کشکول قلعه
نویسنده: مسعود قلعه - ٢٩ بهمن ۱۳۸۱


راستی اگر روزی ببینید که سگ و گربه باهم نشسته اند و« گل می گن و گل می شنفن » یا اینکه گوسفند و گرگ با هم خوش و بش می کنند چه می کنید ؟ ایا شاخ در نمی اورید ؟ البته شاید بگویید که در این روزگار این مسائل دیگر انقدر معمول و عادی شده که اگر ببینیم گرگی مشغول دریدن گوسفندی است شک می کنیم .

قضیه از این قرار است که امروز بهنگام برگشت از محل کار سوار یک سواری مسافرکش شدم که در صندلی عقب دو نفر با صدای بلند با هم اختلاط می کردند ، خواه نا خواه باید به صحبتهایشان گوش می سپردم
- سعید سه سال واسم بریدن ، این سه سال رو چیکار کنم ؟
- غصه نخور تا چش روهم بذاری تمومه .
- بجان سعید شاکی اونقدر پول خرج کرده که توی اگاهی سربازا و درجه دارا واسه بردن من و پرونده به دادگاه با هم دعوا می کردن . از بس پول خرج این اگاهی چی ها کرده که اونجا هم منو و هم انو می شناسن . حتی هر بار که می خواییم بریم دادگاه دو - سه هزارتومن به خود من می ده ، می گم اخه اقا تو که اینهمه برام پول خرج می کنی خوب بزار برم پی کارم شما هم راحت باش ...
راننده که پسر جوانی بود بوسط صحبت یارو پرید :
- کارت به اگاهی افتاده ؟
- اره بابا ، این چندمین باره .
- واسه چی ؟
- دزدی ، سرقت ، شرارت ، زورگیری ، کلاهبرداری ، امانت در خیانت ( البته شاید منظورش خیانت در امانت بود !) ...
(‌باور کنید که اینها را با نوعی تفاخر و غرور بیان می کرد .)
- یک اسمی بهت می دم برو پیشش ، کارتو درست می کنه . شعبه چند ؟
- شعبه ده ، اشنا داری ؟
- من خودم مامور تجسس اگاهی ام .( !!!)
طرف بدون اینکه لحن صدایش عوض شود یا صحبتهایش را پس بگیرد ( خوب در صورت صحت ادعای راننده ، انجا که اداره اگاهی نبود !) شروع کرد به پرسیدن از اینکه فلان کس را می شناسی ، فلانی چکاره است و ...
و راننده هم اسمی را به او گفت که در اگاهی مرکز می تواند کار او را راه (‌!‌)‌ بیندازد ولی طرف زد تو ذوق راننده :
- کارم از اگاهی گذشته ، پرونده رفته دادسرا . دفعه بعد انشاء الله .
(‌باز هم باور کنید که صحبتهای ایندو یعنی دزد و پلیس درست مشابه صحبتهای دو « کاسب » حین کاسبی و معامله با هم بود )
راننده که از یک کاسبی باز مانده بود برای خالی نبودن عریضه شروع به صحبت کرد :
چند روز پیش چند نفر یک ماشینی را تا ساعت هفت شب در اختیار می گیرند به هفت هزار تومن . کارشان تا ساعت ده شب طول می کشد و هنگام دادن کرایه راننده ادعای ده هزار تومن کرایه می کند که انها می گویند هفت هزار تومن طی کرده اند که راننده هم در جواب می گوید که تا ساعت هفت طی کرده بودند و کارشان تا ساعت ده طول کشیده . انها هم که چند نفر بوده اند راننده را کتک زده و دست و پای او را می بندند و در یکی از باغات ورامین زندانی اش می کنند و ماشینش را می برند تا چند روز باهاش سر کنند . خانواده راننده شکایت کردند و پرونده افتاد دست ما . ماشین را در یک عروسی پیدا کردیم و 27 نفر را دستگیر کردیم و ...

در اینجا اقای خلافکار شروع به صحبت کرد :
- داش من این کارها را «‌ خلاف » نمی دونم . اینکارها « لاشی بازی » (‌!‌)‌ است . « خلافکار » نباید « نامردی » ( ! ) کند . « خلافکار » باید « مرد » ( ! ) باشد . که فردا اگر گیر افتاد بتواند چش تو چش شاکی اش بدوزد و بگوید : مالتو بردم ، ناموستو که نبردم ...
انجا بود که یاد مطلبی در وبلاگ تروریست تحت عنوان «‌ مقدمات » که در مورد تفاوت مبانی و بدیهیات ذهنی اشخاص بحث کرده بود افتادم و اینکه مثلا هر کسی از« غیرت » و « ناموس » و « مردانگی » و یا همینطور از «‌ ازادی » و «‌ اصلاحات » و « توسعه » و غیره تعریف مخصوص به خودش را برپایه و مبنای بدیهیات ذهنی و عقلی خود داشته باشد .
براستی این اقای « خلافکار » که به « خلاف » به عنوان یک افتخار ، تفاخر می کرد از «‌ خلاف » و « خلافکاری » و « مردانگی »‌ و ... چه تعریفی در ذهن داشت ؟
و نیز این اقای « پلیس » که صد البته از نیروهای سالم (‌ شاید کمی قسمتی ابری ) نیروی انتظامی بود که از طریق مسافرکشی امرار معاش می کرد ولی ایکاش می فهمیدم که او چه تعریفی از « مسئولیت » « قانون » و «‌ وظیفه » یا «‌ دزد » و «‌ سارق » و غیره دارد . ایا اینها ابزارهای « کاسبی » یک نیروی تجسس اگاهی است ؟

نویسنده: مسعود قلعه - ٢۸ بهمن ۱۳۸۱

تیتر غلط اندازی است نه ؟ ولی خوب بعد از اینکه یکی از این خاطرات را نقل کردم به منظورم پی می برید .

وقتی جنگ تمام شد پای کامپیوتر های شخصی نیز همپای دیگر کالاهای وارداتی صوتی تصویری به ایران باز شد که شاید از اساسی ترین کالاهایی بود که وارداتش بیشتر شد و کم کم کلاسهای اموزش مبانی و داس همپای کلاسهای زبان مد روز شد و خوب بنده هم که کشته مرده « بروز » بودن هستم پایم به این کلاسها کشیده شد . یادش بخیر کلاسهای مبانی و ام اس - داس و بیسیک تنها درسهایی بودند که در این اموزشگاهها تدریس می شدند .
یادمه که کلی از حقوقم را پس انداز کرده بودم تا یک « کمودر 64» بخرم چون با وضع مالی بدم تنها با همین مورد می شد که خود را ارضا کرد که نمی دانم یک بلای اسمانی از کجا نازل شد و به ملاج بنده اصابت کرد و ...
خوب دیگر نمی شد که پولهایم را خرج کلاس کامپیوتر یا خرید کمودور و یا اجاره کامپیوتر بکنم چون که باید این پولها را خرج مراسم « بله برون » و « شیرینی خورون » و « نامزد بازی » و « سینما » و « کوهنوردی » و ...می کردم . تازه با کلی بدهکاری و غیره و ذالک .
البته انشاء الله این بلا سر همه مجرد ها نازل شود . ولی تا نازل نشده و ملاجشان به جایی نخورده از این فرصت طلایی( دوران تجرد) بنحو احسن در راه پیشرفت علمی استفاده کنند.

حدود ده سال بدنبال یک « کامپیوتر » دویدم و با اینکه قیمتش از بالای یک و نیم میلیون به حدود نیم میلیون تنزل کرد ولی بازهم بهش نرسیدم . تا اینکه یکی از فامیلهایی که دستش به دهنش می رسید « یکی » خرید وبه کلکسیون اشیای عتیقه منزلش اضافه کرد .
یک روز که مهمان این بنده خدا بودیم . ایشان بخیال اینکه چون بنده در اداره از کامپیوتر استفاده می کنم ولابد چیزی ازش سرم می شود از من خواست که بطور خلاصه توضیحی در مورد راه اندازی و استفاده از ان بدهم که پس از روشن کردن کامپیوتر ایشان برای اولین بار « ویندوز 98» را از نزدیک دیدم و تنها توانستم از طریق « مدیا پلیر » نحوه نمایش فیلم را به ایشان بگویم . و البته چند روز بعد هم چند نرم افزار تحت داس را به رایانه اش کپی کردم تا چندی با ان خوش باشد .

باید ویندوز یاد می گرفتم ، یک کتاب اموزش ویندوز خریدم تا کمی با ان اشنا شوم . ولی نبودن کامپیوتر برایم عذاب اور بود تا اینکه یک روز این « مرد » که خوب فهمیده بود بنده از ویندوزچیزی سرم نمی شود کامپیوترش را در صندوق عقب اتومبیل شیک خود گذاشته و بدرمنزل ما امد و کامپیوترش را تحویل بنده داد تا با ان ویندوز یاد گرفته و بعدا به ایشان هم یاد دهم .

