کشکول قلعه
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مسعود قلعه - ۱٩ آذر ۱۳٩٦
نویسنده: مسعود قلعه - ٢۸ شهریور ۱۳٩۵

بنام خدا

در تعریف چشمه های آبگرم گفته شده است که چشمه هایی هستند که آب بصورت گرم یا داغ با دمایی بیش از حرارت بدن(37.5درجه سانتی گراد) بصورت طبیعی و دائمی از زمین می جوشد و بعلت گرمایی که دارد حلالیت بالایی داشته و منابع معدنی را بصورت املاح در خود دارد که وجود این املاح اغلب خاصیت درمانی دارد که عمدتا آبگرمهای ایران در درمان بیماری های سیستم گوارشی ، آرتروز رماتیسمی ، تسکین اعصاب ، تنظیم فشار خون ، تصلب شرائین(گرفتگی رگ ها) ، بهبود گردش خون ، درمان دردهای مفصلی، بیماری های پوستی ، بهبود دردهای کلیه و مجاری ادرار ، بیماریهای زنان مفید تشخیص داده شده اند.

اینکه در ایران چند آبگرم موجود است اطلاع دقیقی در دست نیست اما بیش از 400 آبگرم معدنی تاکنون شناسایی شده است که بموجب یک مقاله تحقیقاتی کلا به 11 نوع تقسیم می شود و از نظر املاح به چهار دسته کلی تفکیک شده اند : بی کربناته ، کلره ، سولفاته و سولفوره و بطور کلی هم به چهار منطقه جغرافیایی تقسیم بندی شده اند به ترتیب تعداد و اهمیت: استان اردبیل (عمدتا سرعین) ، مازندران ( عمدتا رامسر) ، محلات و حوزه خلیج فارس ( گنو و ...) که آبگرم های هر یک از این مناطق برای بیماری های خاصی بشرح ذیل مفید می باشد :

سرعین : آرام بخش ، تسکین دهنده دردهای روماتیسمی و عصبی

رامسر : برطرف کننده امراض پوستی ، گوارشی و کم خونی

محلات : بهبود بخشی بیماریهای ریوی و قلبی

حوزه خلیج فارس: انبساط و تحریک دستگاه گوارش و بالا رفتن تبادلات تنفسی و احساس آرامش

گرچه در مناطقی مثل سیستان و بلوچستان (دامنه کوهستان تفتان ) و خراسان و ایلام و آبگرمهای معروفی وجود دارد .

البته در میان چهار منطقه اصلی فوق موارد استثنای زیادی هم هست . مثلا آبگرم قوتور سوئی ( دامنه سبلان) برای بهبود بیماری های پوستی بسیار مفید بوده و دارای گاز و بوی بسیار قوی می باشد و خود بنده شخصا شاهد بیهوشی بسیاری در این آبگرم بوده ام که اگر شخص بیهوش را فی الفور در استخر آب سرد نیندازند خیلی سریع خواهد مرد و یکی از کسانی که در این آبگرم فوت شده اند خاله جان خدا بیامرز پدر بزرگوارم می باشد.

گرچه بنده آبگرمهایی را که هنوز بکر و دست نخورده هستند را بیشتر دوست دارم نظیر آبگرم فلکده ، بلقیس و سلیمان (جاده سه هزار تنکابن) ، شکر دره و اردهای سراب و ... و در حال شناسایی این آبگرمها هستم و تاکنون به معرفی آبگرمهای سرعین ، رینه لاریجان ، لاویج و محلات پرداخته ام و در آینده بطور خلاصه به معرفی آبگرمهای رامسر خواهم پرداخت:

پ . ن : مقاله بسیار مفصل و علمی مربوط به خانم دکتر اشرف السادات مصباح در خصوص آبگرم ها را از تحت عنوان بررسی چشمه های آبگرمهای معدنی ایران را مطالعه فرمائید.

درحال تکمیل ...

