بنام خدا

با اینکه  بامداد روز یکشنبه از سفر تبریز و کلیبر و قلعه بابک به منزل رسیدم نشد که "اهالی منزل" را از نعمت های ولایت بی نصیب بگذارم و هر طور بود رئیس گلم را راضی کردم که روز پنجشنبه از خیر بنده بگذرد و ... خلاصه با توجه به تعطیلی چهارشنبه به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) ، روز سه شنبه مجدداً راهی دیار خودمان شدیم و باز هم قلعه بابک و جنگلهای مکیدی و آینالو و ... و در نهایت هم سری به تنها روستای صخره ای ایران یعنی کندوان زدیم . جای دوستان خالی ...

اینهم چند عکس هدیه دوستان .

نمای روستای کندواننمای روستای کندوانبرکت درختان سیب

سنگ و صخره هم قادر نیست فقیر و غنی را یکی کند ؟ این فاصله ظاهراً پر شدنی نیست ! در دل همین صخره ها خانه هایی هست که تمامی اسباب یک زندگی مرفه را داراست . خانه های خود را به نمایشگاه عموم تبدیل کرده اند و .... و البته کسانی هم هستند که در نهایت فقر زندگی می کنند و سرک کشیدن به زندگیشان هم سخت است و هم دردآور !

بخاری هیزمی پیرمردی فقیر در کندواناثاث و رختخوابهای پیرمردوسایل آشپزخانهماهواره در خانه ای در کندوان

فاصله این دو خانه شاید صد متر است و به بیان بهتر چند صخره ! این یکی با تمامی امکانات زندگی ... حتی از ماهواره هم بی بهره نیست!

یا علی مدد