کشکول قلعه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مسعود قلعه - ۳۱ امرداد ۱۳٩٥

بنام خدا

ابیات زیر از بین اشعار زلیخایی مورد پسند واقع شده ، جهت حفظ در حافظه مجازی ثبت می گردد. همین!

 

یک عمر جدایی به هوای نفسی وصل

گیرم که جوان گشت زلیخا، به چه قیمت؟

***

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد!

وصل یوسف ، به زلیخا شدنش می ارزد!

***

عزت یوسف اگر ورد زبان همه شد

قیمتی داشت که بیچاره زلیخا پرداخت

***

از شروع این جهان ، مرد از پی زن می دوید

از پی مردان دویدن را زلیخا باب کرد!

***

و اینهم شعری که مصرع دومش خیلی مشهور است:

زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشت زندانی

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی!!! 

***

و البته شعر زیر هم به مناسبت روز پزشک ، تقدیم به همه پزشک های با مرام:

ای پزشکی که نسخه ها دادی

درد ما دیدی و دوا دادی

بستنی را خودت تکی خوردی

چوب آن را به حلق ما دادی!!!

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۳٠ امرداد ۱۳٩٥

بنام خدا

همسایه دیوار به دیوار بودند در زمانی که اغلب خانه های جنوب تهران خانه های کوچک یک طبقه بودند. از آن خانه هایی که در آشپزخانه های کوچکشان هر چه پخته می شد عطر و بویش تا چند کوچه آنطرفتر پخش می شد و سر وعده غذا دستهای مهربان خانمهای خانه از سر دیوار کاسه های غذا را بین هم رد و بدل می کردند.

هر دو خانه محقر مردان زحمتکشی داشتند که نان حلال سر سفره شان می آوردند و اغلب اوقات فراغتشان را با هم می گذراندند و در قالب یک خانواده بودند.  البته فقط یک تفاوت بزرگ داشتند. یکی از آنها هنوز سال تمام نشده یک تازه وارد  بر تعداد خانواده اضافه می شد و در زمان شیرخوارگی تازه وارد،  کم کم شکم مادر بالا می آمد و نوید یک تازه وارد دیگری را می داد اما خانه دیگر سالها بود که تعداد ساکنین اش دو نفره مانده بود. هر چه همسایه خرج بچه های قد و نیم قد می کرد این یکی خرج دوا و درمان می کرد.  اما کو چاره ای؟!!!

سالها گذشت و درست زمانی که همسایه عیالوار برای پنجمین بار حامله شد،  شکم همسایه دیگر هم بالا آمد و سفره انداختن ها و ادای نذر ها و تبریک گفتنها و متلک پرانی ها شروع شد و همه فامیل و همسایه ها چشم انتظار تولد تقریبا همزمان نو رسیده ها بودند.

اما آنچه اتفاق افتاد دور از انتظار همه بود. اینبار زنان محل به همسایه ای که پس از سالها صاحب فرزند دختری شده بود تبریک گفته سپس به خانه همسایه دیگر رفته و فوت نوزاد او را تسلیت می گفتند...

البته هنوز سال به آخر نرسیده همسایه عیالوار ضایعه را جبران کرد و پنجمین فرزند خود را هم دنیا آورد ولی همسایه اش به همان یک فرزند دختر بسنده کرد.  دختر زیبایی که هنوز سن نوجوانی را پشت سر نگذاشته با یکی از پسران همسایه شان که همدیگر را دختر خاله و پسر خاله می خواندند عاشق و معشوق شدند ولی... تازه افتاده بود مشکلها!

هر دو خانواده با وجود صمیمیت زیاد بین خانواده ها مخالف این ازدواج بودند و سنگ اندازی پشت سنگ اندازی... 

