کشکول قلعه
نویسنده: مسعود قلعه - ۱۸ تیر ۱۳۸۸

بنام خدا

اینروزها یکی از "افراط" های طبیعت رخ داد و " آسمان هم خاکی شد" و ما ساکنان تهران باز هم بر خود بالیدیم که واقعاً " ایران ز تهران تا کرج باشد"! چند سال است که علاوه بر آسمان شهر های استان خوزستان ، ریه های مردمشان نیز خاکی شده ولی دریغ از اینکه ... در ایلام چند روز بود که دید بیش از پنج متری امکان نداشت ولی تا در تهران دید به ٨٠٠ متری رسید زندگی تعطیل شد ... چرا؟

جای همه دوستان خالی ! دیروز دیگر طاقت نیاوردم در خانه حبس شوم و با کمی افراطی گری  به کوهستانهای تهران پناه بردم و تا دلتان بخواهد خاک خوردم و جالبتر اینکه دیگر هر چه می خورم مزه خاک می دهد و خلاصه خیلی "خاکی" شده ام!

و ... دو خبر از خبر گزاری قنواتی (پس از مطالعه این وبلاگ مطمئن خواهید شد که جناب آقای قنواتی به تنهایی یک خبرگزاری است ) را حتماً بخوانید :

١ -  کشته شدن یک زن محجبه حامله بدست یک نژاد پرست آلمانی در دادگاه و شلیک پلیس به همسر این زن مسلمان

٢ - کشتار مسلمانان چین و مصلحت اندیشی سران جمهوری اسلامی یا شاید عدم مداخله در امور داخلی چین !

 اینهم یک جمله قشنگ برای یادگاری از یک بلاگر :

وقت تنهایی در جسنجوی دوست ، از یافتنش به دنبال عیب هاش و بعد از اینکه از دست دادیمش به دنبال خاطره هاش میگردیم.

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٤ تیر ۱۳۸۸

بنام خدا

ولادت مولای متقیان حیدر کرار (ع) و تنها مولود کعبه را به همه کسانی که سر سفره پدر و مادر بزرگ شده اند و هرگز طمع به سفره معاویه ها ندارند تبریک عرض میکنم.

***

چند روز پیش فرصتی دست داد و به بهانه عروسی یکی از بستگان دو - سه روزی از تهران دور شدیم و علاوه بر اینکه صله رحمی کردیم و قلبی را شاد ، بقول ادبیات مدیریتی "تبرمان را نیز تیز کردیم"!

داستان "تیز کردن تبر " را در فرصتی دیگر خواهم نوشت.

دیدن چند شهر مرکزی و اصفهان از جمله محلات و خمین و گلپایگان و بخصوص خوانسار و ... به زحمت رانندگی تقریباً شبانه روزی می ارزید.

بگذریم ...

حساب که میکنم به برکت اینترنت و چت و راهیابی بچه ها به دانشگاهها و صد البته حضور در شهر هزار قوم تهران در عرض همین چند سال اخیر واردات - صادرات خوبی داشته ایم . الحمدلله...

به اهواز دختر داده ایم و از درود عروس آورده ایم ، به آمل دختر داده ایم و از داران گلپایگان عروس آورده ایم ، به ساوه دختر داده ایم و از سراب عروس آورده ایم ، به کرمان داماد فرستاده ایم و باز هم از مشهد عروس آورده ایم ، عتیقه فامیل را به قمی ها قالب کرده ایم و دچار مار افعی زاهدان شده ایم و سرگل  یزد را چیده ایم و گل مریم مان را به پای لر ها ریخته ایم و ...

خلاصه نمی دانم که نسل جدید فامیل را از کدام قوم بدانم : لرک ،گیلرک ، ترگیل ، ترکل ، ترقم و ...

آیا به هویت جدیدی می رسیم یا هویت خود را نیز گم خواهیم کرد . براستی با این اختلاط هویتی چه کنیم ؟

یا علی مدد

 

نویسنده: مسعود قلعه - ٩ تیر ۱۳۸۸

بنام خدا

"من بیشتر از تمام دوستان انتقاد و ان‌قلت دارم اما الآن دعوا میان اصل جمهوری‌اسلامی و اجانب است. همه می‌دانیم پنجاه ‌سال دیگر وزارت‌خارجه انگلیس اسناد محرمانه دخالت‌های خارجی را رو خواهد کرد. انتخاب الآن بین ولایت‌فقیه و آمریکا وانگلیس است نه بین احمدی‌نژاد و موسوی یا... الآن قضیه فرق کرده و برایم جالب است یکی از آقایان مدعی ذوب در ولایت مثل آیت‌الله... و دکتر... پیدایشان نیست. همه مصلحت‌اندیش‌های فرصت‌طلب و ترسو رفته‌اند توی پستوهایشان و من که همیشه متهم بوده‌ام وقتی می‌بینم این سید بزرگوار تک‌وتنها مانده زورم می‌آید به خیال مصلحت و عافیت‌اندیشی خفه شوم، چون فضا غبارآلود است و حرف‌زدن مصلحت نیست.

