کشکول قلعه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مسعود قلعه - ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٢
سلام .



ابتدا به نقل از
روزنامه همشهری
جوک روز عراق را بخوانيد :
« يكي از اين جوك ها كه اين روزها رواج بسياري يافته اين است كه روزي يك خبرنگار تلويزيون از يك آمريكايي، يك افغاني و يك عراقي مي پرسد: «نظر شما درباره كمبود برق چيست؟» آمريكايي پاسخ مي دهد: «كمبود برق چيست؟»
مرد افغان مي گويد: «برق چيست؟»
و نفر سوم كه عراقي است مي گويد: «نظر چيست؟» »

و اما ...

ساخت یک سایت ساده و رایگان

شايد چند سال است که از خدمات رايگان ايميل سايت ياهو استفاده می کنم اما باور کنيد تابحال نمی دانستم که سايت ياهو ۱۵مگابايت فضای مجانی در اختيار می گذارد تا بتوانيم در اين سايت صفحه شخصی ( هوم پيج ) داشته باشيم .
ساخت سفحات وب در اين سايت بسيار اسان است . می توان در صورت اشنايی با html در کامپيوتر خود صفحاتی را طراحی کرد و به اسانی صفحه طراحی شده را به سايت بارگذاری ( uploud) کرد .
البته نگران نباشيد اگر html بلد نيستيد می توانيد از فرانت پيج استفاده کنيد .و اگر هيچ کدام را نيز بلد نيستيد با استفاده از ويزاردهای سايت می توانيد قالب دلخواه را انتخاب و با استفاده از ان صفحه خود را بسازيد .
البته بنده استفاده از فرانت پيج را ترجيح می دهم و بعلت سادگی کار انرا توصيه می کنم .
برای شروع کافی است در صفحه اول سايت ياهو روی کلمه GEOCITIES کليک کنيد يا در ادرس بار مرورگرتان تایپ کنيد :
http://www.geocities.com
پس از ورود به صفحه اصلی سايت در قسمت مربوط به يوزرنيم و پسورد ؛ يوزرنيم و پسورد ياهويتان را وارد کنيد .
۱- در صفحه بعد روی کلمه file managerکليک کنيد .
۲- در صفحه بعد هم روی open file manager کليک کنيد .
در اين صفحه خيلی راحت می توانيد فايلهايتان را اعم از عکس یا فایلهای اچ تی ام ال اپلود کنيد ( توجه کنيد که صفحه اصلی تان بايد بنام index.html يا index.html باشد . )

البته اينها را برای خودم نوشتم تا بعدها اين موارد يادم نرود . چنانچه شما هم می خواهيد شروع کنيد اينجا را کليک کنيد . اگر احتياج به کمک داشتيد در خدمت حاضرم ( البته اگر از دستم برايد )
يا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٢

راسته که ميگن : کوه به کوه نمی رسه ادم به ادم می رسه .
ادم بايد تو اين دنيای فانی چه چيزهايی که نبينه !
روزی بود و روزگاری . در سالهای جنگ ؛ زمانی که يک شاگرد دبيرستانی بودم يک دوست صميمی داشتم که با هم خيلی صميمی بوديم . تنها کسی که به منزلشان می رفتم و او هم به منزل ما می امد و اين در دنيای دوستی من خيلی نادر بود .
من و اسفنديار خيلی باهم دوست بوديم . خيلی .
من و اسفنديار هميشه باهم بوديم . هميشه .
اما ...
متاسفانه دوستی مان صميميتر شد . و اين صميميت باعث شد تا از اسرار هم سر در اوريم !
برادر اسفنديار يک منافق( وابسته به منافقین خلق ) بود و بنا به قول اسفنديار در فرانسه درس می خواند و در روحيه و افکار و عقيده اسفنديار تاثير زيادی داشت .
من هم عاشق سينه چاک امام ( هنوز هم افتخارم همين عشق است ).
کم کم بحث های سياسی ميان من و اسفنديار شدت گرفت ولی بخاطر احساساتی که نسبت به برادرش داشت به او اجازه نمی داد که حقيقت را بپذيرد و اين بحثها بی نتيجه بود .
با وجود اين دوستی ما ادامه داشت و هرگز به دشمنی مبدل نشد تا اينکه روزی از روزها بحث ما در يکی از پارکها تا نصف شب طول کشيد ( خير سرمان می رفتيم در پارک درس بخوانيم ) و در نهايت کار بجايی رسيد که می خواستيم همديگر را بکشيم...
حرمت دوستی اجازه دشمنی نداد و ناچار برای حفظ حرمت نان و نمک تصميم گرفتيم تا به دوستی مان خاتمه دهيم .
سالها گذشت و بعدها از منبع موثقی شنيدم که برادرش در عمليات مرصاد به درک واصل شده و ...
اين راز اسفنديار را هم بگور دلم سپردم و هرگز به کسی لو ندادم .