اگر انصاف داشته باشم باید بگویم که بنده هرگز حاضر نیستم که چنین کاری را در حق کسی انجام دهم .
کامپیوتر ایشان کل تابستان مهمان عزیز بنده بود بطوری که از طرف حضرت هیولا ( ببخشید منظورم حاج خانوم هستند! ) این دستگاه محترم مفتخر به دریافت لقب «هوو» شدند .
قبل از اینکه بگویم که در این تابستان چه بر من و کامپیوتر ایشان امد اجازه بدهید بگویم که چه بر سر این « مرد » امد .
« محمد » را دو روز مانده به پایان سال هشتاد هجری ، دو نفر نامرد بدستور «مادر زنش»‌ بعلل نامعلومی در قبال در یافت سه میلیون تومان پول ( نسیه ) کشتند و پس از دویست روز عملیات پلیسی (!) جنازه اش از زیر خاک کشف و در بهشت سکینه کرج مدفون گردید .

خدایش رحمت کناد.

نویسنده: مسعود قلعه - ٢۳ بهمن ۱۳۸۱

 

بنام خدا



اموزش زبان بروش

گشتاری

------------

=========



دستور گشتاری مبتنی بر ریاضی جدید (x---->y) است و هیچ استثنا ندارد و پایه های ان جهانی (UG) است .

سیستم چامسکی (Noam chamskey) :

روش ترجمه ماشینی - هوش مصنوعی بر مبنای همین نظریه چامسکی است .



نظریه گشتاری بر مبنای دولایه است :

1- جمله زیر ساخت

DEEP STRUCTURE

2- جمله روساخت (فیزیکی )

SUFACE STRUCTURE

گشتار : مجموعه قواعد و ساختارهای بین جمله زیر ساخت و روساخت .

{جمله زیر ساخت همان ذهنیات ماست که در ذهن ماست و هنوز بزبان جاری نشده و جمله رو ساخت همان جملاتی است که بزبان جاری می شود }

دستورگشتاری : از صورت زیر ساخت به صورت رو ساخت در اوردن .



اجزا دستور گشتاری :

1- روابط معنایی (semantic & meaning)

2- وازگان وقواعد زیر مقوله ای (lexical & subcategorical rules)

3- قواعد گروه ساختی [PHRASE STRUCTURE RULES(PSR)]



انواع گشتارها :

1- گشتارحذف

2- گشتار درج

3- گشتار جابجایی

4- گشتار جایگزینی

ابتدا یاد میگیریم گشتارها را حذف کنیم .

و برای یادگیری فن ترجمه ابتدا باید قواعد زیر ساختی زبان انگلیسی را یاد بگیریم و سپس بهمراه یاد گیری قواعد زبان فارسی , یاد میگیریم که انرا به قواعد گروه ساختی زبان فارسی بر گردانیم .



توضیح : دستور زبان سنتی ( چه فارسی و چه انگلیسی ) دارای استثنا های فراوانی است و هنر دستور گشتاری اینست که هیچ استثنایی ندارد و اگر احیانا استثنایی پیدا شد پس ان قاعده باطل میشود تا قاعده کاملتری پیدا شود.



به ساختار جمله سنتی توجه کنید :

S ---à Subject + verb + object + adverb of manner + adverb of place +adverb of time

که بجز فعل بقیه در حقیقت اسم هستند .



قابل توجه است که در یک جمله انگلیسی کلمات یک اسم هستند یا فعل .( صفات و قیود هم بنوعی اسم هستند .)

پس ساختار جمله انگلیسی ( بنا به دستور گشتاری ):

1- اسم

2- فعل



حال پس از این مقدمه فشرده و خلاصه با درس اول که به گروه اسمی می پردازد,درس را شروع میکنیم :

--------------------------------------------------------------------





درس اول


گروه اسمی

NOUNPHRASE

(NP)


اجزای متشکله NP:

1- هسته اصلی - اسم ( HEAD NOUN)

2- توصیف کننده ها ( MODIFIRES)



NOUN MODIFIRE:



((M1,M2,M3,M4,M5 ))

ابتدا به توضیح M1 می پردازیم :


M1





M1 تنها توصیف کننده ای است که قبل از اسم ترجمه می شود و شامل موارد زیر است :



1) Articles

2) Demonstratives adjective

3) Quantifier

4) Superlative Adj

اکنون به توضیح اولی می پردازیم :



1)

ARTICLES : A- AN-THE





توضیح : A و AN نکره ساز هستندو برای ببان یک چیز نامعین بکار میروند و THE معرفه ساز است و هرگاه از چیز معین و مشخص نام میبریم مورد استفاده قرار میگیرد .و معنای انها بقرار زیر است :


A &AN

ی

یک

0


در مورد تررجمه واژگانی : نوعی

THE

0

ان - این

ه


و در ترجمه وازگانی : مذکور- یاد شده - مورد نظر- مزبور



مثال :

A SUGER

نوعی شکر

A BOY

پسری

THE BOOK

کتاب - این کتاب- (کتابه )- کتاب مذکور

2)

DEMONSTRETIVE ADJECTIVES


(صفات اشاره )

THIS

THAT

THESE

THOSE

SUCH

SUCH A (AN



QUANTIFIRE
(کمیت نما ها)




که خود به دو نوع می باشد :

1- کمیت نماهای ساده

2- کمیت نماهای مرکب

3-عددی (numrols)


1)simple:

some- any -many- most - much - few -little - all - less - both - more - several

2)compond:

(مقدارزیادی -تعدادزیادی )a lot of

(مقدار کمتری - تعداد کمتری )lost of

(مقداری زیادی )a great deal of

(مقدار زیادی )a great number of

(مقدار کمی )a small number of

(مقدار زیادی )a great amount

(مقدار کمی )a small amount of

(تعدادی )a number of

a few

a little


توجه:the number of اصلا کمیت نما نیست .

توضیح در مورد :

مقدار بسیار کمی (little) تعداد بسیار کمی (few)

مقدار کمی -مقداری (a little) تعداد کمی - تعدادی (a few )

توجه :هرکدام که تعداد کلمات کمتری دارند تعداد(مقدار) کمتری نیز دارند .

(few یک کلمه است و a fewدو کلمه . پس few بسیار کمتر است .)






3)numrols(numbers)

که البته خود به دو نوع زیر تقسیم می شود :

1- شمارشی ((cardinal

2- ترتیبی (ordinal )

که توضیح ان پس ازقسمتهای 1و2بیان میگردد.



حال بر میگردیم به توضیحات :



توضیح در مورد کمیت نماهای ساده :

1) SOME



هرگاه SOME با هسته اسمی مفرد و قابل شمارش ظاهر شود کمیت نما محسوب نمی شود و نوعی عنصر نکره ساز است و بنابر این ترجمه ان ( ی) نکره خواهد بود.

مثال :

(کتابی )SOME BOOK

اما در مورد هسته اسمی جمع یا غیر قابل شمارش کمیت نماست و ترجمه ان :

1- تعدادی (هسته اسمی جمع )

2- مقداری (هسته اسمی غیر قابل شمارش )

مثال :

SOME BOOKS

تعدادی کتاب

SOME SUGER

مقداری شکر

و گاهی هم به معنای " برخی " است .

SOME STUDENT

برخی (از دانش اموزان )



2) ANY

ترجمه :

هیچ --------> در جمله منفی و سوالی

هر --------> در جمله مثبت

هیچ پولی ندارم.

هیچ پول داری ؟ = پول داری ؟

any body

کسی



3) MANY

ترجمه: تعداد زیادی





4) MUCH



ترجمه : مقدار زیادی



5) ALL

ترجمه : (بترتیب )



همه - تمام - کل



توجه : تمامی غلط است .



6) EACH

ترجمه : هر



7)MORE



توضیح ) هرگاه more قبل از هسته اسمی و صفتی ظاهر شود در صورت برخوردار بودن از دو شرط زیر نوعی ابهام گروهی می افریند :

شرایط ابهام :

1- هسته اسمی قابل شمارش جمع باشد یا غیر قابل شمارش باشد .

2- صفت بین more و هسته اسمی دو هجایی به بالا باشد و در مورد دو هجایی به بالا به Y -OW-ER ختم نشود.

در صورت داشتن ابهام دو حالت پدید می اید (که معناهای زیر هردو را دارد که باید به متن توجه کرد تا کدام صحیح است .):

حالت اول )

more کمیت نما (M1) و توصیف کننده هسته اسمی جمع باشد .

ترجمه :

تعداد بیشتری +اسم مفرد + صفت

more interesting books

تعداد بیشتری کتاب جالب

حالت دوم )

اگر more نقش قیدی برای توصیف صفت پس از خود داشته باشد ( که در این صورت صفت تفضیلی می افریند) و ترجمه ان :

اسم جمع + صفت + تر

more wild animals

توجه :ابهام ندارد ( چون wild دو هجایی نیست و باید wilder میشد برای بعد از more جهت تفضیل شدن )



more expensive rice

برنج گرانتر

مقدار بیشتری برنج گران

ابهام دارد .

more bad boys

ابهام ندارد (bad دو هجایی نیست ) تعدادبیشتری پسر بد

more important problems

ابهام دارد
مشکلات مهمتر
تعداد بیشتری مشکل مهم



8) MOST



ترجمه :

اکثر - بیشتر ( بترتیب ) و اغلب غلط است .

