بنام خدا

دور از هر گونه هیاهوی سیاسی در این چند روز فرصتی دست داد تا با دلم خلوتی بکنم و تکلیفم را روشن کنم. تصمیم اینکه در فرصت باقیمانده عمر به یکی از آرزوهای دیرینه ام جامه عمل بپوشانم . اما کدامیک؟

در نهایت به مهمترین انها رسیدم و  دو  انتخاب ... باز هم انتخاب ؟!

تصور کنید سالها در آرزوی حج عمره لحظه شماری کرده اید و امسال هجران سرآید و از طرفی سالهاست که نفس کشیدن در بین الحرمین یکی از آرزوهای شماست و ثبت نام اینترنتی و قرعه کشی و ...کدامیک؟ نمیتوانید هر دو را با هم داشته باشید.

بعد از کلی کلنجار رفتن نتیجه میگیرید که عشق دیگری در شما بوده که قویتر از هر دو آنهاست .آتش زیر خاکستر . یک عشق مجازی .

 وقتی در جاده های پر پیچ و خم با اشتیاق نزدیکش می شوم ابهتش تنم را به لرزه می اندازد و هر بار که پاره ای از تنم را پیشش جا میگذارم و  دور می شوم ناخودآگاه چشمهایم پر از اشک می شود و ... اگر پیرتر شوم وصالش سخت و این آرزو بگور بردنی است.

عجیب است اما به دلم که نمی توانم دروغ بگویم یا ریا کنم : برای صعود به قله سرافراز سبلان مشتاقترم تا کعبه و کربلا !

این ره به ترکستان است ؟

هر چه باشد ،  امسال فقط یکی از این سه آرزو شدنی است . آنهم اگر خدا بخواهد .

اینچنین شد که کعبه در دلم جابجا شد . کعبه دلم ...

کعبه دلم ! عشق دو رکعت نماز عشق بر فراز تو پیرم کرد .

 

یا علی مدد