سالها گذشت .
روزی از دانشگاه ... بيرون امدم و او را در لباس کار يکی از شرکتهای مهندسی طرح فاضلاب تهران ديدم که در ان محل مشغول بکار بود . چشم در چشم هم دوختيم و چه ميشد کرد سالها با هم رفاقت کرده بوديم و خاطرات شيرينی از دوران نوجوانی باهم داشتيم .پس اغوش گشوديم و از حال و احوال هم پرسيديم . او نيز مثل من از دانشگاه فارغ التحصیل و اهل خانه و زندگی و اهل و عيال شده بود .
از برادرش هيچ نپرسيدم و گذشته ها را برويش نياوردم و باز هم بدون اينکه ادرسی از هم بگيريم درست مثل سالهای پيش از هم جدا شديم و ديگر هرگز او را نديدم تا همين امروز .

امروز گذرم به بهشت زهرا افتاد . از جمع دوستان دور شدم و مشغول خواندن شعرهای رور قبر اموات بودم که ناگاه بر جای خشکم زد ...
درست روی قبری ايستاده بودم که اسم اسفنديار ... برويش نقش بسته بود و تصوير کنده کاری شده اش بروی سنگ قبر به من زل زده بود .
بارديگر به هم رسيده بوديم . گفتنی ها را برایش گفتم و فاتحه ای ...
ولی ايکاش ...
خدا از گناهانش بگذرد و او را ببخشد و بيامرزد . امين
نویسنده: مسعود قلعه - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٢

بنام خدا

در ادامه فن ترجمه بروش گشتاری به گروه حرف اضافه و نحوه ترجمه ان می پردازیم .
اما ابتدا برای نحوه ترجمه گروه اسمی مطلب مربوطه را بخوانید .

Prepositional phrase
(‍‍P.P)
گروه حرف اضافه


N + al = Adj
V + al = N
P.P (e) ---àPNP
N + ly = Adj
مثال :
On that big table
---- -------- ---- ---------
perp M1 M2 N

 


that
-----
M1
big
----
M2
table
------
N

that big table
-----------------
NP
On that big table
-----------------------
P.P



توجه : رابطه یک به یک بین حروف اضافه فارسی و انگلیسی وجود ندارد .
حروف اضافه بر اساس فعل قبل از خود و بعد از اسم بعد از خود ترجمه می شود .

On Monday we will travel to Austria


روز دوشنبه ما سفر می کنیم به اتریش .

We researched on frogs


در اینجا on به معنای " در باره " می باشد و "روی " معنا نمی دهد .

They are interested in books


در اینجا in به معنای " به " می باشد .

She wrote a letter for her boss to Mr.x



او نوشت یک نامه از طرف رئیسش به اقای X.

 

نویسنده: مسعود قلعه - ۸ اردیبهشت ۱۳۸٢
چند بيت شعر هديه بنده به دوستان ( جهت انبساط خاطر ):




چون عشق به دل رسيد دل درد کند
درد دل مرد ؛ مرد را مرد کند
در اتش عشق خود بسوزد و انگاه
اتش ز براي ديگران سرد کند

نجم الدين کبري




ان يار که عهد دوستداري بشکست
مي رفت و منش گرفته دامن در دست
مي گفت دگر باره بخوابم بيني
پنداشت که بعد ازاو مراخوابي هست!
سعدي




شد گوشه نشين خال تو در کنج لب اري
کار همه دلسوختگان گوشه نشيني است
؟؟؟؟




اظهار عجز پيش ستم پيشه ابلهي است
اشک کباب موجب طغيان اتش است
؟؟؟؟







و اينهم يک متن زيبا :
خداوندا ! تو مي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است .
چه رنجي مي کشد انکس که انسان است و از احساس سرشار است !!!

و اکنون شعري از جناب اقاي سعيدي راد از وبلاگ شاعرانه :

لاله يعني دل من...

وقتي به خواب شقايق، خون شهيدي شتک زد
يک لاله در پشت اين باغ، خود را به سنگ محک زد

يک لاله يعني دل من، در خون خود غوطه مي خورد
وقتي که دست غريبي سيلي به روي فدک زد

پايي برهنه نکرديد، دستي به ياري نيامد
غير از نمکدان که آن هم، بر زخم دلها نمک زد

در اين نيستان غمبار، اين قلب مجروح و مرده
همناله با ساز ني ها ، با ناي خود ني لبک زد:

"رفتند و ما خسته مانديم، مانديم و در خود شکستيم
آن قدر در خود نشستيم تا قلب هامان کپک زد!"