اما...  افسوس که اینبار  " محبت " ناخواسته لباس " عشق" پوشیده بود و موجب فریب یک برادر و خواهر شده بود.  عشق کر و کور است و  زمان هویدا شدن اسرار رسیده بود... گرچه دخترک تا مدتها در شوک عجیبی بسر برد اما خیلی زود بر احساساتش غالب شد. خواهر پنج برادر باید که اراده  قوی داشته باشد!

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٦ امرداد ۱۳٩٥

بنام خدا

یکی از جمله های محبت آمیز ترکی " باشیوا دولانیم" (دور سرت بگردم) و محبت آمیز تر از آن "گادان آلیم" (دردت بجانم) می باشد. ما نیز به شکرانه صعود به سبلان ، قصد کردیم تا دور سرش بگردیم  و البته سبلان آنقدر سلطان است که با دیدنش همه درد و بلاهای ما به فراموشی سپرده می شود. 

پل طبیعت مشکین شهر

پل طبیعت مشکین شهر روی رودخانه خیاو

در فصل بهار بعلت سرسبزی بیش از حد، مناظر اطراف پل بسیار زیباست!

پل طبیعت مشگین شهر از دور

پل طبیعت مشگین شهر از فاصله دور در مسیر روستای موئیل

در مسیر روستای موئیل ، مجتمع آبدرمانی "وله زیر" وجود دارد که دارای استخر آب سرد ظاهرا برای مداوای امراض چشم وجود دارد .

مجتمع آبدرمانی وله زیر

مجتمع آبدرمانی وله زیر

کنار مجتمع  دارای امکانات عالی و محیطی دلپذیر برای جذب گردشگر می باشد از جمله "اوبا" های عشایر ...

نمای ساختمان آبگرم شفا - موئیل

نمای بیرونی آبگرم موئیل مشگین شهر

آبگرم شفا ، آب گرم نیست بلکه آبی معدنی دارای گوگرد و آهن و کاملا سرد است که برای جذب مسافر گرمش می کنند .

استخر آبگرم و آب سرد شفا

دارای دو استخر کنار هم ، آب سرد و استخری که آب آن گرم شده است!

اما تنها 400 متر بالاتر آبگرم اصلی موئیل قرار دارد که آبی زلال و گرم دارد.

نمای بیرونی آبگرم اصلی موئیل

نمای بیرونی آبگرم اصلی موئیل

این آبگرم هم مثل آبگرم شفا دارای دو استخر مجزا برای خانمها و آقایان می باشد. روستای موئیل بدلیل قرار گرفتن در دامنه سبلان هوایی بسیار تمیز و عالی دارد و این از آسمان آبی پر رنگش پیداست.

استخر آبگرم اصلی موئیل

استخر آبگرم اصلی موئیل

نهایت سعی ام را کردم تا فضای استخر تاریک باشد از اشخاص بعنوان سوژه استفاده نشود!

کمی آنسوتر از روستای موئیل آبگرم معروف "قینرجه" قرار دارد . مفید برای امراض استخوانی ظاهراً . با دمای 85درجه که متولیان آن آب سرد به استخر اضافه می کنند تا قابل استفاده برای مسافران شود. شنیدن دمای 85درجه باعث شد تا همسفرم برای رفتن به انجا ممانعت ایجاد کند ... بماند تا با همسفری جان سخت تر همراه شوم!

منطقه شابیل

دره آبگرم شابیل

پارکینگ آبگرم شابیل مملو از اتومبیل های پارک شده کوهنوردانی است که برای صعود به سبلان به این منطقه امده اند. البته معدود مسافرانی هم هستند که آمده اند تا از آبگرم شابیل استفاده کنند... مخالفت همراهم مانع یک شبمانی یخی در پناهگاه سبلان شد... باشد تا با همراهی همراه تر همراه شوم!

شنا در این آبگرم پس از صعود به قله تمام خستگی و همچنین سرمای کوهستان را از تن به در می کند. گرجه کمی آنطرف تر و در دره پشتی آبگرم قوتور سویی قرار دارد که برای امراض پوستی فوق العاده مفید بوده و کلا آبگرم با کیفیتی است .