The most important problems

مهمترین مشکلات

MOST important problems

اکثر مشکلات مهم

MOST هرگز ابهام ندارد و زمانی کمیت نما ست که پیش از ان هیچ توصیف کننده دیگری واقع نشود.

در این صورت ( اکثر - بیشتر ) ترجمه می شود.

هرگاه پیش از MOST یک M1 دیگری ظاهر شود دیگر MOST جنبه کمیت نما نخواهد داشت و به قید سازنده صفت عالی مبدل می گردد.

در این حالت " صفت + ترین " ترجمه می شودو قبل از هسته اسمی ظاهر می شود.

most interesting books

اکثر کتابهای مهم



9) BOTH



both ...(n)

ترجمه : هر دو

مثال:

both boys

هر دو پسر

both books

هردو کتاب



9) LESS

توضیح) LESS عکس MORE می باشد با این تفاوت که از قواعد MORE تبعیت نمی کند.

ترجمه : بمقدار کمتر

LESS عمدتا با اسامی غیر قابل شمارش می اید و گاهی هم با اسامی قابل شمارش .

less cheap suger

شکر کمتر گران (اما در فارسی نداریم )---------> شکر ارزانتر

مقدار کمتری شکر ارزان قیمت

less expensive meat

گوشت کمترگران ( در فارسی نداریم )-----------> گوشت ارزانتر

مقدار کمتری گوشت گران



توجه به مثال زیر تفاوت این معنا ها را روشنتر میکند :

less beautiful girls

دختران کمتر زیبا (در فارسی نداریم ) ------------> دختران زشتتر

که غلط است و معنای متفاوتی دارد چون دختری که (نسبت به بقیه )از زیبایی کمتری برخوردار است حتما که نباید زشت باشدوفقط بین خوشگلها او کمتر خوشگل است .

پس ترجمه ان چنین می تواند باشد :

دخترانی که از زیبایی کمتری برخوردارند.



10) VERY

very ...(n)

ترجمه : هر



very کلمه تشدید کننده است و اصلا معنا را عوض نمی کند



very few

تعداد بسیار بسیار کمی

very little

مقدار بسیار بسیار کمی

حال توضیح جزء سوم کمیت نماها ( عددی - رقمی )



3) numrols:

(شمارشی )1-cardinal

اعداد بصورت شمارشی (چه عددی و چه حروفی )مثل 1345یا ten که M1 محسوب می شوند .

(ترتیبی ) 2- ordinal

مثال :

the first - the secend - the third - ...the last

the 1st - the 2nd - 3rd - ...

ترجمه :

" ومین " قبل از اسم (M1)

مثال :

5 books

5 کتاب

book 5

کتاب شماره 5

توجه : کتاب پنجم غلط است .

room 5

اتاق شماره 5

the 5th book

پنجمین کتاب

the 3rd student

سومین دانشجو

the 21st century

قرن بیست و یکم

" بیست و یکمین قرن" غلط است .

توجه :

در همه این موارد " the ..." یک M1 می باشد



توضیح : صفات شمارشی یک کلمه مفروض می شوند (M1) و هیچ تغییری ندارند اما صفات ترتیبی که انها نیز یک کلمه فرض می شوند (M1) دو ترجمه متفاوت دارند



ترجمه :

اگر M1 باشد : " ومین " قبل از اسم

اگر M2 باشد : " ام " بعد از اسم ( به واسطه ترجمه کمیت نماهای مذکور پس از اسم دیگری نمی توان M1منظور نمود و ذیل M2 طبقه بندی می شوند .



4) SUPERLATIVE ADJECTIVES

صفات عالی

the most adj

the adj + est

ترجمه : فقط " ترین "

مثال :

The most beautiful flower

زیبا ترین گل

the biggest water tank

بزرگترین مخزن اب

" پایان M1( صفاتی که قبل از اسم ترجمه می شوند )"

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خلاصه M1:

دیدیم که اجزای متشکله گروه اسمی (np) دو جزء هسته اسمی و توصیف کننده ها (modifire ) است و خود این توصیف کننده ها به پنج نوع تقسیی می شوند و انها را با M1 تا M5 نامیدیم که هر کدام توضیح خاص خود را دارد که فعلا فقط M1 را توضیح دادیم .

M1 تنها توصیف کننده ای است که بهنگام ترجمه قبل از اسم ترجمه می شود و شامل موارد زیر است :

1) articles

2) demonsshretive adj

3) quantifire

4) superlative adj

که در مورد اولی (a-an-the) توضیح کافی دادیم و در مورد دومی ( صفات اشاره ) نیز توضیح داده شد و توضیحات فراوانی در مورد کمیت نماها دادیم که خود به سه قسمت تقسیم میشدند که کمیت نماهای ساده و مرکب و عددی ( رقمی ) بودند .

اکنون به توصیف کننده های دیگر می پردازیم که همگی بعد از اسم ترجمه می شوند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------


M2 ) ADJECTIVE

صفات



1) simple

صفات ساده مثل صفات زیر:

red - big - small - ting - extraudinary - expensive - ...

my - our - your - ...- their

erدارها( ...er)



2) verb - derived adj


صفت مشتق از فعل

توجه :

راندن = drive

مشتق کردن = derive

اشتقاقی - مشتق شده = derived

----------------------------------

که صفات مشتق از فعل به دو نوع تقسیم میشود :

( صفات فاعلی ) subjective ----> Ving( الف


(صفات مفعولی - قسمت سوم فعل ) objective ----> P.P(ب


3) compound adj


صفات مرکب



1) adj - Ned

2) N-Vd adj

3) adv - Vd adj

adv-Ving

adv - p.p

(صفت ) - واحد - عدد 4)

---------------------------------------------------------------------------------------------

حال توضیحات مربوط به شماره 2:

verb - derived adj

-----------------------------------



اکنون توضیح قسمت الف )


صفات فاعلی
( subjective (Ving



Ving در صورتی فعل نیست که قبل از ان to be نیامده باشد .

توضیح to be :

am - is - are - was- were-

'' - " - " - " - " - + be (been)

توجه :will یک to be نیست اما will be یک to be است .

پس در صورتی که قبل از Ving از مشتقات to be که در بالا ذکر شد نباشد Ving فوق صفت فاعلی محسوب می شود .



M1+ Ving + N

=========

ترجمه :

1- ...نده ( پسوند )

2- ...کننده ( پسوند )

3- مرخم ( کوتاه شده ) دو حالت قبل

4- در حال + مصدر


5- باب صفت فاعلی عربی متداول در فارسی ( برای کلمات عربی )

-----------------------------------------------------

مثال )

run ----->runing

A runing man

M1 M2 N



ترجمه :

1- مرد دونده

2- مرد دو کننده (جواب نمی دهد )

3- مرد دو (جواب نمی دهد )

4- مرد درحال دویدن

5- چون فعل مشتق از عربی نیست پس ( جواب نمی دهد )


move ----->moving

the moving chair

M1 m2(Ving) N

ترجمه :

1- صندلی حرکتنده ( جواب نمیدهد )

2- صندلی حرکت کننده ( " )

3- صندلی حرکت ( " )

4- صندلی در حال حرکت

5- صندلی متحرک

توجه : به مثال زیر توجه کنید در این مثال بعلت اینکه moving بعد از to be (is) امده است پس فعل است نه M2.

the car is moving.

ماشین در حال حرکت است ( ماشین دارد حرکت می کند )



حال توضیح مربوط به قسمت ب)

صفت مفعولی (قسمت سوم فعل ) object ------> p.p



هرگاه قسمت سوم فعل پس از اقسام have یا to be ظاهر نشود و بین M1 و N واقع شود صفت مفعولی خواهد بود .

توجه :چون در صورت بودن have یا to be :

زمان کامل have +p.p ----->

فعل مجهول to be + p.p ----->

-----------------------------------------------------

M1 + P.P + N

=========

ترجمه :

1- ...شده

2- ...شونده

3- مرخم دو حالت فوق

4- باب صفت مفعولی عربی متدوال در فارسی

---------------------------------------------------

مثال :

destroyed

توجه : بدلیل یکی بودن قسمت دوم و سوم این فعل عبارت روبرو می تواند قسمت دوم یا سوم باشد.

the destroyed house

M1 M2 N

توجه : چون the نمی تواند به تنهایی فاعل( هسته اسمی ) باشد پس destroyed در اینجا فعل نمی تواند باشد .

