کشکول قلعه
نویسنده: مسعود قلعه - ۱۱ آذر ۱۳۸٩

 بنام خدا

امروز روز چهارم است.

می رویم به سوی کوفه ، شهر امام فریب! شهر امام کش ! شهر نامردی ها و نامردها !

چقدر دلم می خواهد در این شهر مدتی بگردم و مردمانش را از نزدیک ببینم . دلم می خواهد نوع زندگی و وضعیت معیشت این مردم را بعد از حدود ١٣۵٠ سال ببینم در کوچه هایش بچرخم و از هوایش تنفس کنم و ...

***

امروزه دیگر بین شهر های نجف و کوفه فاصله ای نیست و هر دو شهر کاملا بهم چسبیده هستند.

بارگاه میثم تمار در نزدیکی مسجد کوفه قرار دارد . گنبد سبزش از دور پیداست . در محوطه بازی که ظاهرا پارکینگ می باشد ولی پر از آشغال و ظرف یکبار مصرف آب معدنی است از اتوبوس پیاده شدیم و ابتدا برای زیارت این مرد بزرگ ایرانی تبار رفتیم .

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود قلعه - ٦ آذر ۱۳۸٩

بنام خدا

کوچکترین عضو کاروان هم متعلق به خانواده ماست . مرد دو رقمی !

"پدر" همه ما را پیچاند و تنها به زیارت رفت فارغ از دید اغیار ! میثم هم با کاروانیان بود و بنده هم قسمت مرد دو رقمی شدم . با هم .

چقدر به دو رقمی شدن سنش افتخار می کند و چقدر هم شاد است . بارها قسمت شده و زیارت حرم امام رضا (ع) مشرف شده ایم اما حرم مولا (ع) حالت و روحیاتش چیز دیگری بود.

پس از زیارت گشتی در صحن های حرم زدیم . فاتحه ای بر مزار سید مصطفی خمینی و آیت الله خویی .

***

 


ادامه مطلب ...
کدهای اضافی کاربر :