بنام خدا

مدتها بود که مشغول راه اندازی وبلاگ « حق - فدک » بوديم و وبلاگ « اش شله » بکلی فراموش شده بود. البته بر عکس وبلاگ « حق - فدک » که احساس وظيفه باعث راه اندازی ان بود ، اين وبلاگ برای دلخوشی و دلمشغولی شخص بنده است و بيشتر سعی کرده ام مطالبی از بزرگان و بزرگواران در ان بگنجانم . 

پيش از اين مطلبی از شهيد سيد مرتضی اوينی در اين وبلاگ درج کردم تحت عنوان « با اينترنت اين جنگل مجازی چه کنيم ؟ » که البته نوشته ايشان تحت عنوان « ماهواره ها می ايند بترسيم يا نترسيم ؟» بود ، اينک نيز يکی از نوشته های ايشان در سال ۱۳۷۰ تقديم دوستان سيد شهيدان اهل قلم می گردد :


 

 

زبان و فضا

             ... خط زينتی اشرافی فارسی زيادی سنگين است و قادر به ورود به فضا نيست. فضا به کنار ، اين خط قادر به اداره ی ذيشعوران مصنوعی يا همان انسان واره های هوشمند نيز نيست ... ما با ادامه ی استفاده از خط کنونی از قافله ی صنايع اتوماتيزه به مراتب دورتر می افتيم . قرن اينده برای ما ايرانيان نيز قرن فضا خواهد شد . رفتن به فضا اجتناب ناپذير است و اين بدون کامپيوتر ، ملی نيست .انتخاب بين زبان و خط ماست .اگر می خواهيم ناگزير نشويم زبانمان را عوض کنيم [!]و به ناگزير با زبانی مانند انگليسی به فضا نرويم بايد از همين حالا به فکر اصلاح خطمان باشيم .

انچه خوانديد اخرين پاراگراف از مقاله ای است تحت عنوان « خط فارسی و عصر فضا » [توجه بفرماييد که در سال ۱۳۷۰اين نويسنده منظورش فضای مجازی نبوده و همين فضا و فضانوردی منظور نظرش بوده و شهيد اوينی نيز از همين را منظور نظر داشته ولی شما می توانيد فضای مجازی را در نظر بگيريد . برای ما که فضا و فضا نوردی دست نيافتنی است پس بنوعی می تواند فضای مجازی باشد ، شايد در اين فضای مجازی بشود فضا نوردی کرد !] که در نشريه « فضا » شماره ويژه نوروز ( سال ۱۳۷۰) به چاپ رسيده است . بسيار شگفت اور است که در کشور ما هنوز هم کسانی چون مسعود خيام ، نويسنده اين مقاله می زيند که خود را در « عصر فضا » می انگارند . وقتی من اين مقاله را خواندم نمی دانستم که براستی با چه نوع نوشتاری مواجه شده ام : يک طنز ، يک داستان لوس علمی - تخيلی ...و يا يک مقاله جدی ؟

چنان بود که گويا نويسنده محترم اين مقاله به علت عارضه ای همچون سکته مغزی ده ها سال در خواب بوده و اکنون ناگاه سر از خواب برداشته است ؛ از ۱۹۶۹ تاکنون ، وقتی نيکسون بر روی ناو « هورنت » از سرنشينان « اپولو - ۲ » استقبال کرد اين جمله ی مشهور را بر زبان اورد :

- «  از اغاز افرينش تاکنون اين بزرگترين واقعه بوده است ! »

انچه که نيکسون بر زبان اورد ، مسلماً فقط يک شعار تبليغاتی به سبک امريکائيها نيست ؛ ان روزها غالب کسانی که در پای تلويزيون ها شاهد فرود امريکائيها بر کره ی ماه بودند ، ممکن بود دچار همين اشتباهی شوند که نيکسون شد . اما باز هم بودند کسانی که در همان روزها نيز می دانستند که غايت خلقت بشر سفر به کرات اسمانی ماه و مريخ و غيره نيست . 

همان روزها گذار من به اصفهان افتاده بود و در خانه يک کشاورز اصفهانی ميهمان بودم . شبی مهتابی بود و ماه و ستارگان نيز فارغ از حجاب دود ، به ميهمانی ان کشاورز اصفهانی امده بودند . روی تختی چوبی در حياط ، کنار باغچه اطلسی و قرنفل و شب بو نشسته بوديم . سخن به فرود اپولو در کره ماه کشيد که ان روزها نُقل بيش تر محافل بود . لبخندی زد و گفت : « کدام واقعه عظيم ؟! بسياری را می شناسم که هر شب در سفر دل ، تا ان سوی اسمان پر می کشند و باز می گردند . نفوذ در اقطار سماوات به قدرتی نياز دارد که جز در کف اين مسافران اسمانِ دل نيست . نپنداری که اسمان دل خيالی بيش نيست ، نه ! انجا بيرون و درون يکی می شوند . در عظمت اسمان ها بينديش ! نسبت اين سفر فضايی از اينجا تا ان گوی درخشان - و ماه را نشان داد - به عظمت اسمان ها ، چنان است که شته ای خود را از اين برگ درخت به ان برگ ديگر بکشد » و درخت زردالويی را نشانم داد .