ترجمه :

1- خانه تخریب شده

2- خانه تخریب شونده ( جواب نمی دهد )

3- خانه تخریب ( جواب نمی دهد )

4- خانه مخروبه

broken

the broken chear

M1 M2 N

ترجمه :

1- صندلی شکسته شده

2- صندلی شکسته شونده ( جواب نمی دهد )

3- صندلی شکسته

4- چون فعل عربی نیست پس جواب نمی دهد .

punnished

those punnished son

----------- ------------------- ------

M1 M2(p.p) N

ترجمه :

1- پسر تنبیه شده

2- پسر تنبیه شونده ( جواب نمی دهد )

3- پسر تنبیه ( جواب نمی دهد )

4- پسر متنبه

توجه : همه ترجمه هایی که جواب میدهد مورد قبول است و از بین انها بهترین را بنا به سلیقه انتخاب می کنیم .



اکنون توضیحات مربوط به صفات مشتق شده از فعل تمام شد .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توضیحات مربوط به compound adj

یک مقدمه :

- (hyfen)

(خط تیره - _ (dash



- (hyfen): وازه مرکب می سازد.

_ (dash ) : دو ساخت نحوی را از هم جدا می سازد .

چند مثال ساده :

blond hair----------> blind-haired

مو بور <---------------- موی بور

باید به بعضی موارد این چنینی هم توجه کرد :

(گلخانه )greenhouse

( خانه سبز)green house

( تخته ی سیاه ) black board

(تخته سیاه )blackboard



توجه شود که در مکالمه این عبارات وقتی که مرکب شد تکیه تلفظ روی وازه اولی است .

----------------------------------------------------------------------------------



3) compound adj



------- 1) adj-Ned

ترجمه :

اسم + (کسره حذف ) + صفت

=================

گاهی هم صورت مغلوب ان بصورت وازه مرکب ,وازه گردانی شده باشد . مثل :

red-bearded

ریش قرمز

a good-hourted

مرد قلب خوش ----------------> مرد خوش قلب

a good-tempered teacher

معلم اخلاق خوش -----------> معلم خوش اخلاق

a stone -hearted woman

خانم سنگدل



------- 2) N-Vd adj :

(صفت فاعلی مرکب ) N-Ving

(صفت مفعولی مرکب ) N-P.P



ترجمه :

اسم + ( کسره حذف ) + صفت مشتق

-------------------------------------

و اگر جواب نداد:

-------------------------------------------------------------------

(حرف اضافه ) + اسم + (کسره حذف ) + صفت مشتق

=====================================

مثال :

hair-removing spray

اسپری موبر

an air-cooled system

--- --------------------- -------------

M1 M2 N

ترجمه :

سیستم خنک کننده هوا ( غلط است )

سیستم با هوا خنک شده ----------------> سیستم با هوا خنک شونده ( صحیح تر )

verb-derived

فعل مشتق شده ----------> از فعل مشتق شده



------- 3)adv - Vd adj :

adv-Ving

adv-P.P



ترجمه :

قید + (کسره حذف ) + صفت مشتق

===================



فعل فعل

---- ----

quick move



quickly - moving cars

ماشینهای تند رونده -------> ماشینهای تند رو

که عبارت " تند " قید است و عبارت " رونده " صفت مشتق از فعل .



well cook

well-cook beans

لوبیای خوب پخته شده -----> لوبیای خوب پخته

که " خوب " قید است و " پخته شده " صفت مشتق از فعل .

توجه : لوبیای خوش پخت غلط است

---------------------------------------------------------------------------

(صفت )-واحد-عدد (4





ترجمه :

عدد+ واحد + ه (ی )

=============

در ترجمه با صفت کاری نداریم

---------------------------------------

مثال :

a 16-year-old girl

دختر 16ساله

10-meter-tall mast

دکل 10متری

5-dollars

5 دلاری

در انگلیسی هم ممکن است اصلا صفت نباشد .

a 5-dollars note

اسکناس 5 دلاری





پایان درس M2

------------------------------------------------------------------------------------------------------

خلاصه M2 :

در تعریف M2 گفتیم که صفاتی هستند که بعد از اسم ترجمه میشوندو از چهار قسمت تشکیل شده :

1) simple

2) verb-derived adj

subjective----->Ving

objective ----->P.P

3) compound adj

1) adj-Ned

2) N-Vd adj

3) adv -Vd adj

adv-Ving

adv-P.P

(صفت) - واحد - عدد(4

که بترتیب صفات ساده و صفات مشتق از فعل که خود به دو قسمت صفات فاعلی و مفعولی تقسیم می شود .و سومی صفات مرکب است که خود به چهار گروه تقسیم میشود .

------------------------------------------------------------------------------------------------------

------------------------------------------------------------------------------------------------------


M3

-------

مضاف الیه

---------------------





توصیف کننده دیگری که بعد از اسم توصیف می شود و مضاف الیه ( اسمی که اسم دیگر را توصیف میکند ) می باشد .

هرگاه چندین اسم ( معمولا سه اسم بیشتر نیست ) پشت سر هم در جمله ای ظاهر شوند (nnn) , اسم اصلی همان اسم اخری است و دو تای دیگر M3 هستند .

door handle

-------- ----------

n n

توجه : صحبت از دستگیره در است نه خود در .

دستگیره در



oxford university student

------------ --------------- -----------

n n M3

دانشجوی دانشگاه اکسفورد

ویزگیهای M3 :

1- معمولا S جمع نمی گیرد . ( اسمهایی که S جمع دارند معمولا هسته اسمی هستند )

2- تعدادش محدود است . ( از دو عدد اسم بیشتر مجاز نیست که پشت سر هم بیاید - توالی دو اسم بیشتر مجاز نیست .یعنی حداکثر سه اسم که یکی اسم اصلی است و دو تای دیگر M3 هستند

3- رابطه یک به یک بین M3 و N انگلیسی و مضاف و مضاف الیه فارسی وجود ندارد ( ممکن است صفت و موصوف باشند )

توجه : M3 گاهی بصورت صفت نسبی تلفظ می شود.



ترجمه :

اسم + کسره + اسم

-------------------------

یعنی:

------------------------

کسره

=============

مثال :

school boy

بچه مدرسه ------> بچه مدرسه ای

wool jacket

کت پشمی

chain store

فروشگاه زنجیره ای



------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


M4

Appositive

بدل

(یکی از انواع معترضه )



در انگلیسی پس از اسم (N) قرار می گیرد .

بدل یکی از انواع معترضه است که ساخت درونی ان NP است و بلافاصله بعد از اسم واقع می شود که M4 ( بدل ) می سازد و توضیح اضافه ای در مورد اسم می دهد .

------------------------------------

N_NP_

------------------------------------

(N_ NP _ (dash

(N( NP

N , NP ,

N " NP "

و گاهی هم بدون هیچکدام از این علامت ها

---------------------------------------------

مثال :

my brother , Ali,

----- ------------- ------

M2 N NP(M4)

Ali , my brother , saw reza yesterday.

---- --------------------------

N np(M4)

The President of the united states , G.bush, ...

---------------------------------------------------------------------- -----------------

NP M4



در اخر جمله فقط در مورد خط تیره و کاما : N_NP.

و در اخر جمله در مورد پرانتز و کروشه : ( N (NP . و [N [NP

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


M5

(Relative clause(RC

بند موصولی ( که)

-----------------------------------------------------------------------------------

ابتدا ضمائر موصولی (Relative pronoun ) را از نظر می گذرانیم :

that

who

whom

which

whose

که بلا فاصله بعد از اسم می ایند و می توانند همیشه M5 باشند.

-------------------

where

when

why

که بصورت مشروط می توانند M5 باشند .

--------------------

what

whether

how

که هرگز نمی توانند M5 باشند .

------------------------------------------------------------------------------------------





اگر RC توصیف کننده اسم (N) باشد می تواند M5 باشد .



RC ----------------> RS

-----------------------------



N + what

N + who

N+whom

N+ which

N+ whose

--------------

where+ اسم مکان

when + اسم زمان

why + دلیل (the reason )

-------------------------------

ترجمه :

--------------------------------------------------

معنای همه M5 ها -----> " که " می باشد .

و فقط در شرایط خاص ----> " اینکه " است .

--------------------------------------------------

توجه : N ( اسم ) عنصر اجباری NP است و حتما باید در گروه اسمی باشد.



پایان M5

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

و اکنون :

فرمول M ها بصورت کلی :

M1

M2

M3

N

M4

M5

-----------------------------------------------

NPe----> (M1)(M2)(M3)N(M4)(M5)

-----------------------------------------------

همانطور که در فرمول بالا می بینیم M1-M2-M3 در انگلیسی قبل از N و M4-M5 بعد از N قرار میگیرد .

و الگوی ترجمه فارسی گروه اسمی (NP ) طبق فرمول زیر است :



----------------------------------------------------
M5)(M4)(M2)(M3) N (M1) <------ NPf)
----------------------------------------------------

پس بهنگام ترجمه گروه اسمی به فارسی ابتدا M1 را می اوریم سپس اسم (N) را و بعد M3 و بعد از ان M2 را سپس بترتیب M4 و در اخر هم M5 قرار می گیرد .

