کشکول قلعه
نویسنده: مسعود قلعه - ٢٥ خرداد ۱۳۸۸

بنام خدا

نتایج شمارش آراء به تفکیک شهرها و استانهای کشور توسط وزارت کشور اعلام گردید.

نتایج شمارش آراء به تفکیک شهرها و استانها (پی دی اف)

نتایج شمارش آراء به تفکیک شهر ها و استانها(اکسل)

براستی اگر در اینهمه شهرستان و استان و با این حجم وسیع (!) بقول بازنده ها تقلب انتخاباتی صورت گرفته باشد ، جداً باید گفت در دنیا بی نظیر بوده و باید به صحنه گردان آن آفرین گفت. هر چند که در نامه موسوی به شورای نگهبان هم صحبتی از تقلب نیست و بلکه نوعی " جرزنی " مضحک به نظر می آید.

بعید می دانم هیچ عقل سلیمی باور کند که با وجود هزاران نماینده از طرف هر یک از کاندیداها ، این حجم تقلب صورت گرفته باشد. مگر اینکه باور کنیم که بازنده ها بقول استاد مرحوم شهریار ، " ایران را از تهران تا کرج پنداشته اند" . هر چند در کرج هم اکثریت آراء از آن احمدی نژاد بوده است.

مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد؟!


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود قلعه - ٢٤ خرداد ۱۳۸۸

بنام خدا

بالاخره از برکت انتخابات اخیر ، مرفهین هم درد را حس کردند!

بر خلاف همه اعتراضات که از خوابگاههای دانشجویی یا میدان انقلاب و مرکز شهرها شروع می شد، اینبار اعتراضات و البته نیمه آشوب از میدان ونک ، خیابان مطهری  شروع و تا میدان ولی عصر(عج) سرایت نمود. آنچه بنده مشاهده کردم راهپیمایی و اعتراض عادی هواداران موسوی بود که البته پلیس آنرا به تشنج کشید.

از کف و سوت معترضین چنان بر می آمد که ظاهراً همچنان در حال و هوای "جشن پیروزی " هستند ولی پلیس شروع به متفرق کردن آنان کرده و صد البته اقدام به تخریب اموال عمومی و اتومبیلهای پارک شده نمود!!!!

ظاهراً می خواستند "دود" ی که بعضیها از چند روز پیش آنرا در هوا دیده بودند را آشکار نمایند. آتش های افروخته دیروز "آتشفشان سینه های سوزان" بود!

دیروز درد مستضعفین را  مرفهین بی درد تحمل کردند!

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ٢۳ خرداد ۱۳۸۸

بنام خدا

به نقل از سایت هواداران میر حسین موسوی : متن بیانیه مهم میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران به این شرح است:

به نام خدا

مردم شریف ایران

ضمن تشکر از حضور پر شور و استقبال گسترده شما از انتخابات ریاست جمهوری، به اطلاع می‌رساند طبق گزارش‌ها و مستندات واصله علی رغم تخلفات و کارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رای اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است.

از مسوولان امر می‌خواهم در شمارش آراء نهایت دقت را بنمایند و اعلام می‌کنم در غیر این‌صورت از همه امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقه ملت ایران اقدام خواهم کرد.

همین‌جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و از ملت شریف ایران می‌خواهم آماده برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) باشند.

میرحسین موسوی

 

با توجه به اینکه درصد آرا از همان ابتدای شمارش تقریباً ۶۴% آقای احمدی نژاد در برابر 32% آقای موسوی ثابت مانده است : تنها باید به آقای موسوی تسلیت عرض نمود.

انگشت شصت را اشاره کن ! شتر در خواب چاره ای جز نشخوار ندارد.

و البته بقول تروریست عزیز : زبیر ! طلحه ات را بردار و برو ، شتر عایشه پی شد.

پیوندها :

١ - گویا شتر از خواب بیدار شد. هر چند قول داده بود نخواهد خوابید. حباب حباب سازان ترکید و حباب سوار در حال غرق است. حیران بیچاره جواب بودجه های خرج شده آقای هاشمی و مهدی هاشمی و فائزه هاشمی را چگونه خواهد داد؟

٢ - سوگواری و مرثیه خوانی شیخ اصلاحات

یا علی مدد.

نویسنده: مسعود قلعه - ٢٠ خرداد ۱۳۸۸

بسمه تعالی

در پی افشاگری آقای احمدی نژاد بر علیه آقای هاشمی رفسنجانی ، ایشان نامه ای خطاب به رهبری نوشته و با بیان شکایت از احمدی نژاد ، در لفافه رهبر معظم انقلاب را با جسارت تمام " تهدید" کرده است!

به گوشه ای از متن نامه ایشان توجه کنید:

"... با این همه بر فرض که اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم ، بی شک بخشی از مردم و احزاب و جریان ها این وضع را بیش از این بر نمی تابند و آتشفشان هایی که از درون سینه های سوزان تغذیه می شوند ، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان ها ، خیابان ها و دانشگاهها مشاهده می کنیم ... انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است ، هر گونه که صلاح می دانید اقدام موثری بنمائید و مانع شعله ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید."

از متن نامه کاملاً پیداست که شکایت فرزند را به "ولی" او برده است و خط و جریان خود و احمدی نژاد از آن پیداست و کاملاً مشخص است که رهبر را به ایجاد اغتشاش در کشور تهدید کرده است.

البته ایشان آخرین دست و پا را می زند و  وای اگر به قول تروریست عزیز که مجدداً سر و کله اش در دنیای مجازی پیدا شده : اگر احمدی نژاد امروز رفراندوم " بازنشستگی سیاسی هاشمی رفسنجانی " را اجرا کند . وای اگر ... بساط این خاندان برچیده خواهد شد...

