کشکول قلعه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مسعود قلعه - ٢۸ شهریور ۱۳٩۳

بنام خدا

از بس که عادت نکرده ام روز تعطیل زیر سقف بخوابم ، حالا که از روی اجبار این توفیق دست داده باید تا صبح بالای دیوار برجی سر به فلک کشیده گیر بیافتم وبا هر چی موجود عجیب الخلقه همنشین.از مارمولک های بازیگوش بگیر تا قورباغه های چندش آور  و حلزونهای لزج غول پیکر!

اینکه خودم چطور رفتم بالای آن برج و دیوار بلند چیزی نمی دانم اما اینهمه حیوان ، دیگر چطور توانسته بودند آنجا پیدایشان شود ؟ آخر قورباغه را چه به اوج؟

خدایا!  شکر که پایم روی زمین است و در شبی تاریک و هولناک بالای برج و دیواری بلند با مشتی حیوان چندش آور و عجیب همنشین نیستم و هرگز هم نمی خواهم باشم.

خدایا هرگز همنشینان مرا از این قسم حیوانات آدمیزاد نما قرار نده ! آمین

 خدایا دلم برای صبح تنگ شد. پس کی می شود از خواب جنون برخیزم!

نویسنده: مسعود قلعه - ٢۳ شهریور ۱۳٩۳

بنام خدا

هنوز هوای زیارت قبلی از سرم نپریده بود که باز دعوت شدم . اکراهی در کار افتاده بود که در بین زمین و آسمان معلق بودم . اکراه برای "رد دعوت" بزرگوار بزرگ زاده بزرگ تبار تنها به بهانه سنگینی مسئولیت بود . خیلی سخت است همه دار و ندار مردی را در سبدی برداری و بیفتی به جاده ای ...

نماز صبح را خواندم اما هنوز آمادگی زیارت پیدا نکرده ام . در هیچ یک از پابوسی ها چنین حالی نیافته بودم . خود را سپردم به موج جمعیت مشتاق زائر تا وقت دعای ندبه فرا رسد بلکه با ناله و ندبه اذن دخول بگیرم از حضرت عشق...

به صحن مقدسی رسیدم که صدای نقاره ها بلند بود . غرق در موسیقی نقاره ها تکیه بر دیوار دادم تا رخصت عطا شود اما گویی اکراه عقلایی ام برایم گران تمام شده است و باید که پشت در بمانم...

صدای هشدار وصول ایمیل روی گوشی همراه بی هیچ اراده ای توجه ام را جلب کرد. بخصوص که در این حرم ورود امواج هر آنتنی ممنوع است... پیامی از سر لطف واصل شده بود پیامی از یک دوست قدیمی : یکی که مثل هیچکس نیست...

تا نقاره ها از صدا بیفتند دربهای حرم باز باز بود ... زیارتتان قبول .

***

خدایا چرا این سفر با همه سفرهای قبلی متفاوت است . چرا نمی پذیردم . ترا به هر که دوست داری راهم بده ... اینهمه راه امده ام . خسته و پر اضطراب ...

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز

باز هم حادثه صبح تکرار می شود. آنهم زمانی که انتن کاملا قطع می باشد و علامت ضربدر قرمز بالای آیکن آنتن پیداست... صدای دق الباب است که مرا متوجه خود می کند . اینبار مادری به مهربانی همه مادران دنیا که آرامش خداوندی به او هدیه شده  پیامی حاکی از محبت ارسال کرده است ... زیارت قبول خداوند آرامش .

***

درست وقتی که فکر می کنی دست عده ای رو گرفتی بردی زیارت،  تازه می فهمی که نه...!  دستت رو گرفتن بردن زیارت.

لازم نیست حتماً "خوب " باشی ، دوستان خوبی داشته باشی کافی است... روسیاه روسیاه هم که باشی با لطف دوستان سعادتمند خواهی شد.

التماس دعا

نویسنده: مسعود قلعه - ۳ شهریور ۱۳٩۳

بنام خدا

فرصتی دست داد تا در یک ماموریت آموزشی  اداری سفری به شیراز داشته باشم. ماموریت دو روزه ای که تبدیل به یک سفر خانوادگی هشت روزه شد . البته برای احتراز از "سفر پرتابی" و استفاده بهتر از مسیر بجای مسیر مستقیم ، مسیر را از استان کهکیلویه انتخاب کردیم .