دریاچه نئور

دریاچه نئور در فاصله 45 کیلومتری اردبیل قرار دارد. از روستای بودالالو ( ظاهرا اینجا یا روستای فولادلو زادگاه عظمت خانوم * در جاده اردبیل - خلخال ) از جاده خارج و پس از حدود 15 کیلومتر مسیر آسفالته پر از گردنه ، در بالای کوه با منظره ای روبرو می شویم : دریاچه ای بسیار بزرگ و با وسعت ... قبل از غروب خورشید دمای هوا 19 درجه سانتیگراد بود . پس از تاریکی هوا ، دما بشدت پایین آمد... قبل از تاریکی هوا همه خانواده ها خیلی سریع دور دریاچه را خالی کرده و رفتند و ما که برای یک شب مانی زیر آسمان پر ستاره خودمان را آماده کرده بودیم به اصرار همراهم ناچار راه برگشت را پیش گرفتیم... شاید وقتی که با همراهی شجاع تر همسفر شوم!

آبگرم گیوی خلخال

منظره ای از آبگرم  گیوی خلخال

منطقه ای کوهستانی بسیار خوش آب و هوا در کنار آبگرم  با امکانات اقامتی نظیر کلبه های چوبی ، ویلاهای تمیز و هتل می باشد. ضمنا هزینه نصب چادر در کنار آبگرم شبی 5 هزار تومان می باشد.

آبگرم گیوی خلخال

محوطه آبگرم گیوی خلخال

تصاویر ییلاقات زیبای جاده اسالم - خلخال هم گزارش مجزایی می طلبد. در نهایت هم توصیه می کنم اگر کسی مسیرش سمت اسالم افتاد حتما فاصله 15 کیلومتری جاده اصلی تا آبشار ویسادار را بپیماید . جاده جنگلی زیبایی که در پایان آن دیدن آبشار بهمراه استراحتی کوتاه در کنار آبشار همه خستگی را از تن می زداید.

آبشار ویسادار

آبشار ویسادار

آبشار ویسادار

آبشار ویسادار

وجود آبشار تنها یکی از بهانه های جذب گردشگر است . می توان از مناظر چشم نواز آبشار ،دریاچه ، کوه ،جنگل و آبگرم و ... هم استفاده کرد . فقط باید توجه داشت که وظیفه داریم طبیعت را پاکیزه ترک کنیم !

 ***

* سرنوشت غمبار میرزا کوچک خان جنگلی با نام عظمت خانوم  گره خورده است . زنی جنگجو و مقتدر با شاهینی روی شانه که در زمان ملوک الطوایفی اواخر قاجار رئیس عشایر منطقه خلخال بوده و مردانه با سردار سپه جنگیده است ... میرزا کوچک خان جنگلی در اواخر کار  قصد پناهنده شدن به این شیرزن را داشت که در بالای ارتفاعات ماسال یخ زد و  دشمنانی که تا دیروز دوستش بودند (/ دوستان دیروز که دشمنش شده بودند) او را نیمه جان یافته و سر از تنش جدا کرده به رضا خان میر پنج تقدیمش کردند!

پ ن 1 : راست و دروغش را نمی دانم اما می گویند سالها بعد که عظمت خانوم به کمک تنها پسرش که از جنگ جان سالم به در برده بود به دیدار رضا شاه می رود . در این دیدار رضا شاه از پسر عظمت خانوم تعریف می کند که پسر لایقی است و عظمت خانوم پاسخ می دهد که اگر لایق بود در جنگ با قشون تو کشته شده بود!

پ ن 2 : آبگرم "قینرجه" (به معنای جوشان) دیگری در دامنه سبلان در چند کیلومتری شهر نیر به سمت سراب وجود دارد که فواید خاص و همچنین گرمای دلچسبی دارد و آبگرم دیگری به همین نام هم در روستای قینرجه در نزدیکی منطقه تخت سلیمان تکاب هست.

