آقای عطاءالله مهاجرانی در دوران وزارت با شاعر شوریده (یوسفعلی میر شکاک) مکاتبات جالبی داشت که در یکی آن ها اقرار کرد که در کودکی "کاسه شیر خر را سر کشیده است" و  فالگیری سرنوشت او را به علت همین "شیر خر خوردن" به سیاست و سیاستمداری گره زده بود و او سالها حضور در عرصه سیاست را تاوان  شیر خر خوردن خود در دوران کودکی می دانست .

اگر شیر آدمیزاد با گوشت آدمی عجین گردد ، شیر خر دانایی را زایل سازد و با نادانی عجین شود.

اما کسانی که هرگز اعتراف به خوردن شیر خر نکردند می دانستند که دستگاه اعتراف آنقدر قوی است که هر کسی را وادار می مند که حتی اصالت و هویت خود را هم نفی کند . آنها هنوز برنامه "هویت " یادشان نرفته است  اما قطعاً باور نمی کردند که روزی رئیس دفتر رئیس جمهور دوم خردادی را بدون عبا و عمامه و با لیاس زندان در جلوی دوربین صدا و سیما حاضر نماید تا اعتراف نماید.

ابطحی که خود عامل لو رفتن فیلم شکنجه همسر سعید امامی (کسی که عامل قتلهای زنجیره ای معرفی شد) بود به خوبی می دانست که اگر امروز اعتراف نکند ممکن است فردا مجبور شود به کارهای "بد بد" دوران کودکی اش هم اعتراف نماید یا آقای عطریانفر که سالها معاون سیاسی وزارت کشور بوده شهادت بدهد که یکی از شهود عروسی  پدر و مادرش می باشد و ... بگذریم .

اینکه اعترافات اعتبار دارد یا نه مهم نیست . موضوع اعترافات هم مهم نیست . مهم کسانی هستند که اعتراف می کنند. اینان کسانی هستند که تاوان "شیر خر خوردن" خود را پس می دهند در حالی که دانای به "تاوان شیر خر" بودند و معترف به قدرت دستگاه اعتراف گیری.

اگر برای کسانی مثل بنده شکننده بودن افرادی چون ابطحی ، عطریانفر ، میردامادی ، امین زاده ، تاج زاده ، رمضان زاده و حتی پدر خوانده اصلاح طلبان جناب آقای بهزاد نبوی بزرگ! که به نوعی با واسطه گری و فامیل بازی و چاپلوسی خود را در لایه های بالایی حکومت جا زده بودند قابل پیش بینی و خوشایند بود ولی دیدن این اعترافات قطعاً برای کسانی که از اینان " بت " ساخته بودند ، شکننده بود.

آیا نوبت به "موسوی " و " خاتمی " نیز خواهد رسید؟

خدا آخر و عاقبت همه ما را به خیر کناد!

... و یک سوال : چه کسی کودتا کرد؟

یا علی مدد