارد ساختند .
روزنامه هایی که تا بحال حتی یک مطلب یا ستونی را به خانواده شهدا یا جنگ تحمیلی یا رزمندگان یا حتی قربانیان شیمیایی اختصاص نداده بودند اینک طرفدار سینه چاک انها شده و کاسه داغتر از اش گردیدند و حتی به این مسئله دامن زدند که این مردم عراق بودند که جوانان شما را کشتند و حالا نباید به قتل عام انها اعتراض کنید و کار بعضی از نمایندگان سینه چاک ( همانها که می گویند برای جلوگیری از حمله امریکا به ایران باید پیشاپیش تسلیم خواسته امریکا شد !) امریکا به جایی رسید که امریکا را به مختار تشبیه کردند که امده است انتقام شهدای ما را از عراقی ها بگیرد!
با اینکه نمی خواستم این مطلب طولانی شود ولی مناسب می بینم که مثالی فراخور ( هرچند کمی ضد اخلاقی است ولی در مثل مناقشه نیست و ناچارم ) این اوضاع بیاورم :
گویند مردکی در مسجد با کره خری در اویخته بود که شیخی سر رسید و با غضب بر سر مردک بدکار فریاد کرد که ای رزل نابکار تف بر تو که چنین عمل زشتی را در مسجد مرتکب می شوی .
و مردک که ابروی خود را بر باد رفته می دید پیش دستی کرده و بر شیخ بانگ زد که ای شیخ نادان در مسجد تف می اندازی ؟!»