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٠ امرداد ۱۳٩٥

بنام خدایی که زیبایی را در اوج آفرید

شاید بار اول که سلطان بار داد اینقدر مشتاق قله نبودم . اینبار می دانستم که دریاچه زیبا رخ می نماید تا هوش از سر برباید!

 

دریاچه قله سبلان

دریاچه زیبا و منحصر بفرد سبلان

بخصوص که همراهی آقا ذبیح اله پسر عموی بزرگوار و آقای مهدی شاهی دوست عزیز و جوان افتخاری بود که نصیبم شد.

آقا ذبیح و مهدی عزیز در نمایی از پناهگاه سبلان

نمایی از پناهگاه پر از چادرهای برافراشته

روز قبل از صعود وقتی برای هم هوایی کمی از پناهگاه ارتفاع گرفتیم ، اینبار مشکل افت قند و فشار بعلت بیخوابی شب قبل سراغ من آمد و ناچار تا هشت صبح روز هشتم مرداد در هوایی نزدیک به صفر درجه خوابیدم تا حالم بهبود پیدا کند . برای همین وقتی که سایرین از قله بر می گشتند ما صعودمان را شروع کردیم.

یخچال سبلان

گذر آقا ذبیح اله از روی یکی از یخچالهای سبلان

کوه سبلان یکی از کوههای دائم برف ایران است با یخچالهایی با عظمت .

درچرخه سوار در قله سبلان

آقای مجید (بنظرم) رضاوند با دوچرخه صعود کرده بود!

 اصلی ترین گام  رسیدن به هدف ، اراده است . این را بچه های 10- 12 ساله ، خانمهای پا به سن گذاشته ، جانبازان و معلولین در مسیر های صعود یادمان می دهند.

سنگ محراب

محراب داشی/ سنگ محراب

 حس ورود به عبادتگاه حضرت زرتشت ، یادمان می اندازد که این تنها یک صعود به قله نیست . زیارت است . زیارت محل عبادت زرتشت و چشمه ای از چشمه های بهشت!

کسانی که از ذوق کوله ها را رها کرده وکنار دریاچه رفته اند.

دریاچه سبلان

حدیثی منسوب به حضرت پیامبر (ص) هست که چشمه ای از چشمه های بهشت در کوه سبلان است. در صورت صحت حدیث فقط و فقط اینجا می تواند یکی از چشمه های بهشت در روی زمین باشد و بس!

نماز و عبادت در کنار دریاچه سبلان

خضوع و عبادت در کنار دریاچه سبلان

پس از رسیدن به قله هر کسی به شیوه خود خدا را سپاس می گوید. یکی آواز می خواند و آن یکی زیارت عاشورا زمزمه می کند. یکی می خندد در حالی که دیگری اشک می ریزد . یکی می رقصد و آن دیگری در کنارش به نماز می ایستد.

عکس یادگاری سه نفره در کنار دریاچه سبلان

عکس یادگاری گروه سه نفره ما : آقا ذبیح الله ، من و آقا مهدی شاهی

شنا در دریاچه سبلان

نوازش تن با آب دریاچه سبلان

و بعد از یک شنای جانانه در آب نزدیک به درجه انجماد و خوردن چایی داغ و پوشیدن لباسهای گرم و پشمی تنها چیزی که می چسبد چند دقیقه خواب راحت است!

خواب راحت در کنار دریاچه سبلان

خواب راحت در کنار دریاچه سبلان

تا حدود 4200- 4300 متری پوشش گیاهی زیبایی از جمله انواع گل مینا زیبایی خاصی به منطقه داده ولی بالاتر از آن بدون هرگونه گیاهی بوده و فقط پرنده های زیبا و موشهای صحرایی به چشم می خوردند !

گلها و پوشش گیاهی تا ارتفاع 4200 سبلان

دسته گل زیبای طبیعت سبلان، بنظرم گل مینا

وقتی به پناهگاه برگشتیم با صف طولانی کوهنوردانی که منتظر لندورها بودند مواجه شدیم که تا پاسی از شب کوهنوردان را به منطقه شابیل منتقل می کردند.