نکته : برای بیاد ماندن ترتیب ترجمه M ها به نکته زیر توجه کنید:



(M1) (M2) (M3) N (M4) (M5)

--------- <--------------------- ----------------------->

مرحله سوم مرحله دوم مرحله اول

یعنی :مرحله اول ( M1) + اسم + مرحله دوم ( M3--->M2 ) + مرحله سوم ( M4 --->M5 )



و اما :

یک نمونه جهت ترجمه :

That big crowded charn store , ghods, which is on Valiasr Ave

-------- ----- ---------------- --------- ---------- --------------- ---------------------------------------------

M1 M2 M2 M3 N M4 M5

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

NP

sells a lot of fresh trout fish that is a precious prolific diet.

-------- ------------- -------- ------- ----- ----- --- -- --------------- ------------ -------

V M1 M2 M3 N M5 V M1 M2 M2 N

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

NP

ترجمه :

ان فروشگاه زنجیره ای شلوغ بزرگ (یعنی ) قدس که هست در خیابان ولیعصر (عج ) می فروشد مقدار زیادی ماهی قزل الا ی ترو تازه که هست برنامه غذایی نیرومند گرانبها .

(البته فعلا فقط ترجمه تحت اللفظی می کنیم )



پایان درس گروه اسمی (NP)

p style="text-align: right">

 

نویسنده: مسعود قلعه - ۱۸ بهمن ۱۳۸۱

دو نظام ارزشی فوق (تمایل به مذهب ومبارزه با بی عدالتی و قطع وابستگی به غرب و ... و نظام ارزشی قدیمی شاهانه یا فئودالی ) در جریان بعد از انقلاب، به مقابله با یکدیگر پرداختند. گرچه پیروان نظام ارزشی انقلابی در سرنگونی شاه موفق شده بودند و خواسته هایشان را به هنجارهای فراگیر در بین مردم دراورده بودند، اما نظام ارزشی فئودالی نیز به ارامی در پی فرصت
مقابله بود و هر یک ابزاری در اختیار داشتند.
مهمترین ابزار انقلابیون تشکیل شده بود از:
۱- رادیو،تلویزیون و جراید،
۲- سازمانهای دولتی ،
۳ - مذهب
۴ - روشهای سنتی و مذهبی تاثیر گذاری و
۵ - پایگاه عظیم مردمی
گرچه به علت نداشتن تخصص، از ابزارهای1و2 به نحو مطلوب استفاده نمی شد و
نمیشود واین دو( بطوریکه بعدا نشان داده خواهد شد) بیشتر در همان مسیر قبلی حرکت
میکردند( و کم و بیش میکنند)، اما نفوذ سه عامل دیگر که دست به دست هم داده و یک
نیروی هنجاری عظیمی را بوجود اورده بودند، به قدری زیاد بود که انقلابیون به راحتی به
بسیاری از اهداف ارزشی خود دست یافتند. زیرا از اینجا به بعد ارزشها به هنجار(یعنی
فراگیر یا همه گیر) تبدیل شده بودند. لذا طولی نکشید که این تغییر ارزشهادر بیشتر زمینه ها
به چشم میخورد و از اینجا به بعد مردم در روش ، همچون گذشته، برای نمایش ارزشها،
با یکدیگر یک مسابقه را اغاز نمودند، منتهی این بار در جهت ارزشهای یک نظام ارزشی جدید و انقلابی:
تغییر نظام ارزشی همواره تدریجی است. مانند نگاه کردن به افتاب. اگر ما در عرض یک دقیقه بطور متمرکز به حرکت افتاب و سایه توجه کنیم، حرکت ان برایمان محسوس نیست.
اما اگر مدتی کوتاه به کاری مشغول شویم و سپس روی برگردانیم ، انوقت تغییر افتاب و
سایه را کاملا می بینیم، همینطور تغییر روز و شب ویا تمام شدن عمر را. تغییر ارزشها
و تغییرات اجتماعی نیز اساسا اینگونه است. انسان در هنگام تغییر ارزشها کمتر به ان توجه
مبکند. اما بعدا متوجه میشود که ای بابا خیلی چیزها به سرعت تغییر کرده است. با وصف این، سرعت تغییر تحت شرایطی که مسئولین و مردم بخواهند تندتر و تحت شرایطی که تغییر
دهندگان نخواهند تا مردم تغییر را ادراک کنند، کندتر انجام میگیرد. در شرایط بعد از انقلاب تغییر ارزشها نسبتا سریع، اما با وصف این،تدریجی بود: قیافه های ظاهری بدون دستور
و زور از بالا به صورت درونی به تدریج تغییر یافت. خانمهای بی حجاب ابتدا با همان
لباسهای متوسط و معمول، یک روسری به سر کشیدند، سپس روسریها بزرگتر و لباسها
گشادتر و تیره تر شد. شلوار بلو جین و پیراهن مردانه خانمها به بلو جین+روپوش+
کاپشن رنگی+روسری تیره تبدیل شد.ریشهای اقایان نیز به تدریج درامد.( بعضی ابتدا ریش نمی زدندندو ته ریش گذاشتند و سپس انرا کامل کردند ) انگشتر های طلای اقایان با نقره و عقیق جایگزین و کت و شلوار های شیک به اورکت سربازی تبدیل شد ند . مسابقات ارزشی شروع شده بود . افرادی که تا ان موقع نماز نمی خواندند ، مهر و سجاده و تسبیحشان را به نمایش می گذاشتند و برخی نیز کوشش داشتند تا جای مهر بر پیشانیشان مشخص باشد . وسایل منازل نیز تغییر کرد : مبلها و صندلی ها به پشتیها تبدیل شد ، عکسهای امام و ائمه بر دیوار و مجموعه تفسیر « المیزان » در کتابخانه ها به چشم می خوردند ...
اما تحول ارزشها بسیار عمیق تر از این تغییرات ظاهری بود . جلسات قران معمول شد ، مساجد انقدر پر می شدند که برای نمازهای جماعت و جمعه جایی نبود و مردم با فاصله کیلومتری از دانشگاه تهران برای نماز جمعه می ایستادند و براین پایه نیز هزینه زیادی برای ساختن مصلای تهران پرداخته شد .
در صد قابل توجهی از جوانان بجای دانشگاه به حوزه روی اوردند تا جائیکه در انجا هم کنکور برگزار می شد . تغییر به قدری عمیق بود که مردم کوشش می کردند نامهای غیر مذهبی خود را تغییر دهند و از فرامرز و سیاوش به محمد و علی و سجاد تبدیل کنند . تحقیق ما نشان می دهد که در این زمان بطور معنی دار برای بیشتر نوزادان نامهای مذهبی انتخاب می شد . از طرف دیگر افراد کوشش داشتند از پیشوند « سید » استفاده و حتی المقدور ثابت کنند که « سید » هستند . همچنین کوشش داشتند تا رابطه بیشتر با اقوام روحانی خود بر قرار نمایند .
شور و التهاب برای مردم برای خدمت به قدری زیاد بود که جوانان ایثارگر می خواستند به هر نحوی یک خدمتی به جامعه بنمایند و از این طریق جهاد سازندگی و بسیج بوجود امد .
در سازمانها وزرا و مدیران با کفشهای دمپایی و لباس ساده از میز های « طاغوتی » پرهیز می کردند ، جلوی اطاق پشت میز ساده می نشستند ، با مردم و کارمندان دون پایه عجین می شدند و مدیران کهنه کار غیر انقلابی نیز نا خواسته از انها پیروی می کردند .
بسیار جالب توجه است که در این زمان ثروتمندان اتومبیلهای گران قیمت خود را در منزل می گذاشتند و جرات نداشتند انرا بیرون بیاورند . همچنین اکثر مردم ثروتمند جرات نداشتند لباس شیک بپوشند و ثروت و دارایی خود را به نمایش بگذارند . بنابر این در این زمان « دارندگی برازندگی » نبود !!! بلکه فقر یک ارزش بود ...
گروه مرجع مردم نیز طی این جریان و همچنین با اشاراتی از سوی رهبران تغییر یافت . استفاده از کلمات خارجی کم شد ، خارجی ها از نظر مردم کم اهمیت شدند و اعتماد به نفس مردم و جوانان و ابداع گران به توانائی ها ی خود و کشورشان افزایش یافت و این نکته که یکی از پایه های اساسی رهیدن از وابستگی را تشکیل می دهد ، برای کشورهای غربی گران تمتم می شد .
این تغییر ارزشی در نظام اقتصادی نیز تاثیر حود را نشان می داد ، زیرا چنانکه قبلا گفته شد ، تقاضا بر پایه نیاز بوجود می اید و نیاز و ارزش با هم یک رابطه دو سویه دارند ، همچنانکه نیازها ، ارزش ها را شکل می دهند ، ارزش ها نیز در بوجود امدن نیاز موثرند .