ضمنا انگار سایتی از وبلاگها کپی میگیرد :

اینجا:

http://turrethead.rssing.com/chan-2596800/all_p8.html

کسی اطلاعاتی در خصوص این سایت داره؟

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٩ آذر ۱۳٩٦
 
بنام خدا
یکی دیگر از مطالبی که بازیافت شده :
 
 
 
نویسنده: مسعود قلعه - ۱۶ امرداد ۱۳٩۵

بنام خدا

یکی از جمله های محبت آمیز ترکی " باشیوا دولانیم" (دور سرت بگردم) و محبت آمیز تر از آن "گادان آلیم" (دردت بجانم) می باشد. ما نیز به شکرانه صعود به سبلان ، قصد کردیم تا دور سرش بگردیم  و البته سبلان آنقدر سلطان است که با دیدنش همه درد و بلاهای ما به فراموشی سپرده می شود. 

پل طبیعت مشکین شهر

پل طبیعت مشکین شهر روی رودخانه خیاو

در فصل بهار بعلت سرسبزی بیش از حد، مناظر اطراف پل بسیار زیباست!

پل طبیعت مشگین شهر از دور

پل طبیعت مشگین شهر از فاصله دور در مسیر روستای موئیل

در مسیر روستای موئیل ، مجتمع آبدرمانی "وله زیر" وجود دارد که دارای استخر آب سرد ظاهرا برای مداوای امراض چشم وجود دارد .

مجتمع آبدرمانی وله زیر

مجتمع آبدرمانی وله زیر

کنار مجتمع  دارای امکانات عالی و محیطی دلپذیر برای جذب گردشگر می باشد از جمله "اوبا" های عشایر ...

نمای ساختمان آبگرم شفا - موئیل

نمای بیرونی آبگرم موئیل مشگین شهر

آبگرم شفا ، آب گرم نیست بلکه آبی معدنی دارای گوگرد و آهن و کاملا سرد است که برای جذب مسافر گرمش می کنند .

استخر آبگرم و آب سرد شفا

دارای دو استخر کنار هم ، آب سرد و استخری که آب آن گرم شده است!

اما تنها 400 متر بالاتر آبگرم اصلی موئیل قرار دارد که آبی زلال و گرم دارد.

نمای بیرونی آبگرم اصلی موئیل

نمای بیرونی آبگرم اصلی موئیل

این آبگرم هم مثل آبگرم شفا دارای دو استخر مجزا برای خانمها و آقایان می باشد. روستای موئیل بدلیل قرار گرفتن در دامنه سبلان هوایی بسیار تمیز و عالی دارد و این از آسمان آبی پر رنگش پیداست.

استخر آبگرم اصلی موئیل

استخر آبگرم اصلی موئیل

نهایت سعی ام را کردم تا فضای استخر تاریک باشد از اشخاص بعنوان سوژه استفاده نشود!

کمی آنسوتر از روستای موئیل آبگرم معروف "قینرجه" قرار دارد . مفید برای امراض استخوانی ظاهراً . با دمای 85درجه که متولیان آن آب سرد به استخر اضافه می کنند تا قابل استفاده برای مسافران شود. شنیدن دمای 85درجه باعث شد تا همسفرم برای رفتن به انجا ممانعت ایجاد کند ... بماند تا با همسفری جان سخت تر همراه شوم!

منطقه شابیل

دره آبگرم شابیل

پارکینگ آبگرم شابیل مملو از اتومبیل های پارک شده کوهنوردانی است که برای صعود به سبلان به این منطقه امده اند. البته معدود مسافرانی هم هستند که آمده اند تا از آبگرم شابیل استفاده کنند... مخالفت همراهم مانع یک شبمانی یخی در پناهگاه سبلان شد... باشد تا با همراهی همراه تر همراه شوم!

شنا در این آبگرم پس از صعود به قله تمام خستگی و همچنین سرمای کوهستان را از تن به در می کند. گرجه کمی آنطرف تر و در دره پشتی آبگرم قوتور سویی قرار دارد که برای امراض پوستی فوق العاده مفید بوده و کلا آبگرم با کیفیتی است .