 

من واقعا نمی‌فهمم همه کسانی که حیثیت و آبرو و مناصب  و همه چیزشان را از آقای خامنه‌ای داشته‌اند امروز توی کدام سوراخ‌موش قایم شده‌اند!

 

می‌دانم گردوغبار که بخوابد دوباره از بنزهای ضدگلوله بیرون می‌آیند و مصاحبه می‌کنند و تلویزیون فیلمشان را پخش می‌کند و خطبه‌های نمازجمعه شروع می‌شود ..."

 

متن بالا از وبلاگ "نمایندگی مجاز" حجه الاسلام محمد رضا زائری است . ایشان در آخرین نوشته یا بواقع در نوشته پایانی وبلاگ فوق مطالب ارزشمندی نوشته است که به دوستان توصیه میکنم مطالعه نمایند.

براستی اگر از روز ٢٢ خرداد تا همین امروز رفتارها و حرکات بسیاری از سینه چاکان رهبری و ولایت فقیه را رصد کنیم چند درصد خواص ما اهل کوفه خواهند بود؟!

 

پیوند : به وبلاگ دختر شاه پریون هم سری بزنید و کمی از زندگی در سال ٣٠٠٠ لذت ببرید.

 

 

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ٧ تیر ۱۳۸۸

بنام خدا

دور از هر گونه هیاهوی سیاسی در این چند روز فرصتی دست داد تا با دلم خلوتی بکنم و تکلیفم را روشن کنم. تصمیم اینکه در فرصت باقیمانده عمر به یکی از آرزوهای دیرینه ام جامه عمل بپوشانم . اما کدامیک؟

در نهایت به مهمترین انها رسیدم و  دو  انتخاب ... باز هم انتخاب ؟!

تصور کنید سالها در آرزوی حج عمره لحظه شماری کرده اید و امسال هجران سرآید و از طرفی سالهاست که نفس کشیدن در بین الحرمین یکی از آرزوهای شماست و ثبت نام اینترنتی و قرعه کشی و ...کدامیک؟ نمیتوانید هر دو را با هم داشته باشید.

بعد از کلی کلنجار رفتن نتیجه میگیرید که عشق دیگری در شما بوده که قویتر از هر دو آنهاست .آتش زیر خاکستر . یک عشق مجازی .

 وقتی در جاده های پر پیچ و خم با اشتیاق نزدیکش می شوم ابهتش تنم را به لرزه می اندازد و هر بار که پاره ای از تنم را پیشش جا میگذارم و  دور می شوم ناخودآگاه چشمهایم پر از اشک می شود و ... اگر پیرتر شوم وصالش سخت و این آرزو بگور بردنی است.

عجیب است اما به دلم که نمی توانم دروغ بگویم یا ریا کنم : برای صعود به قله سرافراز سبلان مشتاقترم تا کعبه و کربلا !

این ره به ترکستان است ؟

هر چه باشد ،  امسال فقط یکی از این سه آرزو شدنی است . آنهم اگر خدا بخواهد .

اینچنین شد که کعبه در دلم جابجا شد . کعبه دلم ...

کعبه دلم ! عشق دو رکعت نماز عشق بر فراز تو پیرم کرد .

 

یا علی مدد

 

نویسنده: مسعود قلعه - ٦ تیر ۱۳۸۸

بنام خدا

اول ) الحمدلله که " شتر عایشه پی شد"! و افسوس که گویا باز هم " تروریست" رفت.

 دوم ) خبرگزاری جمهوری اسلامی  تبدیل شده به خبرگزاری دولت و البته این جای تاسف است و افسوس ... و مقالات تندی که واقعاً جانبدارانه است .با اینکه خوشایند بنده است ولی در کل جای تاسف دارد. 

سوم ) در مورد مرگ یا قتل خانم ندا صالحی آقا سلطان در درگیری های تهران هم چقدر حرف و حدیث زیاد شد . دو نمونه از مطالب در این ارتباط را بخوانید: اولی و ... دومی .

چهارم ) معلوم نیست آقای کروبی با چه رویی هنوز به این در و آن در می زند. هر کس جای این شیخ دون کیشوت بود باید تا چهار سال دیگر هیچ شبی نمی خوابید!

پنجم )  اختلاف نظر مقام معظم رهبری با آقای هاشمی رفسنجانی .

همین...

یا علی مدد

کدهای اضافی کاربر :