ارزش <----> نیاز ----> تقاضا



لذا با تغییر ارزشها ؛ تقاضا برای برخی از کالا ها کاهش و برای برخی دیگر افزایش یافت . کمتر کسی دیگر اتومبیل بنز می خرید و بازار نمایشگاههای اتومبیل همچنین بوتیک ها و لوکس فروشها و مدسازان ، گل فروشی ها و ... کساد گشت . بدین ترتیب با روی گرداندن اکثریت مردم از مصرف گرایی ، تقاضا برای کالاهای لوکس کم شد و عدم تقاضا برای این کالا ها که قسمت اعظم ان از غرب وارد می شد ، درواقع به معنی از بین رفتن بازار کشورهای غربی در ایران و این امر در کنار از دست دادن پایگاه اجتماعی انها به عنواتن گروه مرجع ایرانیان ، بسیار ناگوار بود ( صرف نظر از پایگاه سیاسی از دست رفته ).
از طرف دیگر تقاضا برای برخی کالاها بوجود امد و یا افزایش یافت و موجب رونق ان بخش اقتصادی شد ، از جمله فروش : کتابهای مذهبی .

{ بعد نویسنده به عوامل موثر بر تغییر ارزشها اشاره دارد از جمله : مبارزه رهبر انقلاب با نابرابری و جاه طلبی و نمایش ثروت و ...پیروی مردم از رهبرشان و انسجام مردم ، احتیاج رهبران به توده مردم ، مخالفت رهبران با ارزشهای طاغوتی ، و ...}


عکس العمل کشورهای غربی :

... در غرب و همچنین شرق ، خطر بوجود امدن یک قدرت جهانی جدید احساس می شد که بالاخص با توجه به مواضع و اظهار نظر های قاطعانه و انعطاف نا پذیر امام ، می توانست به دیگر کشورهای مسلمان ( از شمال افریقا گرفته تا خاورمیانه و شرق و جنوب اسیا : فیلیپین ، مالزی و اندونزی ) سرایت نماید و منافع انها را شدیدا به خطر اندازد .
در کنار ابعاداقتصادی ، چند عامل دیگر نیز موجب نگرانی و تحریک می شد :
مغایرت انچه که امام به عنوان اسلام و نظام ارزشی منتج شده از ان ارائه می دادند با نظام ارزشی کشورهای غربی ( بالاخص اروپا ) که از نظر غربیها براساس مشاهدات عملیشان در کشورهای اسلامی ، تهدیدی جدی برای فرهنگ و تمدن پیشرفته انها محسوب می شد . اهمیت این مسئله را ساموئل هانتینگتون روشن کرده است . او معتقد است که جنگها تا قبل از انقلاب فرانسه جنگ بین شاهزادگان و بعد از ان جنگ بین ملل و کشورها بود و اکنون بعد از دوران جنگ سرد ، جنگ بین تمدنها اغاز شده است .
در صورت ظهورمجدداسلام ، این نگرانی نیز وجود داشت که عده ای از غربیها بالاخص روشنفکرانی که از مسیحیت و استدلال های کلیسائی ان مجاب نمی شدند به اسلام فکر کنند و به ان روی اورند .
...( ترس انها از شعارها و اقدامات جوانان انقلابی بر ضد امریکا از جمله اشغال سفارتخانه و اتش زدن پرچم امریکا و ...)
... اولین و مهمترین اقدام {‌غربیها } از بین بردن قدرت تفکر و تخصص موجود ( از طریق ترور متفکرینی چون مطهری و بهشتی ...) و همچنین فراهم اوردن امکان فرار مغز ها بود . اما از انجا که مبارزه با دشمن باید بطور همه جانبه و قاطع انجام گیرد ، اقدامات مهمتر دیگری نیز باسد به عمل می امد . لذا نیروهای مخالف در داخل و خارج بسیج و حتی کودتای نظامی ( ناموفق پایگاه نوژه ) نیز ازمایش شد .
به منظور کسب مشروعیت مردمی برای این مقابله ، ابتدا رسانه های غربی شروع به تجزیه و تحلیل اسلام و ارائه تصاویری از دستهای قطع شده و گردن های زده شده از یمن و افغانستان و محدودیت زنان نمودند ...
با توجه به محاسبات اقتصادی و همچنین تجربه ویتنام ، این حمله به نظر می رسید بیشتر باید غیر مستقیم و با نیروهای انسانی غیر از کشورهای غربی انجام گیرد . لذا حمله عراق به ایران ، با توجه به پروپاگاندهای قوی عراق بر ضد ایران قابل پیش بینی بود .

در فصلهای بعد به دگرگونی مجدد ارزشها ی جامعه بعد از سال 1368می پردازد :
اینکه چگونه دوباره ثروت ارزش شد و دارندگی برازندگی .
اینکه چگونه بتدریج چادرها به مانتو ها و روسری و بتدریج مانتوها به کاپشن ها و روسری ها به دستمالهای یک وجبی و بعدهم کاپشن ها به پیراهنهای مردانه و همان روسری های یک وجبی به کلاه و ...
ریشها کوتاه و بعد هم سه تیغه شد مگر افراد ظاهر سازی که منافعی از این سمبلها ( ریش و چادر و ...) می بردند ( مثلا برای حفظ پست و مقام خود ) که در ظاهر خود را به ان می ارایند ، هرچند که در زندگی خصوصی کوچکترین شئونات مذهبی را رعایت نمی کنند .

...
و سوالی مطرح میکند :
اگر حساب دین و خدا باشد یا پول ، مردم قبلا ( سال 65 ) کدام را ترجیح می دادند دین و خدا را یا پول را ؟ حالا ( سال 71) چطور ؟ قبل از انقلاب چطور ؟
وجواب این سوال در نموداری که از طریق نظر سنجی بدست امده است نشان می دهد که در 6/81درصد از پاسخگویان معتقد بودند که در سال 65 برای مردم خدا و دین مهمتر بوده در حالیکه این رقم برای سال 71 به3/28درصد تغییر می کند و برای سال 56 کمتر یعنی 6/18درصد است که در تحقیق سالهای 73 و 75 این روند باز هم تشدید شده بود .


متن بالا بر گرفته از کتاب «‌توسعه و تضاد » ( کوششی در جهت تحلیل انقلاب اسلامی و مسائل اجتماعی ایران ) است که توسط اقای فرامرز رفیع پور استاد جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی به قلم شیوا و بدور از اغراض سیاسی و تا حدی بدور از عقاید شخصی به نگارش در امده و یک کار تحقیقی صرف به شمار می اید که بدلیل استفاده از ابزارهای تحقیقی و ارشیوهای دانشگاههای اروپایی و استفاده از پژوهشهای موسسات مختلف داخلی و نیز تخصص نامبرده در علوم اجتماعی، این کتاب را به یک کتاب ارزشمند و در خور توجه تبدیل کرده است .
مطالعه این کتاب را به همه کسانی که مایلند با دید بازتری به انقلاب و تئوری های انقلاب و ارزشها و نحوه دگرگونی ارزشها و تغییرات نظام اجتماعی و ... بنگرند توصیه می کنم .
{ در ضمن از دوستان عزیز تمنا دارم در مورد مطالب بالا نظرات خود را حتما بنویسند .}

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٥ بهمن ۱۳۸۱
سلام . بنظرم رسید که هر از گاهی به معرفی بعضی از سایتها و نرم افزارها و نیز سی دی های مفید بپردازم شاید که برای دوستان مفید باشد . از دوستان هم تقاضا دارم که در این امر بنده را یاری دهند .


Image Page Wizard
برنامه اي براي تهيه آلبوم از عكسهاي دلخواه شما بصورت HTML

------------------------------------------------------------------------------
Game Commander 2

توسط اين نرم افزار مي توانيد بدون استفاده از موس و كيبورد و فقط با استفاده از صداي خود كامپيوترتان را كنترل نماييد.

براي نصب اين برنامه نياز به دانلود كردن 3 فايل زير داريد:


GC2.r00

GC2.r01

GC2.rar



پس از دريافت فايلهاي فوق, توسط برنامه WinRAR يا هر برنامه فشرده ساز ديگري, فايل GC2.rar را از حالت فشرده خارج كنيد و فايل Setup را اجرا كنيد.

اين هم شماره سريال اين برنامه:
GC200-D9800-01724-64647
-----------------------------
Windows Commander
يك مدير فايل بسيار عالي. مي تونيد از http://download.com.com دريافتش كنيد.

isoBuster
مي تونه براي خوندن سي دي هاي خش دار مفيد واقع بشه. از سايت قبلي قابل دريافته.

IrfanView
برنامه اي مشابه ACDSee . رايگانه و مي تونيد از سايت www.irfanview.com دريافتش كنيد.

StarOffice
برنامه اي مشابه Microsoft Office . سي دي اون در بازار موجوده. نسخه تحت لينوكس هم داره.

kylix
دلفي تحت لينوكس از شركت بورلند.