دریاچه نئور

دریاچه نئور در فاصله 45 کیلومتری اردبیل قرار دارد. از روستای بودالالو ( ظاهرا اینجا یا روستای فولادلو زادگاه عظمت خانوم * در جاده اردبیل - خلخال ) از جاده خارج و پس از حدود 15 کیلومتر مسیر آسفالته پر از گردنه ، در بالای کوه با منظره ای روبرو می شویم : دریاچه ای بسیار بزرگ و با وسعت ... قبل از غروب خورشید دمای هوا 19 درجه سانتیگراد بود . پس از تاریکی هوا ، دما بشدت پایین آمد... قبل از تاریکی هوا همه خانواده ها خیلی سریع دور دریاچه را خالی کرده و رفتند و ما که برای یک شب مانی زیر آسمان پر ستاره خودمان را آماده کرده بودیم به اصرار همراهم ناچار راه برگشت را پیش گرفتیم... شاید وقتی که با همراهی شجاع تر همسفر شوم!

آبگرم گیوی خلخال

منظره ای از آبگرم  گیوی خلخال

منطقه ای کوهستانی بسیار خوش آب و هوا در کنار آبگرم  با امکانات اقامتی نظیر کلبه های چوبی ، ویلاهای تمیز و هتل می باشد. ضمنا هزینه نصب چادر در کنار آبگرم شبی 5 هزار تومان می باشد.

آبگرم گیوی خلخال

محوطه آبگرم گیوی خلخال

تصاویر ییلاقات زیبای جاده اسالم - خلخال هم گزارش مجزایی می طلبد. در نهایت هم توصیه می کنم اگر کسی مسیرش سمت اسالم افتاد حتما فاصله 15 کیلومتری جاده اصلی تا آبشار ویسادار را بپیماید . جاده جنگلی زیبایی که در پایان آن دیدن آبشار بهمراه استراحتی کوتاه در کنار آبشار همه خستگی را از تن می زداید.

آبشار ویسادار

آبشار ویسادار

آبشار ویسادار

آبشار ویسادار

وجود آبشار تنها یکی از بهانه های جذب گردشگر است . می توان از مناظر چشم نواز آبشار ،دریاچه ، کوه ،جنگل و آبگرم و ... هم استفاده کرد . فقط باید توجه داشت که وظیفه داریم طبیعت را پاکیزه ترک کنیم !

 ***

* سرنوشت غمبار میرزا کوچک خان جنگلی با نام عظمت خانوم  گره خورده است . زنی جنگجو و مقتدر با شاهینی روی شانه که در زمان ملوک الطوایفی اواخر قاجار رئیس عشایر منطقه خلخال بوده و مردانه با سردار سپه جنگیده است ... میرزا کوچک خان جنگلی در اواخر کار  قصد پناهنده شدن به این شیرزن را داشت که در بالای ارتفاعات ماسال یخ زد و  دشمنانی که تا دیروز دوستش بودند (/ دوستان دیروز که دشمنش شده بودند) او را نیمه جان یافته و سر از تنش جدا کرده به رضا خان میر پنج تقدیمش کردند!

پ ن 1 : راست و دروغش را نمی دانم اما می گویند سالها بعد که عظمت خانوم به کمک تنها پسرش که از جنگ جان سالم به در برده بود به دیدار رضا شاه می رود . در این دیدار رضا شاه از پسر عظمت خانوم تعریف می کند که پسر لایقی است و عظمت خانوم پاسخ می دهد که اگر لایق بود در جنگ با قشون تو کشته شده بود!

پ ن 2 : آبگرم "قینرجه" (به معنای جوشان) دیگری در دامنه سبلان در چند کیلومتری شهر نیر به سمت سراب وجود دارد که فواید خاص و همچنین گرمای دلچسبی دارد و آبگرم دیگری به همین نام هم در روستای قینرجه در نزدیکی منطقه تخت سلیمان تکاب هست.

