بنام خدا

بعنوان مقدمه مطالعه این مطلب سرگارسن کافه تریا را پیشنهاد میکنم . ضمن اینکه از دوست کوهنوردم (هیچکس) بابت اینکه باعث آشنایی بنده با این وبلاگ شدند هم تشکرم را ابراز می دارم.

بی شک خیلی ها حتی تصور نمی کردند کسانی چون حضرات شیخ ابطحی یا عطریانفر روزی این چنین شکننده در دادگاه علنی - رسانه ای چنین عقایدی را ابراز نمایند. هر چند که به نظر بنده تنها مواضع چرخشی ( چرخش مواضع) خود را بیان کردند بدون اینکه اعترافی کرده باشند .

البته این سناریو زمانی جذابتر خواهد شد که  سعید حجاریان بعنوان مغز متفکر بهمراه بهزاد نبوی پدر خوانده این جبهه وارد صحنه شوند !

بگذریم ...

کمتر کسی به هنر بازجویی فکر میکند که توانسته است اینان را اینگونه بشکند که به شکستن خود نیز افتخار کنند! آقای عطریانفر با غرور به نشکستن خود در زندانهای رژیم شاه اشاره کرده و با همان غرور به شکستن خود در این چند روز می بالد!

کسانی که در این پیشه اشتغال دارند و حتی کسانی که تنها یکبار در عمر خود در برابر بازجو حاضر شده باشد به خوبی می دانند که اولین قدم در بازجویی " ایجاد فضای سلطه" است . اگر بازجو نتواند بر متهم تسلط روانی کافی داشته باشد هرگز نمی تواند موفق شود . بخصوص اگر متهم رجل سیاسی مشهوری باشد که خود را در کنف حمایت  سیاستمداران قدرتمند و  رسانه ها و جو بین الملل و حقوق بشر و ... بداند.

در این خصوص بازجوهای متبحر اولین حربه ای که بکار می برند شکستن شخصیت این قبیل اشخاص است و ... " لاجرم آن کس که بالاتر نشست استخوانش سختتر خواهد شکست".

و کسانی که شخصیت کاذب یا وابسته به دیگری دارند یعنی وابستگی دارند همینکه احساس کنند بدون پشتیبان هستند فرو خواهند ریخت و فاتحه ...

 تشنگان قدرت حاضرند هر گونه نوکری ارباب را برای رسیدن به مقصود به جان بخرند اما ایکاش از داستان اینان عبرت می گرفتند و بجای وابستگی به عالیجنابان سرخ و سپید و خاکستری تنها به ارباب واقعی بندگی میکردند که برایشان دیگر اسارت معنا نداشت چرا که اگر می توان شخص آزاد را در زندان کرد اما  "آزاده" زندان و بازجو نمی شناسد.

آز یاشا آزاد یاشا...

پیوند : این مطلب جناب آقای ستوده شایق در وبلاگ نشاط کوهستان را بخوانید تا بتوانید خیلی ها را دسته بندی کنید!

یا علی مدد