صف در انتظار کوهنوردان جهت انتقال به شابیل

حسن صعود به سبلان ، آبتنی در آبگرم شابیل و قوتور سویی پس از صعود است که تمامی خستگی را از بین می برد.

خدایا شکرت که باز هم  توفیق یک صعود زیبا را به ما عطا کردی . الحمدلله

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ٥ امرداد ۱۳٩٥
                                                                       بسمه تعالی

"قال معاذالله ان ناخذ الا من وجدنا متاعنا عنده..."   
سوره یوسف آیه 79
 
هر"آمدنی"را"رفتنی"است.
بی شک نه"آمدن"و نه"رفتن"و نه حتی"بودن"امر مهمی است.
مهم نوع"آمدن"،"بودن"و"رفتن"است.
امیدوارم حداقل با یکی از این سه مورد دوستان خود را دلشاد و خوشحال کرده باشم تا شاید کفاره گناهانم باشد.
از همگی همکاران محترم پوزش طلبیده و همگی را به خدای مهربان می سپارم .
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
                                           ارادتمند همگی
"......."     
92/1/26
اکنون چهار سال از تاریخ فوق گذشته است . شاید آنروز معلوم نبود که "چه کسی" ، "چه متاعی" را در بار "چه کسی" گذاشته بوده است اما امروز که چرخ و فلک با شدت و سرعت تمام چرخیده است و با نیروی "گریز " اش تفاله ها را پس انداخته ، رستگاران واقعی مشخص شده اند و خوش بحال آنکه " او را برای خویش برگزیده بود"!
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا 
         
پ ن: همین الان تک بیتی از حجتم رسید و علاوه بر مورد مصرفش ، چقدر این شعر برازنده این نوشته است.
آزاده را جفای فلک بیش می رسد
اول بلا به عاقبت اندیش می رسد
یا علی مدد
نویسنده: مسعود قلعه - ۳ امرداد ۱۳٩٥

بنام خدا

اینکه قلمرو حکمرانی حضرت سلیمان سرزمین فلسطین بوده و قلمرو حکومت بلقیس سرزمین سباء (یمن) شکی نیست اما باید به افسانه های مردم مناطقی از تنکابن، الموت، طالقان و کلاردشت هم احترام گذاشت که معتقدند علت نامگذاری منطقه کوهستانی "تخت سلیمان" حکومت حضرت سلیمان بر این نواحی بوده است.

نمایی از تخت سلیمان

نمای تخت سلیمان از روستای درجان

علاوه بر این ، افسانه دیگری به منطقه تخت سلیمان ، حضرت سلیمان و بلقیس ارتباط دارد و آثار این افسانه شیرین ما را بر آن داشت تا رنج هفت ساعت رانندگی شبانه را بر جان بخریم تا ...

آبگرم درجان

آبگرم درجان(بلقیس و سلیمان)/ آبگرم جاده 3000

عکس از اینترنت (در این غار آبگرم حداکثر 4 نفر می توانند بنشینند)

این افسانه محلی چنین می گوید : سلیمان قصد کام جویی از بلقیس داشت ولی اصرار های او به انکارهای بلقیس منجر می شد تا اینکه روزی هدهد با پرهای یخ بسته پیش سلیمان آمد و خبر از منطقه ای داد که در ظل تابستان شبهای آنجا یخبندان است. پس سلیمان با اندیشه ای کامجویانه به بهانه گردش و تفریح بلقیس را به ان منطقه کشاند و آنقدر گردش را به درازا کشاند تا شب شد . ناچار دخمه ای یافتند تا اندکی از سرما در امان باشند و چنین شد که اندیشه سلیمان کارساز شد و بلقیس برای در امان ماندن از سوز سرما خود را به سلیمان چسباند و ... این چنین شد که سلیمان کامیاب شد . پس چون وقت نماز و عبادت شد بنا به درخواست سلیمان ، خدایش در همان غار آبگرمی برای آنها جوشانید تا غسلی برآرند و  بر عبادت بکوشند!( این افسانه را اولین بار در سایت پیش کسوت گردشگری ایران ، جناب آقای آرش نور آقایی خواندم )