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٩ آذر ۱۳٩٦

بنام خدا

این مطلب هم جزو پستهای سال 1395 هست که بازیافت شده:

مقدمه:

داستان اینکه ساعت 10:00 صبح تصمیم بگیری که ساعت 12:00 ظهر راه بیفتی به سمت مرز مهران تا تاسوعا و عاشورا را در روزهای 20 و 21 مهر (این روزها طبق تقویم قرار دادی دقیقا مصادف را تاسوعا و عاشورای سال 61 می باشد) در کربلا باشی و بین الحرمین و اینکه این دو روز چقدر در ذهن و جانمان خواهد ماند و شاید دیگر هم هرگز تکرار نشود، بماند.

اما بعد از برگشت به خاک پاک وطن ، نصف روزی وقت داشتیم و باید از این نصف روز به قدر وسع مان استفاده مفید ببریم. پس راهی مناطق جنگی بین مهران و دهلران شدیم که این نیز بماند .

در مسیر مهران - دهلران تابلویی نظرمان را جلب کرد تا جهت بازدید از غارهای هویر و خفاش وارد روستای بیشه درازشویم . روستایی که تعداد شهدایش بیش از خانه هایش بود.

 

غارهای هویر و خفاش:

آلاچیقهای محوطه غار هویر

آلاچیقهای محوطه غار هویر و ورودی غار

ورود به غار خفاش که محل و محیط زندگی خفاشهاست ، ممنوع است و فقط چند عکس از ورودی های متعدد غار به یادگار گرفتیم و وارد غار هویر شدیم. غاری که مشخص است هر چند وقت یکبار سنگهای عظیم از صخره اطرافش کنده شده و  در دهانه غار ویرانی به بار می آورد.

غار هویر

غار هویر - آب غار تا سقف غار را گرفته است.

غار در گودی قرار دارد و از آب لبریز است.  و از زلالی آن پیداست که باید این آبها جزو آبهای زیر زمینی باشد که با پرس و جو از اهالی روستا یقین حاصل می شود. خانوم مسنی تعریف می کرد که در سال 1355 برادرش برای شنا و البته حس کنجکاوی وارد آب غار شده و دیگر بر نگشته و غواص هایی که از اهواز برای جستجو میایند اعلام می کنند که زیر سرتاسر کوههای اطراف دریاچه است . جسد برادر این زن هرگز پیدا نمی شود.

دهانه غار هویر 

دهانه غار هویر

 

آبگرم دهلران :

حوضچه های تشکیل دهنده رودخانه آبگرم دهلران

نمونه ای از حوضچه های تشکیل دهنده رودخانه آبگرم دهلران

در مرکز شهر ، تابلوی چشمه قیر و مجتمع چشمه های آبگرم  ما را به سمت خود می کشد . به ارتفاعات نه چندان بلند دهلران نزدیک می شویم . بعلت کمبود وقت از دیدن چشمه قیر صرفنظر کرده و به سمت مجتمع ابگرم می رویم تا تن عرق کرده مان را به آب زده و لباسهایمان را تعویض کنیم .

محوطه و الاچیق های آبگرم دهلران

محوطه آبگرم دهلران

از شانس ما مجتمع های مردانه و زنانه آبگرم یک هفته به علت تعمیرات تعطیل است و مسئول مجتمع رودخانه کنار مجتمع را نشان می دهد و می گوید که می توانید از رودخانه و حوضچه هایش استفاده کنید .

مجتمع آبگرم دهلران

مجتمع آبگرم دهلران

تازه متوجه می شوم که منشاء رودخانه همین جاست و در آهای گرمی که در حوضچه های متعدد از زمین می جوشد رودخانه را تشکیل داده است . شاید منحصر بفردترین آبگرم دنیا باشد . حوضچه های فراوان و متعددی که آب از انها می جوشد و رودخانه آبگرم تشکیل می دهد.

آبگرم دهلران

آبگرم دهلران

در رودخانه و حوضچه هایش کسی نبود و ما تنها کسانی بودیم که در اکثر حوضچه ها تنی شستیم و در آب رودخانه شنا کردیم . لذتبخش ترین آبگرم دنیا !