بيش از بيست سال از ان روزها می گذرد و سالهاست که مسابقه فضايی امريکا و شوروی نيز به پايان رسيده ، گذشته از انکه ديگر از امپراتوری شوروی نيز اثری در ميان نيست . اگر در ان سال ها که هنوز اين عصر را « عصر فضا » می ناميدند کسی از اين سخنان بر زبان می اورد ، چندان شگفت اور نبود که امروز ، يعنی روزگاری که امريکا - و به تبع ان تمدن غرب - در انديشه ی سرابی از يک نظم نوين جهانی است که خود را از فروپاشی حفظ کند . « ناسا » اکنون ديگر در انديشه ی سفر به کرات نزديک زمين نيست ، چرا که اصلا مسئله ی «‌ بود و نبود امريکا » در ميان امده است . روزگار اقتدار امريکا سپری شده و اين گرگ پير ، همان طور که نوام چامسکی می گويد ، ديگر تنها به کسانی حمله ور می شود که نتوانند با او بجنگندناسا ديگر در انديشه سفر به کرات ديگر نيست که اکنون ضرورت دستيابی به تسليحات فضايی که بتواند قدرت جهانی امريکا را حفظ کنند بر هر ضرورت ديگر سايه انداخته است .

نويسنده مقاله ، اين مژده « تغيير خط فارسی » را يکبار ديگر از گور خود بيرون کشيده و به رقص واداشته است [همانطور که کمی بعدتر نيز بعضی ديگر که نگران ! سرنوشت خط و زبان فارسی در دنيای مجازی بودند پيشنهاد تغيير خط را دادند تا از تکنولوژی فضای مجازی عقب نمانيم ! ولی شکر خدا زبان فارسی جايگاه خود را در اينترنت پيدا می کند و حتی بزودی ادرسهای اينترنتی بخط فارسی خواهيم داشت .] . باور نميکنم که ديگر کسی باشد که در اين حرکاتْ نشانی از زندگی بيابد ، ان هم به بهانه سفر به فضا و انسان واره های کامپيوتری و از اين خزعبلات .

تغيير خط فارسی حتی در روزگار شاهان که اکادميسين ها نيز مجوز ان را صادر کرده بودند ممکن نبود ، چه برسد به اين روزگار که مردم ايران با انقلاب اسلامی اثبات کرده اند که معاصر دنيای جديد نيستند و جهان را به چشم ديگری می نگرند . حتی اگر غايت بشر امروز نيز سفر به فضا بود ، منظر اين امت افق ديگری است که با معراج پيامبر و تعالی روحانی مشخص می شود ، نه کامپيوتر ، نه انسان واره های کامپيوتری و نه سفر به فضا [و البته نه ورود به فضای مجازی ] . ما به تکنولوژی امروز ايمان نياورده ايم . سيانتيسم  شريعتِ انان است که بشر را نتيجه تطور خود به خودی انواع می پندارند و هنوز در انديشه ان اتوپی بهشت زمينی هستند که به مدد علوم تجربی ميسر می شود . هم اينانند که ضرب المثل « انسان کامپيوتر را به شکل خويش افريد » را کنار اين حديث نبوی می نشانند که « خداوند انسان را به صورت خود افريد » و در اين خودباختگی که از پرستش تکنولوژی حاصل می ايد ، تا انجا فرو رفته اند که حاضرند قرن ها فرهنگ و ادب فارسی را قربانی اين بتِ از هم فرو پاشيده کنند . با تغيير خط فارسی ، فرهنگ و ادبی که حاصل قرن ها زندگی تاريخی اين ملت است از دست می رود و بر سر ما نيز همان می ايد که بر سر همسايگان ترک ما امده است .

راستی اين سکولاريست های خواب زده ديگر از کدام غار افلاطونی سر بيرون اورده اند ؟ تصميم دارم شماره ای از اين نشريه ( نشريه فضا ) را برای کانون نويسندگان تاجيکستان بفرستم تا بفهمند که اگر چه تفکر استالينيست ها در انجا مرده است ، اما در اينجا کسانی به شغل شريف نبش قبر اشتغال دارند !


 ضمنا از همه دوستانی که در وبلاگ « حق - فدک » ما را ياری می کنند سپاسگزارم و اميدوارم که کماکان محبت های شان را از ما دريغ نکنند .

يا علی مدد