----------------------------------------------------------------
دیکشنری انلاین:

ديكشنري هوشمند Babylon به صورت Online در تمام صفحات ويندوز حضور دارد . شما مي
توانيد با تعريف نمودن يك كليد ميانبر به ترجمه لغت مورد نظر دسترسي پيدا كنيد . اين ديكشنري پشتيباني اطلاعاتي بسيار قوي دارد و در صورتيكه درباره كلمه اي خاص چيزي را يافت نكند با سايت مربوط به خود ارتباط برقرار كرده و اطلاعات تكميلي را دريافت مي نمايد . از ديگر امكاناتي كه اين برنامه در اختيار شما قرار مي دهد مي توان به موارد زير اشاره نمود :

۱ - ديكشنري انگليسي به اينگليسي ، انگليسي به فرانسه
۲ - ديكشنري تخصصي در مورد موضوعات گوناگون از جمله كامپيوتر و ..
۳ - تبديل واحد متريك به انگليسي و برعكس
۴ - تبديل ساعت شهرهاي مختلف جهان به يكديگر
۵ - تبديل واحدهاي پول كشورهاي مختلف
۶ - ايجاد يك دكشنري با اطلاعات جديد
۷ - تلفظ كليه كلمات مورد نظر شما.

بعد از نصب اين برنامه بايد آن را رجيستر نماييد . همچنين مي توانيد با نصب كردن پلاگين ها زيان ها و موضوعات مختلفي را نصب كرد و اين برنامه حتي زبان فارسي را نيز پشتيباني مي كند و حتي دكشنري هايي هم براي ترجمه به صورت فارسي به انگليسي هم موجود است .
لازم به ذكر است كه اين برنامه از فناوري Text to Speech براي تلفظ كلمات استفاده مي كند .
-------------------------------
سایتی برای پرسه در اسمان :
یک سایت شبیه سازی شده که بصورت لحظه ای از کره ماه می توانید کره زمین را تماشا کنید و محل زندگی خود را بیابید . دیدن محل زندگی بهنگامی که هوا در حال روشن شدن است یا دارد تاریک می شود دیدنی است .
www.formilab.ch
-------------------------------
سایتی برای اموزش تایپ:
سایتی برای اموزش

دانشگاه مجازی اصفهان
http://vu.ui.ac.ir
دانشگاه مجازی تهران
virtualut.com
سایت اطلاعات جامع پزشکی بزبان فارسی

سایتی برای برنامه نویسی

ساینی برای اموزش انلاین زبان انگلیسی که ابتدا ثبت نام کرده و سپس سطح یابی کرده و بعد به اموزش می پردازد
در ضمن با ایمیلهای اموزشی شما را در اموختن بهتر راهنمایی می کند
www.globalenglish.com
-----------------------------
اما دو سایت اینترانت برای تهرانی ها :
شبکه رشد
www.roshd.ir
username : roshd
pasword: 1379
tel: 7512211
این سایت دارای لینکها یی به چند سایت خوب مذهبی می باشد و نیز در بعضی از پایگاههای مدارس مطالب با ارزشی است که بدرد دانش اموزان دبیرستانی می خورد و مطالب امزشی و پایان نامه های زیادی دارد .

سایت تبیان :
www.tebyan.ir
usr: tebyannet
pas: barayehame
tel: 9718733
سایتی با مضمون مذهبی که مطالب جالب توجهی دارد .
--------------------------------
در ضمن از همه دوستانی که اطلاعاتی از اینترانت های فعال در تهران دارند خواهشمندم این حقیر را مطلع فرمایند .
نویسنده: مسعود قلعه - ۱٤ بهمن ۱۳۸۱

با سپاس از دوستانی که در اولین قدم باعث دلگرمی بنده شدند ؛ مطلبی که در زیر می اید خواندنش جالب است و حفظ کردنش لازم . باور کنید که این مطالب هنوز کهنه نشده و تازگی دارد . نوشته های یک استاد است که شاید با خواندن اولین سطر پی به نام ایشان ببرید . بهر حال شاید که خواندنش برای خیلی ها تکراری باشد ولی چنانچه لذت بردید ؛ بروح ایشان و نیز روح یکی از دوستداران ایشان ( دبیلی ) صلوات و فاتحه ای نثار کنید که همه در گذشتگان مان ؛؛ سائل فاتحه و یاسین اند ؛؛

بچه های ما می فهمند

 

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود قلعه - ٩ بهمن ۱۳۸۱

براستی که در این عصری که انسان و انسانیت بسوی یک ؛؛ جاهلیت مدرن ؛؛ پیش می رود و بقول دکتر شریعتی انسانی که بسوی خوبی می رود با انسانی که به خوشی می اندیشد تفاوت زیادی است و این انسان که به خوشی بیاندیشد ره به ؛؛ ترکستان ؛؛ می برد چرا که به او حتی فرصت تفکر به ؛؛ کعبه امال ؛؛ دا ده نمی شود و اکنون این ؛؛ برگ برنده ؛؛ جاهلیت مدرن که اسمی جز ؛؛ جنگل مجازی ؛؛ نمی توان بر ان نهاد ما را به کجا رهنمون می کند ؟

از طولانی بودن متن زیر نهراسید و انرا حتما بخوانید. قطعا اگر پیش از این انرا نخوانده باشید مطالب جدیدی خواهید یافت :

ویدیو در برابر رستاخیز تاریخی انسان



به نظر شما ورود و گسترش ویدیو در ایران تحت تاثیر چه عواملی بوده است؟
تردیدی نیست که ما نمیتوانستیم از ورود ویدیو به کشورمان جلوگیری کنیم،چنان که نتوانسته ایم مانع ورود هیچ یک از محصولات تکنولوژی غرب بشویم؛ و راستش من تردید دارم که اگر هم میتوانستیم ، ایا چنین عملی درست می بود یا نه ؟
سوال شما سوال خوبی نیست ، چرا که در جست و جوی عوامل ورود ویدیو به کشور هستید، حال انکه این امر یک ضرورت تاریخی است و زندگی در این عصر ، خواه نا خواه چنین موجبیتی را به همراه دارد که ما
ما نه تنها ویدیو ، بلکه به زودی زود ماهواره را نیز بپذیریم و چه باک؟ کسی میترسد که ضعیفتر است
و ما که پا در میدان مبارزه با غرب نهاده ایم باید خودمان را برای چنین روزی نیز اماده کنیم.
ما باید از دشمن تصوری درست و مطابق با واقع امر داشته باشیم. اگر نه، شکست خواهیم خورد.
کسی که خود را برای رودررویی با پلنگ اماده کرده باشد، از گربه نخواهد هراسید؛ کسی از گربه میترسدکه دشمن را موشی حقیر انگاشته باشد.
از اول اغاز کنیم و صورت مسیله را درست بررسی کنیم: چه کسی میتواند اثبات کند ضرر ویدیو از کامپیوتر بیشتر است؟ هیچ کس. مشکل اینجاست که ما فقط با معیار اخلاق ظاهری به محصولات تمدن تکنولوژیک غرب می نگریم نه با معیار حکمت و حقیقت دین. روزگار ما روزگار اسارت در چنگ ابزاری است که هویت فرهنگی دارند. محصولات تمدن غرب همگی، کم و بیش، صورتهایی مجسم از فرهنگ غرب هستند و انچه مارشال مک لوهان در این باره میگوید درست است. به اعتقاد من اگر با چشم حکمت به محصولات تکنولوژیک بنگریم، کامپیوتر را بسیار خطرناکتر از ویدیو خواهیم یافت. کامپیوتر « بعل ذبوب » است: بت بزرگ. و ما اگر چه درست نیست که مطلقا مانع ورود محصولات تکنولوژیک به کشورمان بشویم، اما اگر قرار شد که میان کامپیوتر و ویدیو یکی را انتخاب کنیم و مطلقا اجازه ورود ندهیم ، بدون تردید باید جلوی کامپیوتر را بگیریم.
کامپیوتر اگرچه به نظر می اید کارها را راحتر میکند، اما این کار را به بهای بسیار سنگینی انجام میدهد. کامپیوتر برای انکه بتواند کارها را راحت تر کند از یک سوی باید همه سیستمی را که لازمه وجود و عمل اوست به همراه بیاورد. کامپیوتر را نمی توان از سیستم کامپیوتری جدا کرد سیستم کامپیوتری یعنی همه غرب. کامپیوتر فقط در سیستمی که خودش طراحی و ایجاد کرده است میتواند کار کند و به این ترتیب، با ورود کامپیوتر تمامی سیستم قبلی می بایست که خود را متناسب با کامپیوتر تغییر دهد. و از سوی دیگر، حیطه عمل کامپیوتر دنیای کمیت عددی است و بنابراین، شما باید همه امور معنوی و کیفیات را به زبان کمیت عددی تبدیل کنید تا کامپیوتر فرهنگتان را از شما نگیرد و یا اگر از عهده این کار بر نمیایید باید قید فرهنگتان
را بزنید . و مگر امور معنوی و کیفیات قابل تبدیل به کمیت عددی هستند؟
من به «ولایت مطلق تکنیک» معتقد نیستم. ولایت تکنیک یک حقیقت است، اما مقید نه مطلق. و من به همین است که امید بسته ام. همانطور که نتوانسته ایم از ورود کامپیوتر جلوگیری کنیم ، از ورود ویدیو هم نخواهیم توانست، اگرچه نظا رت بر ورود هر دوی این محصولات تکنولوژیک لازم است.
هر چیزی که ما را در حد کامپیوتر مقید کند به همان میزان تقیدی که به همراه دارد خطرناک است،اما ما در جهانی زندگی میکنیم که در ان مرزها در حال فرو ریختن اند و در عصری به سر می بریم که محصولات تکنولوژیک لازمه حیات بشری هستند و بنابر این ، اصلا نباید درباره ورود یا عدم ورود ویدیو به کشور اندیشید؛چه ما بخواهیم و چه نخواهیم این کار انجام شده است.اکنون باید در این باره که« چگونه ویدیو را مسخر خویش کنیم» بیندیشیم و البته این کار جز با وصول به معرفت نسبت به ماهیت ویدیو و غلبه روحی بر حقیقت ان ممکن نیست.
پرسش از چگونگی گسترش ویدیو و یا مجاری .ورود گسترده ان به کشور البته پرسش دیگری است که باید جواب گفته شود. تا انجا که حقیر می دانم این کار نادانسته از طریق نهادهایی که مولود انقلاب هستند انجام گرفته است، نهادهایی که بعضا تاثیرات فرهنگی ویدیو بیشتر خود انها را متضرر کرده است تا دیگران ، چرا که مسلما تاثیرات فرهنگی ویدیو مجامع دینی و اخلاقی را بیشتر متضرر خواهد کرد.من تصور می کنم که خود ما این مار را در استین پرورده ایم و البته وجود مار هم لازم است و اگر نبود، خداوند شیطان را نمیافرید. بعضی از نهادهای انقلاب، نادانسته و با مطامع دیگر ، مجرای ورود ویدیو به کشور قرار گرفته اند، اگرچه فیلمها را قاچاقچیان فرهنگی وارد میکنند و یا در همین داخل کشور تولید و توزیع میکنند ، که البته این مورد اخیر بسیار قلیل است.