آبشار سمیرم:

آبشار سمیرم

آبشار سمیرم

منطقه شهر سمیرم بعنوان انتهایی ترین شهر استان اصفهان طبیعت زیبایی دارد که در زمان اوج گرما فقط می توان از آبشارهای این منطقه لذت برد.

صخره نوردها در آبشار سمیرم

در سمت راست تصویر صخره نوردها در حال صعود هستند.

آبشار سمیرم منطقه خوش آب و هوا در دل کوهستان است که بیشتر جذابیت آبشار زیبای آن مسافران را به سوی این تنگه می کشاند تا ساعاتی در زیر سایه درختان و هوای خنک بیاساید.

ابشار یاسوج :

آبشار یاسوج

در اصل آبشاری بنام آبشار یاسوج وجود خارجی ندارد اما منطقه ابشار ییلاقی و بسیار زیبا و برای اقامت شبانه مناسب است و خنک!

یاسوج بعنوان مرکز استان کهکیلویه و بویر احمد شهر زیبا و بزرگی است و آبشار یاسوج درست در ارتفاعات چسبیده به شهر قرار دارد . گرچه تنگه و منطقه آبشار همه باغات سر سبز و باغ - رستوران می باشد و محلی برای استراحت اهالی یاسوج ، اما آبی که در این دره در جریان است کمتر شبیه آبشار است بعلت اینکه از بالای آبشار ، آب را به منبعی هدایت کرده اند تا آب شرب شهر را تامین نمایند.

و اما آبشار مارگون:

آبشار مارگون

شلوغی و ازدحام زیاد در کنار آبشار گویای جذابیت آبشار مارگون است!

با اینکه از شهر یاسوج حدود 50 کیلومتر تا آبشار مارگون مسیر مستقیم هست اما ما ترجیح دادیم ابتدا به سمت شهر سپیدان برانیم تا طبیعت بکر مسیر و همینطور "تنگ تیزاب" را ببینیم . مسیر طولانی تر شد اما دیدن شهر سپیدان با آب و هوایی عالی و معرکه به طولانی بودن سفر می ارزد.

آبشار مارگون

زیبایی و عظمت این آبشار شاید در کمتر آبشار ایران باشد!

توضیح : در مسیر بین سمیرم - یاسوج منطقه ای است بنام پاتاوه که یک پل باستانی هم دارد و در ادامه مسیر به روستایی بنام مارگون می رسد که اتفاقا دارای یک ابشار کوچک فصلی است و نباید با آبشار مارگون منطقه سپیدان اشتباه گردد.

آبشار دروازه قرآن شیراز:

دروازه قرآن و باباکوهی

بنای کنار جاده دروازه قرآن و بنای کوچک بالای کوه بابا کوهی سایه بانی از سنگ ساروج است .

گفتنی در خصوص شیراز بسیار است . زیارتگاه حضرت شاهچراغ برادر امام رضا (ع) ، حافظ ، سعدی و باغهای زیبای شیراز ، مجموعه زندیه هر یک نیاز به نوشته مستقلی دارند ولی در این میان دروازه قرآن شیراز بهمراه غارهایی که زمانی بزرگانی چون خواجوی کرمانی در ان می زیسته اند و اکنون آثاری باقی است از جمله مقبره سنگی شاعر بزرگ فارسی بدون هیچ نوشته ای .

 

قبر خواجوی کرمانی

قبر خواجوی کرمانی

حضرت شاهچراغ

بارگاه حضرت شاهچراغ

بارگاه حضرت حافظ

بارگاه حضرت حافظ

عکس یادگاری پسران با مقبره سعدی

عکس یادگاری پسرانم با مقبره سعدی استاد سخن

و البته گفتنی در خصوص شیراز بسیار است . دیدار از تخت جمشید ، پاسارگاد ، نقش رستم ، نقش رجب ، تنگ تیزاب ، تنگ چوگان و غار شاپور (گزارش در وبلاگ پسرها) و شهر باستانی بیشابور هر کدام برای خود گفتنی بسیاری دارد اما ... آنچه برای ما باعث تعجب بود هوای بسیار عالی و خنک شیراز بود...

خوشا شیراز و ...

یا علی مدد

کدهای اضافی کاربر :