کشکول قلعه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مسعود قلعه - ۳٠ فروردین ۱۳٩٥

بنام خدا

در راستای معرفی آبگرمهای ایران از جمله : سرعین ، شهر چشمه های بهشتی ، آبگرم رینه لاریجان ، آبگرم خرقان (قزوین) ، آبگرم خورهه محلات ، آبگرم یله گنبد (قزوین) ... اینبار قصد داریم تا آبگرم خوبی را در خطه سرسبز شمال ، سرزمین زیبای آمل معرفی کنم.

روستای ییلاقی لاویج (بقول اهالی لاویج شهر) از دهستانهای شهر چمستان شهرستان نور می باشد که در ۲۵ کیلومتری جنوب چمستان قرار دارد. معروفیت این روستا بدلیل منطقه ییلاقی ، چشم انداز زیبا و آبگرمهای طبیعی است.

لاویج در زمستان

نمای لاویج - زمستان ۹۲

از جاده هراز که وارد آمل شوید تابلوی چمستان شما را به سمت این منطقه  راهنمایی می کند . از جاده اصلی به سمت "نور" را آنقدر ادامه می دهید تا به سه راهی لاویج برسید. به سمت لاویج (خروجی سمت چپ ) که بپیچید مستقیم به روستای لاویج می رود.

گذشته از جنگل زیبای کشپل که برای اتراق و حتی شبمانی در فصل گرما بسیار مناسب است ، جاده زیبای لاویج با چشم اندازهای زیبایش خستگی رانندگی از تهران
تا شمال را از شما دور می کند.

وقتی منظره دهستان لاویج در کنار دره ای وسیع از دور پیدا می شود ناخوداگاه از اینهمه زیبایی خدای مهربان را سپاس می گویید.

نمای مجتمع آبگرم مرکزی لاویج

نمای مجتمع مرکزی آبگرم لاویج

اتومبیل را در کنار آبگرم مرکزی شهر پارک می کنیم . این ابگرم  مجهزترین و بزرگترین ابگرم لاویج است و بجز این تعداد ۳ آبگرم دیگر نیز در لاویج هست بنامهای آبگرم فیل سنگی ( که ظاهراً سنگواره ای به شکل فیل آنجا هست) ، آبگرم بی بن او و آبگرم ایران زمین که یکی از آنها تعطیل بود اما برای پذیرش مشتری اعلام امادگی کرده بود . البته همه این آب گرمها دارای خاصیت مشابهی هستند.

همه این آب گرمها تسکین دهنده دردهای استخوانی ، مفاصل هستند و  بیماریهای پوستی را درمان می کنند.


خواص درمانی آبگرم لاویج

خواص درمانی آبگرم لاویج

بهرحال تنی به اب زدیم . اولین ابگرمی که گوگردی بود اما ته نشین سفید رنگ داشت و در تابلو آبگرم توصیه کرده بود که پس از آب تنی دوش نگیرید و از شامپو و صابون استفاده نکنید تا املاح آب کاملاْ به بدن نفوذ نماید.

گشتی در شهر زدیم و تا بالای ارتفاعات رفتیم و از هوای پاک و سالم  آن هم استفاده کردیم . چای داغ پس از آب تنی آنهم در آب گرم گوگردی که شدیداْ خسته ات می کند کلی می چسبد و لذتبخش است. بخصوص اگر در کنار رودخانه اتراق کنی و اجاق کوچکی رو براه کنی و در کنار حرارت ملایم اتش کم کم  گرم شوی و در هوای سرد و خنک زیر نور درخشان آفتاب لم بدهی و چرتی بزنی .

مهمانپذیر  روبروی آبگرم مرکزی

مهمانپذیر لاویج - فرصتی برای اقامت و حتی بازدید نبود . فقط عکسی انداختم تا شاید شماره تلفن بدرد
خودم یا دوستان بخورد.

ضمناً گویا در مسیر چمستان به لاویج آبشاری هست بنام "حرام او" یا همان "حرم آب" که آب گوارایی دارد که از زمین می جوشد ولی ما موفق به یافتنش نشدیم.

ضمناً مطلب آبگرم لاویج قبلا در وبلاگ پسران  "دستیار گردشگر" درج شده بود .

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ٢٧ فروردین ۱۳٩٥

بنام خدا

امشب را لیله الرغایب،  شب رغبت،  شب دلدادگی یا شب آرزوها نامیده اند. شبی که با شب قدر اندکی متفاوت است.  شب قدر شب درخواست و خواهش و دعاست تا خدا نقشه سرنوشت و مسیر زندگی ما را برای یکسال دیگر یا یک عمر زندگی با قلمی زیبا ترسیم کند اما امشب خواستن ما با دلدادگی است.  آرزو می تواند نقشه زیبای سرنوشت باشد یا حتی تنها نیم نگاه یار، چه برسد به عشوه و کرشمه ای از دلبری دلداده!!! 

امشب شب دعا نیست فقط،  شب دلدادگی هم هست.  امشب شبی برای استغاثه و ضجه زدن نیست فقط،  شبی برای جلب توجه است. شبی برای خواستن هر ناممکن دور از ذهن. شب خواستن " هر چه می خواهد دل تنگ ات"...

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱۸ فروردین ۱۳٩٥

بنام خدا

دیروز با توجه به خلوتی کارهای اداره در اوایل سال ،فرصت شد که بعد از مدتها سینما بروم . فیلم بادیگارد را که آقای حاتمی کیا سعی داشت فرق محافظ را با گماشته و بادیگارد روشن کند.

