کشکول قلعه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مسعود قلعه - ٢٧ اسفند ۱۳٩۳

بنام خدا

سالها همینطور به سرعت می گذرند و ما هر چه بر سرعتمان می افزاییم عقبتر می مانیم. سالهای 92 و بخصوص 93 همانطور که از قبل هم انتظارش را داشتم سالهای خوشایندی برای من نبودند . گرچه روزهای خوش این سالها کم نبود اما سخت ترین روزهای زندگیم در این دو سال گذشت . شاهد زنده این ادعا "موی سفید  است  کز الطاف دوست ".

البته هر گاه که خود را در چاه تنهایی اسیر می دیدم تنها پناهی که می توانستم به سویش بشتابم محضر دوست بود که او نیز هر بار یک نوید تکراری می داد : ... "انها را از حال امروزشان آگاه خواهی کرد " ... توجه "دوست " به "غیابت الجب" ای که در آن هستم تنها موجب آرامش قلب من است.

***

حس خوب و امیدوارانه به سال جدید دارم . حسی خوشایند و دوست داشتنی ...

برای همه دوستانم نیز این "حس خوشایند" را آرزو می کنم.

پیشاپیش سال جدید را برای همه دوستان و هموطنان عزیزم تبریک عرض نموده و برایشان سالی خوشایند بهمراه توفیق الهی آرزومندم.

پینوشت 20 فروردین 94 : نوشته های پیشین وبلاگ را مرور می کردم دیدم چقدر گره خورده ام (گره زده) با سوره دوست داشتنی ام ! چقدر دوستش دارم...

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ٢٤ اسفند ۱۳٩۳

بنام خدا

روز جمعه 22 اسفند به قصد یک کوهنوردی سبک راهی کوه شدیم . دوست همدل همنوردم سر بزنگاه مسیر توچال را پیشنهاد کرد . تا به خود بیاییم هوا روشن شده بود و تا خودمان را به ایستگاه دو برسانیم آفتاب کوه و دشت را زیر پر و بال خود گرفته بود. خیلی سریع صبحانه را صرف و با همان سرعتی که اوج گرفته بودیم فرود آمدیم البته با یاد یک هم صحبتی جانانه و صبحگاهی ...

کهف الشهدا

کهف الشهدا

در مسیر برگشت هم توفیق حاصل شد تا زیارتی از اصحاب کهف داشته باشیم . کهف الشهدا مکانی دنج و معنوی است که پنج شهید گمنام در انجا آرمیده اند و از این پنج تن فعلا یکی شان در کره خاکی هم شناخته شده و بقیه همچنان نام آورانی آسمانی اند.

شهدای کهف

شهدای کهف

جمعه 22 اسفند روز بزرگداشت شهدا نامگذاری شده است . یاد همه شهدا را گرامی می داریم.

***

و اینهم شعری از حجت عزیزم:

چون موی توام در دو جهان روی سیه باد

گر یک سر موی تو فروشم به دو عالم

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱۸ اسفند ۱۳٩۳

بنام خدا

شاخه را محکم گرفتن این زمان بی فایده است

برگ می ریزد ستیزش با خزان بی فایده است

باز می پرسی چه شد که عاشق جبرت شدم

در دل طوفان که باشی ، بادبان بی فایده است

بال وقتی بشکند از کوچ هم باید گذشت

دست و پا وقتی نباشد ، نردبان بی فایده است

تا تو بوی ذلفها را می فرستی با نسیم

سعی من در سر به زیری بی گمان بی فایده است

تیر از جایی که فکرش را نمی کردم رسید

دوری از آن دلبر ابرو کمان بی فایده است

در من عاشق توان ذره ای پرهیز نیست

پرت کن ما را به دوزخ ، امتحان بی فایده است

از نصیحت کردنم پیغمبرانت خسته اند

حرف موسی را نمی فهمد شبان ، بی فایده است

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٧ اسفند ۱۳٩۳

بنام خدا

سرعین شهری در نزدیکی اردبیل و در دامنه های سبلان ، براستی که شهر چشمه های جوشان است . شهر سر چشمه های بهشتی ...

قبلا هم از سرعین نوشته ام .