ز شور عشق تو در پیچ و تابم
نموده داغ هجرانت کبابم
سراپا شوق دیدار تو دارم
بزرگی کن بیا یک شب به خوابم
شعردوست





من خاک کف پای سگ کوی کسی ام
کو خاک کف پای سگ کوی تو باشد





دستی که می کنی به طلب سوی کس دراز
پل بسته ای که بگذری از ابروی خویش




دستی که می کنی به طلب سوی کس دراز
پل بسته ای که بگذری از ابروی خویش


نویسنده: مسعود قلعه - ٢ اردیبهشت ۱۳۸٢
بنام خدا
ابتدا بمناسبت اربعين شهادت سالار شهیدان از کلام شيخ رجبعلی خياط مطلبی را می اورم :
« امام حسين ( ع ) مشتری زياد دارد ولی خدا مشتری ندارد . من دلم برای خدا می سوزد که مشتری هايش کم است

و اما ...
خوب ! جنگ هم تمام شد و ظالمی بدست ظالمی ديگر ذليل شد . حرمهای عشق هم هيچ اسيبی نديد و هرروز از تلويزيون شاهد راهپيمايی شيعيان عراق هستيم که با پای پياده رهسپار کربلا هستند تا پس از سی سال در حرم اقا عزاداری کنند .
چه می شد اين ازادی را ديکتاتور از مردم سلب نمی کرد ؟ که اگر چنين کرده بود اکنون خاک عراق زير سم تانکهای اجانب نبود .
صدام ذليل شد . شکر !
راستی اين ذليل شدن صدام را برادر عزيزم حسن صباح در وبلاگ تروريست پيش بينی کرده بود .انجا که استناد به فرمايشی از امام علی ( ع ) کرده بود که هرکسی در داخل خانه دفاع کند ذليل می شود ( نقل به مضمون ).
مردم مسلمان عراق بر بدبختی شان افزوده شد . افسوس !
منابع مسلمین غارت شد . حیف !
امریکا جای صدام را گرفت . چه بد !
...
در این مدت صدا و سیمای کشورمان تا انجا که توانست درد و رنج و بدبختی و نیز کشتار انها را به نمایش گذاشت که البته این به معنی حمایت از صدام نبود و انصافا این خبر رسانی باعث دلخوری و حتی عصبانیت مهاجمین ( امریکا و انگلیس ) شد و صدا و سیمای ایران را به حمایت از صدام متهم کردند .البته بلافاصله پس از اتمام تعطیلات ؛ روزنامه ها ی سینه چاک امریکا نیز با اربابانشان هم نوا شدند و به بهانه حمایت از امریکا ؛ انواع تهمتها را به ایران و البته صدا و سیما که تا حدی رشته های جنگ روانی امریکا ئیها را پنبه کرده بود وارد ساختند .
روزنامه هایی که تا بحال حتی یک مطلب یا ستونی را به خانواده شهدا یا جنگ تحمیلی یا رزمندگان یا حتی قربانیان شیمیایی اختصاص نداده بودند اینک طرفدار سینه چاک انها شده و کاسه داغتر از اش گردیدند و حتی به این مسئله دامن زدند که این مردم عراق بودند که جوانان شما را کشتند و حالا نباید به قتل عام انها اعتراض کنید و کار بعضی از نمایندگان سینه چاک ( همانها که می گویند برای جلوگیری از حمله امریکا به ایران باید پیشاپیش تسلیم خواسته امریکا شد !) امریکا به جایی رسید که امریکا را به مختار تشبیه کردند که امده است انتقام شهدای ما را از عراقی ها بگیرد!
با اینکه نمی خواستم این مطلب طولانی شود ولی مناسب می بینم که مثالی فراخور ( هرچند کمی ضد اخلاقی است ولی در مثل مناقشه نیست و ناچارم ) این اوضاع بیاورم :
گویند مردکی در مسجد با کره خری در اویخته بود که شیخی سر رسید و با غضب بر سر مردک بدکار فریاد کرد که ای رزل نابکار تف بر تو که چنین عمل زشتی را در مسجد مرتکب می شوی .
و مردک که ابروی خود را بر باد رفته می دید پیش دستی کرده و بر شیخ بانگ زد که ای شیخ نادان در مسجد تف می اندازی ؟!»


کدهای اضافی کاربر :