هنوز بوی ابراهیم می آید . گرچه فیلم زیبا بود و دلچسب ولی من به دلایل دیگری لذت بردم :

1 - مرد جوان خوش هیکلی که کنارم نشسته بود بی تکلف و خیلی راحت از ته دل می خندید.

2 - پیرمردی 80-90 ساله که  با سر و روی کاملا سفید به تنهایی برای دیدن فیلم آمده بود و به زحمت می توانست راه برود.

3 - بالاخره بعد از مدتها توانستم به تنهایی سینما بروم .

یا علی مدد

 

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٤ فروردین ۱۳٩٥

بنام خدا

 این متن یک سفرنامه زیارتی نیست بلکه حاشیه نگاری لحظه ای یک سفر زیارتی است. در خصوص قیمت‌ها،  فاصله ها،  وضعیت هتلها و... البته از راه زمینی مهران بصورت انفرادی.

همیشه آنکه دم از عاشقی زده تنهاست

نماز هر که مکبر شود جماعت نیست

روز 27 اسفند 94:

دیشب ساعت 10 شب از تهران راه افتادیم . از تهران تا مهران حدود 800 کیلومتر راه است . اتوبان ساوه تا همدان و بعد پس از گذر از گردنه برفی اسد آباد و نرسیده به کرمانشاه در هوایی بسیار سرد و بارانی استراحتی دو ساعته ،کرمانشاه ، گردنه مرصاد (حسن آباد) ، اسلام آباد ، ایلام و بعد هم مهران . ساعت 10 صبح ماشین را در پارکینگ پارک کرده و  بسمت مرز (گمرک) رفتیم.
15 هزار تومن سواری دربست از شهر مهران تا مرز / گمرک
125 هزار ریال خروجی هر نفر

مرز بسیار شلوغ بود . کاروانها و گروههای انفرادی فراوانی سعی در عبور از مرز داشتند . ازدحام جمعیت آزار دهنده بود . خیلی از گروههای انفرادی حتی سیب زمینی و پیاز خود را از اینجا می بردند. پس از حدود دو ساعت انتظار در صف بالاخره رد شدیم.

نهر علقمه

نهر علقمه


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود قلعه - ٦ فروردین ۱۳٩٥

بنام خدا

عید نوروز و سال جدید را به همه دوستان تبریک عرض می کنم.

و اما بعد... 

در مسیر کربلا به نجف به یکی از چیزهایی که فکر می کردم مرحوم امیر کبیر بود.  خیلی قبلتر ها نوشته بودم که علیرغم اینکه او را مردی کبیر می دانستم، بنا به ذهنیتی خاص، حس خوبی نسبت به او نداشتم و در خصوص دفن ایشان کنار بارگاه حضرت سید الشهدا ( ع) دل چرکین بودم  تا اینکه ماجرای خواب یکی ازعلما را شنیدم و موضوع سعادت این مرد بزرگ برایم روشن شد.

به ناگاه یادم آمد که موسس سلسله قاجاریه،  آقا محمد خان قاجار،  آن سفاک خونریز هم در جوار امام علی ( ع) مدفون است. بخاطر ارادتی که به لطفعلی خان زند دارم( که مطلبی نیز از این شجاع مرد تاریخ ایران نوشته ام) از این شاه خواجه متنفر بودم و البته بخاطر آنچه در کتابهای تاریخ رسمی به ما ملت ایران ( چه پهلوی و چه جمهوری اسلامی) آموخته اند همه ملت ایران از او متنفر هستند. فکرم رفت سراغ اینکه حکمت سعادت یافتن آقا محمد خان قاجار چه بوده که باید در بارگاه مولی الموحدین امیر المومنین علی ( ع)  بیارامد؟ 

 

ایران،  برای ایران بودنش ( شدن اش) مدیون مردی بزرگ است بنام کوروش کبیر که علمای امروزی او را با ذوالقرنین قرآن مطابق یافته اند و برای بار دوم و پس از قرنها از هم گسیختگی و پریشانی مدیون مردی بزرگ و بزرگوار است که ایران را با علم و نشان تشیع یکپارچه کرد و خود و خاندانش خار چشم دشمنان شد: شاه اسماعیل صفوی

بار سوم که ایران پس از نادر بدست قاتلان نادر تکه پاره شد و جنگ سر تاسر ایران را فرا گرفت و کم کم قدرت و حکومت از دست افشاریان به زندیه منتقل و بازهم این ایران بود که تکه پاره می شد و بدبختی و جنگ سرتاسر ایران سایه انداخته بود تا اینکه مردی که در عین فضیلت و قدرت،  خونریز بود توانست تمامی ملل را زیر پرچم سه رنگ ایران گرد هم آورد و تا سالیان سال اتفاق و اتحاد تنها کشور شیعی را حفظ کند.  حفظ و گسترش و یکپارچگی این کشور بزرگ،  پاداش بزرگی هم دارد. 

امید دارم که خداوند این مرد بزرگ را بیامرزد.

البته بسی جای تاسف که چند سال پیش بنده شخصا در یکی از حجره های حرم تابلوی مرقد محمد شاه را دیده بودم اما در این سفر هیچ اثری از تابلو نبود و جالب اینکه هیچیک از خدام هم اطلاعی نداشتند. در کتاب راهنمای حرم هم چیزی نیافتم.

پ ن 31 شهریور 95 : سایت خبرگزاری جام جم مطلبی درج کرده با عنوان "قبر آقا محمد خان قاجار کجاست؟ " که اطلاعات خوبی در این زمینه دارد.

یا علی مدد

 

کدهای اضافی کاربر :