کشکول قلعه
نویسنده: مسعود قلعه - ٢٧ اسفند ۱۳۸۸

بنام آنکه مهربانترین است.

 

خرم آن عیدی که آن بانی نور

از کنار کعبه بنماید ظهور

قلبها را مهر هم عهدی زند

از حرم بانگ "انا المهدی" زند

ارسالی از دوست عزیز و شفیقم

جناب آقای تقی واعظی

***

حیف شد که سال ١٣٨٨ شمسی هم تمام شد!

امسال نیز مثل خیلی سالهای دیگر به آخر خط رسید و سالی از سالهای زندگی مردمان کاست و بر سن شان افزود. چه سالی بود. با اینکه هر دو علامت پیروزی بر عکس بود و شاید ابتدای سال نمی شد سال را به " فال پیروزی" گرفت.

چه نقاب هایی که کنار رفت و چه حجابهایی که دریده شد و البته چه حرمتها که شکسته شد و ایکاش  ... . اما شد آنچه که نباید می شد ولی هر چه اتفاق افتاد قدمی رو به جلو و تمرینی برای آینده بود. ایکاش بعضی ها یاد گرفته باشند تا ظرفیت و آستانه تحمل خود را بالا برده و رقیب و مخالف را تحمل نمایند.

ایکاش ...

هر چند از شرقی جماعت و بخصوص ایرانی که تا چشم باز کرده "سلطنت" و "سلطه" دیده این انتظار بسیار دور از ذهن بنظر می رسد.

***

اما ...

امسال را بر خلاف همه سالهای عمر م با تحول آغاز کردم . شاید وقتی قبل از تحویل اعلام کردم که امسال سر تحویل سال "قرآن نخواهم خواند!" چشم غره پدر و مادر تحمل ناپذیر بود. اما به " آن " عمل کردم  و در چهل سالگی و  بعد از یک ربع قرن طلسم بزرگی را شکستم.

حتی وقتی بهار امسال به زیارت آقا و مولایمان خورشید هشتم (ع) مشرف شدم برخلاف هر سال اینبار از ایشان هیچ طلب نکردم جز "رضا".

و امسال هر چه کردم "عصیان" بود و هر چه حضرت رب العالمین عطا فرمود :  "لطف " و " مهربانی "و " رضا"  بود .

امسال همه نیاز های بنده عاصی را عطا کرد ، شکر .

و  من کمترین شرمنده "آن" بزرگ تنهای یگانه.

***

عید سعید باستانی نوروز را به همه دوستان بلاگر و همه ایرانیان در سرتاسر ایران با هر اسم و مذهب و عقیده ای که دارند تبریک عرض می نمایم.

یا علی مدد.

 

نویسنده: مسعود قلعه - ٢۳ اسفند ۱۳۸۸

بنام خدا

اوایل امسال به وسوسه دوستان و دوستداران و اهل منزل و وراث تصمیم گرفتم تا خودرو درب و داغان قدیمی را به یک خودرو نو نوار و قوی تبدیل کنم و با اینکه طرف های شور و مشورت همگی متفق القول حکم به خرید خودرو خارجی صادر کردند ولی بنده هر جفت پایم را داخل یک کفش کردم که فقط ساخت داخل . خوب "متحجرم" و "بسته" فکر می کنم دیگر!

القصه به هزار و یک دلیل که یکی از این دلایل "کسری بودجه" بود تصمیم به خرید یکی از محصولات "بزرگترین کمپانی خودرو سازی"(!) ایران گرفتیم . بخصوص که شایعه ورشکستگی این کمپانی بزرگ تازه بر سر زبانها افتاده بود و ما هم کمر همت بستیم تا یک تنه این کمپانی بزرگ تولیدی کشور را از خطر سقوط و ورشکستگی نجات دهیم!

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود قلعه - ۱٦ اسفند ۱۳۸۸

این عکسی است که فضا پییمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان میدهد

کارل ساکال فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم

http://files.tabnak.com/pics/201003/201003051723042243.jpgتمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند.

برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا" مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار، مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است.

زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند.

تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود.

زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست - حداقل در آینده نزدیک - که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه.

خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم .

گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد.

برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.

منبع : از سایت تابناک

نویسنده: مسعود قلعه - ٤ اسفند ۱۳۸۸

بنام خدا

بالاخره بعد از مدتها خبر مسرت بخش دستگیری شرور بلوچ و مزدور اجانب عبدالمالک ریگی آتش عقده های سالیان ما را فرو نشاند.

اینکه او در کجا دستگیر شده و چگونه بعداً توسط نیروهای اطلاعاتی اعلام خواهد گردید ولی برای استفاده دوستان بهتر دیدم به این مطلب پیوند دهم تا دوستان از این شرور و اقداماتش بیشتر آشنا شوند.

در همین رابطه :

یا علی مدد

کدهای اضافی کاربر :