***

پیوند ها :

١ -  با مطالعه این اعترافات می توان به ماهیت میتینگ های تبلیغاتی بخصوص از نوع سبزش پی برد.

٢ - میتینگ های انتخاباتی بهانه ای برای خالی شدن هیجانات جوانان !

یا علی مدد 

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٦ خرداد ۱۳۸۸

بنام خدا

هر چه کردم راجع به انتخابات مطلبی ننویسم نشد بخصوص که از مناظره آقایان موسوی - احمدی نژاد استنباطم این بود که در بین آن دو و البته گویا آن سه با این یکی " رقابت" نیست بلکه " دشمنی" و "کینه توزی" حاکم است و البته در ریشه این دشمنی با آقای احمدی نژاد موافقم و شجاعتش را بخاطر هجوم مستقیم به لانه مار می ستایم.

در روزگاران پیشین کسی که به صندلی ریاست مجلس تکیه داشت و در روزهای پایانی جنگ فرمانده کل قوا هم شده بود در نامه ای خطاب به امام (ره) ناتوانی دولت و ملت را برای ادامه جنگ صریحاً بیان کرد و یادمان نرفته روزی را که "پیر مراد" در نهایت تنهایی "جام زهر"  را سر کشید.

ملت خسته نشده بود و اینرا بنده خود در روزهای پایانی جنگ ، زمانی که اعلام شد خرمشهر دوباره در معرض سقوط هست ، شاهد بودم . شاهد هجوم جوانان وطن جهت اعزام به جبهه ها و شاید اندکی قبل نیز در برنامه اعزام سپاهیان محمد(ص) که حدود نیم میلیون نفر از جوانان این مرزو بوم اعزام شدند. پشتیبانی سپاه انقدر ضعیف عمل کرد که حتی به زحمت چادر علم کردند تا اینان را اسکان دهند ساماندهی پیشکش.

خیلی خلاصه و سربسته بگویم : یک هفته تمام ، تا شعاع چند فرسخی ، التماس به زنان روستایی که " نان بپزید که سپاهیان محمد( ص) گرسنه اند " یعنی شکست و ... البته نه شکست مردم ایران بلکه شکست قوای حکومتی و سران حاکم آنروز که  "مردی" که اگر جنگ بیست سال هم طول میکشید ایستاده بود ، " آبروی"  خود را با خدا معامله کرد و " جام زهر " سر کشید و حاضر نشد آبروی زیر مجموعه خود را ببرد... اینها را کسانی که می جنگیدند خوب می فهمند و خوب می فهمند که آنها جنگیدند ولی یک مشت "پشت میز نشین" کت و شلواری و عمامه بسر حتی نتوانستند جنگیدن انها را تماشا کنند چه برسد به پشتیبانی و البته در پشت پرده ای از تقدس و ریا ... که امروز شکسته است.

 

 

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٠ خرداد ۱۳۸۸

بنام خدا

سالها پیش وقتی یکی از همکاران پا به سن گذاشته از بی عدالتی پروردگار در توزیع ثروت ، مقام ، علم و زیبایی و ... داد سخن می راند یکی از همکاران جوان روشن فکر به ایشان گفت :

- انسان موجود مهمتری است یا چار پا؟  

- خوب حداقل بنی آدم معتقد است که خدایتعالی همه موجودات و اشیاء را جهت استفاده و بهره برداری انسان خلق کرده و بنی بشر را جانشین خود خطاب کرده پس انسان مهمتر است . حال بگذریم که شاید بقیه موجودات و جانداران نیز چنین برداشتی داشته باشند!

- پس اگر فرض کنیم که کار خدا بی حکمت هست چه نیازی هست که مثلاً " خری " را سیاه و " خری" را سفید خلق کند؟ یا مثلاً صاحب خری ، کشاورزی پر کار باشد که شبانه روز از بیچاره کار و بار و سواری بکشد و آخر هم یونجه خشکی به او ندهد و خر  دیگری نصیب سوگلی خان یا کدخدا بشود که شاید در هفته یکبار سوار شود و به گرمابه یا گردش در باغ و بوستان یا صحرا برود و به خرش کلی برسد و با هم هندوانه  هم بخورند... خوب چه حکمتی است که این دو خران با هم اینقدر فاصله طبقاتی پیدا کنند؟!

چند روز پیش با آن همکار پا به سن گذاشته دیداری اتفاقی رخ داد و صحبت از ایام ماضی که یاد مطلب فوق افتادیم . می گفت که فلانی از آنروز هرگز نتوانستم پشت سر عدالت و حکمت خدا حرفی بزنم و هر بار آمدم گله کنم یاد آن دو خران افتادم و زبانم بسته شد.

البته ضمن عذر خواهی از بکار بردن لفظ و نام " خر " ، به دلیل عدم تحریف داستان دوستم نخواستم مثلاً این عنوان را به " اسب "  تبدیل کنم . هرچند با وجود اینکه ظاهراً دوست بازنشسته ام مطلب را دریافته بنده هنوز هم خیلی از مثال دوست جوانم سر در نیاورده ام  ولی گاهی با خود میگویم : ایکاش می فهمیدیم که " اسبی که به گاری بسته ایم و خوب بار می برد شاید اسب مسابقه ای خوبی هم باشد. شاید ...".

توضیح : بنده چون مثل جناب آقای سید علی موسوی ضرب المثل بلد نیستم مجبورم از خودم بسازم . خیلی جدی نگیرید. 

یا حق

 

کدهای اضافی کاربر :