کشکول قلعه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مسعود قلعه - ٢٩ فروردین ۱۳۸۸

بنام خدا

با اینکه با خودم قرار گذاشته ام که تا مطلب جدی نداشته باشم ننویسم حتی اگر بیش از یکسال هم طول بکشد ولی امروز واقعه ای پیش آمد که ...

از ابتدای سالجاری در محل کارم تغییرات مهمی در حال انجام است که نتیجه آن و تاثیر آن در موقعیت بنده حقیر فکر مرا به خود مشغول کرده است . آشوب فکری تا امروز ادامه داشت تا اینکه در متنی اداری اصطلاحی را دیدم که به نظرم غلط املایی آمد و بعلت عدم دسترسی به فرهنگ لغات ، برای بررسی به اینترنت متوسل شدم و فهمیدم که نه تنها  عبارت مذکور  غلط نیست ، بلکه " خود غلط بود آنچه می پنداشتم "

پس از صبح تابحال بارها  گفته ام : غلط کردم خدا . غلط اندر غلط کردم که فکر کردم بجز تو "قادر" دیگری هم هست .

عبارت فوق " اتکال " بود . به معنای " توکل " ... همان چیزی که فراموشش کرده بودم و همان چیزی که مایه آرامش دلهاست.

خدایا دلهای بندگانت را با " توکل " آرامش ببخش.

آمین. 

نویسنده: مسعود قلعه - ٥ فروردین ۱۳۸۸

بنام خدا

خدمت همه دوستان که شاید گذرشان به این وبلاگ بیفتد سال نو را تبریک میگویم. و از اینکه شاید در روزهای بعد که این ایام کهنه شده این مطلب را بخوانند نیز همه روزشان را تبریک میگویم و امیدوارم که هر روزشان عیدباشد و نوروز.

سال جدید ١٣٨٨ نیز از راه رسید و با همه سالهای قبل برای من فرق داشت. اول اینکه متاسفانه نتوانستم بر سر سفره هفت سین و پیش جمع چهارده نفری مان باشم و همین بهانه ای شد تا به آرزویی که  سالها دل طلب از ما میکرد در چهل سالگی جامه عمل بپوشانم و  طلسم را بشکنم و یک "افسوس" از افسوسهای زندگیم کم کنم ( که الحق دوست عزیزم سهند در پیام مطلب قبل مرکز سیبل آرزویم را با تیر نشانه رفت )... دوم اینکه بر عکس سالهای پیش فرصت به فال حافظ نرسید و در عوض خلوتی دست داد و ...

 خدا توبه همه بندگانش را قبول کند و از گناهانمان بگذرد و آخر و عاقبت همه را به خیر نماید . انشاء الله

***

حلول سال نو امسال تقارن با عصر جمعه بود و این شعر زیبا ( یکی از دوستان )تقدیم به همه دوستان عزیز :

روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است

گر کند یوسف زهرا(س) نظری ، نوروز است

لحظه ها در طپش تاب و تب آمدنش

آسمان چشم به راه قدمش هر روز است

ای خدا کاش شود سال نو ام عید فرح

که نگاهم نگران ، منتظر آن روز است.

التماس دعا...

 

کدهای اضافی کاربر :