کاروانسرای جاده بین الموت و تنکابن

کاروانسرای جاده خاکی الموت - تنکابن

توضیح: قسمت خاکی جاده بسیار مناسب است و احداث تونل در ادامه جاده 3000 نشان از توسعه و بهینه سازی این جاده در آینده دارد.

و اکنون این آبگرم در انتهای جاده سه هزار تنکابن پس از روستای درجان با حدود 2-3 ساعت کوهنوردی در دل کوهستان دست یافتنی است و اغلب کوهنوردان و طبیعت گردان از پراجان طالقان پیمایش خود را شروع می کنند و در روز دوم یا سوم خود را به این آبگرم می رسانند ولی ما ساعت 1:00 نیمه شب از تهران راه افتادیم و از مسیر الموت قزوین شروع کردیم و تمام منطقه الموت را در تاریکی شب طی کردیم.  در  گرمارود نماز صبح را ادا کرده و تا سپیده صبح بالای ارتفاعات بودیم. کاروانسرا را که تقریبا در حال مخروبه شدن است بازدید کردیم و کل سراشیبی جاده را در زیر نور خورشید طی کردیم و راس ساعت 8:00 صبح در روستای زیبای درجان برای صرف صبحانه نشسته بودیم که اهالی محترم انجا اطلاع دادند که بدلیل سیل دیشب و طغیان رودخانه ، پل نصب شده در کنار روستای "میان رود" که در مسیر آبگرم است تخریب و بلکه نابود شده است .

روستای میان دو رود

روستای سمت چپ :میان رود

روستای روبرو (سرسبزی آنطرف رود سمت راستی ) : کرن

گل آلود بودن رودخانه ای که از سمت راست دهکده می گذرد نشان از طغیان شب قبل دارد که پل را با خود برده است! باید از این رودخانه می گذشتیم.

از انجائیکه ما از ابتدا هم واجد قالیچه پرنده نبودیم پس دست از پا درازتر گشتی در منطقه زدیم و پس از نوشیدن آب معدنی از چشمه تخریب شده و خرید چندنوع عرقیجات از خانم محترمه درجانی راهمان را کشیده از مسیر جاده چالوس مراجعت کردیم.

چشمه آب معدنی درجان

چشمه آب معدنی درجان

چشمه ای که به نظر دارای آهن است و بنا به قول اهالی برای دفع سنگ کلیه مفید است. البته سیل شب قبل دهانه چشمه را نیز تخریب کرده است!

این منطقه یکی از مناطق تقریبا بکر با آب و هوایی واقعا خنک میباشد . بخصوص در ارتفاعات بین الموت و جاده سه هزار در دل تابستان می شود سوز و سرمای زمستان را چشید!

مسیر دسترسی:

1 -  از تنکابن :با ادامه مسیر جاده گردشگری 3000 و پس از حدود 17 کیلومتر جاده خاکی خوب می توان به دو راهی روستان درجان و پس از 7 کیلومتر دیگر و گذر از روستاهای سرن و شهرستان به روستای درجان رسید .

2 - از الموت  : قزوین ، معلم کلایه ، پس از عبور از سه راهی گازرخان(قلعه الموت) ، گرمارود و ... در نهایت پس از گذر از کنار کاروانسرا و گذشتن از کوههایی که حتی در وسط تابستان یخچالهای آن پیداست ، در ته دره و درست آنجایی که دو رودخانه بهم می پیوندند از جاده خارج به سوی روستای درجان راند.

پ ن : ادامه گزارش را بخوانید: آبگرم بلقیس و سلیمان

یا علی مدد

کدهای اضافی کاربر :