دنیا را نمی شناسم اما قطعا در ایران هیچ شهری به اندازه سرعین چشمه و مجموعه آبگرم ندارد . معروف ترین و بزرگترین و طبیعی ترین آبگرم سرعین ، آبگرم " گاومیش گلی" است و بعد از ان آبگرمهای متعددی که هر یک خاصیتی جداگانه دارند : قهوه سوئی ، آبگرم چشم شوئی ، ساری سو ، آبگرم پهنلو ، آبگرم ژنرال ، آبگرم بش باجیلار (پنج خواهران) ، مجموعه آبگرم درمانی سبلان و مجموعه مدرن ایرانیان و ...

طبیعت سرعین

از میان این ابگرمها اکنون تنها دو آبگرم گاومیش گلی و پهنلو بصورت سرپوشیده نیستند و اگر شانس بیاوری و بهنگام بارش برف در داخل یکی از این آبگرمها باشی نهایت لذت را خواهی برد که اینبار هم شانس با ما یار بود .

طبیعت سرعین

بگذریم ...

در سرعین علاوه بر آبگرم های فراوان و صرفنظر از آش دوغ آن ، صبحانه مفصلی می توانید بخورید : عسل و کره و قیماغ (سرشیر طبیعی) با نانهای محلی و شیر داغ ... و البته کباب چنجه و کوبیده ای که شاید در هیچ کجای ایران نظیرش را نتوانید بخورید. اما انچه از همه اینهایی که گفته شد مهمتر است هوای پاک و بدون هیچگونه آلایندگی سرعین است بخصوص اگر شانس بیاورید و مه صبحگاهی یا عصرگاهی سرتاسر شهر را فرا بگیرد و شبنم صورتهای گر گرفته از آبگرم را نوازش دهد...

بیله درق زیر برف

اینبار ما شانس داشتیم تا از اول صبح شاهد بارش برف باشیم و از طبیعت زیبای دامنه سبلان لذت ببریم و همین چند عکس را به دوستان تقدیم می کنم تا اگر روزی روزگاری هوس کردند از تعطیلات خود در ولایات ما استفاده کنند حتی اگر فصل تابستان عزم سفر کردند پوشاک مناسب بهمراه داشته باشند ...

طبیعت سرعین

عید نزدیک است و طبیعت زیبای سبلان مشتاقان را به سوی خود می خواند .

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ٢ اسفند ۱۳٩۳

بنام خدا

درست مثل آدمای "ندید بَدید " می زنیم بیرون از شهر تا از دیدن بارش برف لذت ببریم.

بارش برف

انگار نه انگار که تا همین چند سال پیش وقتی شب متوجه می شدیم که بارش برف شروع شده تنمان می لرزید  خواب بر چشممان حرام می شد که ای خدا ... بازم باید صبح پا شیم و برف پارو کنیم ! عذابی بود...

بارش برف

اما حالا در حسرت دیدن بارش برف حاضر می شویم تا 100 کیلومتر رانندگی کنیم.

بارش برف

خدایا ! می شه برفی بفرستی که صبح پا شیم و برف پارو کنیم ... شاید 10 سالی می شه که دیگه پارو نداریم ...

برف در ارتفاعات شیرپلا

بارش برف در شیرپلا

(عکس از دوست عزیزم : شاهی)

همسایه هامون هم پارو ندارن گویا . خیلی از بچه های امروزی با این ابزار اصلا ً آشنا نیستند دیگه ...!

جاده های برفی

زمستانها مردم جرات مسافرت نداشتند . شبی که توی جاده تهران - تبریز توی برف گیر کردیم و تا صبح کنار بخاری یک قهوه خانه بین راهی ماندیم . یادش بخیر واقعاً !

خدایا ! حالا آرزویمان گیر کردن در جاده های کوهستانیه ...

عکس یادگاری زیر بارش برف

امروزه برف "سرما" ندارد "سوز" اش پیشکش . دیگر برفها فرصت نمی کنند یخ بزنند حتی. سالهاست که دیگر نوک انگشتانمان کرخت نشده از زور سرما ، یادم نمی آید آخرین باری که گوشهایم سردشان شده ...

خدایا ! نعمت هایت را از بندگانت دریغ مدار ... آمین.

زمستون خدا سرده ، دمش گرم !

اون عاشقی که ولگرده ، دمش گرم!

یا علی مدد

کدهای اضافی کاربر :