شیوه های استفاده از ویدیو در کشور ما درست نیست، و مگر در کجای دنیا درست است که در اینجا باشد؟به گفته خودشان ویدئو یک « رسانه یاغی » است و حتی در ممالک غربی نیز حاکمیت و سیطره سیاسی امپراتوران دنیای جدید را به خطر انداخته ... .
مخالفان حکومتها همواره از ویدئو در خدمت غایات خویش سود جسته اند. من در باکو ، در منزل یکی از سران حزب الله ، نوارهای ویدئویی تشییع پیکر امام ( قدس سره ) ، خطبه های نماز جمعه و مبلغان مذهبی ، فیلمهای مربوط به انقلاب اسلامی در مراحل متعدد پیروزی ... و بالاخره فیلمهایی از قیام مردم باکو در ژانویه 1990و سرکوب انان بوسیله ارتش شوروی را دیدم ...
یافتن شیوه های درست استفاده از ویدئو به اینجا باز می گردد که ما ماهیت این رسانه را بشناسیم و نقدا باید پیدا کنیم که در باب این رسانه یاغی چگونه باید اندیشید .
بحث بر سر حسن و قبح ذاتی و ماهوی این رسانه بسیار لازم است ، اما در مقام عمل نمی توان به حکم های مطلق گرایانه ای که محصول چنین بحثی هستند گردن نهاد . مهم اینست که ما با چیزی روبه رو نیستیم که خودمان ان را اختیار کرده باشیم . ویدئو را ما خودمان اختیار نکرده ایم و در وضعی نیز قرار نداریم که بتوانیم دیواری اهنین به گرد خود بکشیم ، گذشته از انکه تجربه دیوارهای اهنین چین و شوروی تجربه های موفقی نبوده اند که هیچ ، مردم را نسبت به سراب جهان غرب انقدر حریص کردند که با افتتاح یک پیتزا فروشی در میدان سرخ مسکو همه چیز فرو ریخت ...


همانطوریکه متوجه شدید این نوشته ها مربوط به سالهای پایانی دهه شصت می باشد که از ضمیری بیدار و اگاه صادر شده بود که در انزمان یک طرف مغضوب از تند رو هایی که تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی را « حصارهای اهنین » می دانستند واز طرف دیگر مورد غضب و بایکوت کسانی قرار گرفت که به هیچگونه « تهاجم فرهنگی » اعتقاد نداشتند .
حال که بنا به فرمایش ایشان ، امروزه مسئله ویدئو به یک مسئله دست صدم تبدیل شده و دیگر یک تهدید بحساب نمی اید ( بخصوص با تشکیل موسسه رسانه تصویری و نیز فیلمهای با زیر نویس فارسی و اندکی سانسور صحنه های خلاف عفت عمومی ) ، اگر در متن بالا واژه « اینترنت » را جایگزین واژه «

ویدئو

» کنیم خواهیم دید که باز همان بحث ها ( منع و کنترل و ... ) پیش امده است .
و بالاخره اینکه ایا باید از اینترنت ترسید یا نه ؟ ایا باید از اینترنتی که بیش از 60درصد تجارت ( در امد ) انرا سایتهای سکسی بخود اختصاص داده اند ( طبق اماری که جدیدا منتشر شد ) ترسید یا نه ؟ ایا از هزاران سایتی که برای ما ایرانیان یا مسلمانان و یا فارسی زبانان راه اندازی کرده اند و هدفی جز تهاجم فرهنگی ندارند باید ترسید ؟
در سطور اولیه این یادداشت خواندیم که « کسی که خود را برای مبارزه با پلنگ اماده کرده باشد از یک گربه نخواهد ترسید » . اگر باور کنیم که از لحاظ فرهنگی و عقیدتی قویتریم ( که البته قویتریم ) مطمئنا روزی همین اینترنت را بلای جان « انها » خواهیم کرد . و دلیل این مدعا تعدا وبلاگهای فارسی و نیز سایتهای فرهنگی و مذعبی و علمی و ... فارسی و شیعی و اسلامی است ( برای نمونه به سایت ایرانهو مراجعه کنید و پایگاههای شیعی را از نظر بگذرانید ) .و نیز تعداد وبلاگهای همین پرسین بلاگ یا سایر سایتهای وب نشاندهنده اینست که نسل جدید شروع به تولید اندیشه نموده است و بیاری خدا و به پشتگرمی فرهنگ غنی و دین برحق علاوه بر مبارزه با تهاجم فرهنگی به ابلاغ رسالت الهی و انسانی خواهیم پرداخت . انشاء الله .
راستی یک سوال :
نویسنده مطالب بالا که سیدی شهید است کیست ؟

حتما « سید شهیدان اهل قلم » را می شناسید . امروزه کمتر کسی است که این سید دوست داشتنی را نشناسد .
متن بالا بر گرفته از کتاب « رستاخیز جان » مجموعه مقالات « شهید سید مرتضی اوینی » می باشد. روحش شاد وبا جدش محشور باد .
{‌در ضمن جا دارد از « ‌نجم ... » بابت تایپ مطالب بالا تشکر کنم . اجرش با مرتضی علی }

نویسنده: مسعود قلعه - ٧ بهمن ۱۳۸۱
سلام به همه عزيزانی که قدم رنجه فرموده و به اين وبلاگ ( تارنوشت = تارداشت ) مراجعه ميکنند . اميدوارم مطالبی که البته بعنوان يک دفترچه خاطرات و نت برداری از بعضی مطالبی که بنظر خودم مفيد است خواهم نوشت برای دوستانی هم که وقت و سرمايه شان را در اينجا تلف ميکنند مفيد باشد و بنده حقير را از راهنمايی های خود محروم نسازند .
و اما اينکه اسم وبلاگ را ؛؛ الف ؛؛ گذاشته ام برای اينست که هر چه که خواهم نوشت تنها الف يک الفبا است و از علم و دانش خبری نيست که بنده از اين نظر بی بضاعت هستم و طلبه دانش دوستان که شايد لطفی نموده و از اين حقير دستگيری فرمايند .
برای شروع مناسب ديدم شعری از علامه اقبال لاهوری را به دوستان هديه کنم :

پیام اقبال


چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما
اي جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه ها زد در ضمير زندگي انديشه ام
تا بدست اورده ام افكار پنهان شما
مهر و مه ديدم نگاهم برتر از پروين گذشت
ريختم طرح حرم در كافرستان شما
تا سنانش تيزتر گردد فرو پيچيدمش
شعله اشفته بود اندر بيابان شما
فكر رنگينم كند نذر تهي دستان شرق
پاره لعلي كه دارم از بدخشان شما
ميرسد مردي كه زنجير غلامان بشکند
ديده ام از روزن ديوار زندان شما
حلقه گرد من زنيد اي پيكران اب و گل
اتشي در سينه دارم از نياكان شما

کدهای اضافی کاربر :