حوضچه های رودخانه آبگرم دهلران

نمونه دیگری از حوضچه های آبگرم دهلران

مزه آب بسیار تلخ است . املاح آب در رودخانه ته نشین شده و آنرا به رنگ سیاه درآورده است اما در جاهایی که شدن آب زیاد است سفیدی سنگهای رودخانه پیداست و بعضی از سنگها هم رنگ سرخ ملایمی به خود گرفته اند.

رودخانه آبگرم دهلران

و کم کم در پایین دست رودخانه ای از آبگرم جاری است.

اصلا دلمان نمی خواهد از حوضچه ها و رودخانه بیرون بیاییم  و ولی بعلت کمبود زمان مجبوریم  به سمت کرمانشاه راه بیفتیم و حتی فرصت نمی کنیم از غار خفاش که در مجموعه آبگرم هست بازدید کنیم.

توضیح :شهر دهلران در فاصله 130 کیلومتری جنوب شهر مهران و در فاصله 130 کیلومتری شمال شهر دزفول قرار دارد.

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٩ آذر ۱۳٩٦

بنام خدا

این مطلب در 10 مرداد 1395 پست شده بود:

***

بنام خدایی که زیبایی را در اوج آفرید

شاید بار اول که سلطان بار داد اینقدر مشتاق قله نبودم . اینبار می دانستم که دریاچه زیبا رخ می نماید تا هوش از سر برباید!

 

دریاچه قله سبلان

دریاچه زیبا و منحصر بفرد سبلان

بخصوص که همراهی آقا ذبیح اله پسر عموی بزرگوار و آقای مهدی شاهی دوست عزیز و جوان افتخاری بود که نصیبم شد.

آقا ذبیح و مهدی عزیز در نمایی از پناهگاه سبلان

نمایی از پناهگاه پر از چادرهای برافراشته

روز قبل از صعود وقتی برای هم هوایی کمی از پناهگاه ارتفاع گرفتیم ، اینبار مشکل افت قند و فشار بعلت بیخوابی شب قبل سراغ من آمد و ناچار تا هشت صبح روز هشتم مرداد در هوایی نزدیک به صفر درجه خوابیدم تا حالم بهبود پیدا کند . برای همین وقتی که سایرین از قله بر می گشتند ما صعودمان را شروع کردیم.

یخچال سبلان

گذر آقا ذبیح اله از روی یکی از یخچالهای سبلان

کوه سبلان یکی از کوههای دائم برف ایران است با یخچالهایی با عظمت .

درچرخه سوار در قله سبلان

آقای مجید (بنظرم) رضاوند با دوچرخه صعود کرده بود!

 اصلی ترین گام  رسیدن به هدف ، اراده است . این را بچه های 10- 12 ساله ، خانمهای پا به سن گذاشته ، جانبازان و معلولین در مسیر های صعود یادمان می دهند.

سنگ محراب

محراب داشی/ سنگ محراب

 حس ورود به عبادتگاه حضرت زرتشت ، یادمان می اندازد که این تنها یک صعود به قله نیست . زیارت است . زیارت محل عبادت زرتشت و چشمه ای از چشمه های بهشت!

کسانی که از ذوق کوله ها را رها کرده وکنار دریاچه رفته اند.

دریاچه سبلان

حدیثی منسوب به حضرت پیامبر (ص) هست که چشمه ای از چشمه های بهشت در کوه سبلان است. در صورت صحت حدیث فقط و فقط اینجا می تواند یکی از چشمه های بهشت در روی زمین باشد و بس!

نماز و عبادت در کنار دریاچه سبلان

خضوع و عبادت در کنار دریاچه سبلان

پس از رسیدن به قله هر کسی به شیوه خود خدا را سپاس می گوید. یکی آواز می خواند و آن یکی زیارت عاشورا زمزمه می کند. یکی می خندد در حالی که دیگری اشک می ریزد . یکی می رقصد و آن دیگری در کنارش به نماز می ایستد.

عکس یادگاری سه نفره در کنار دریاچه سبلان

عکس یادگاری گروه سه نفره ما : آقا ذبیح الله ، من و آقا مهدی شاهی

شنا در دریاچه سبلان

نوازش تن با آب دریاچه سبلان

و بعد از یک شنای جانانه در آب نزدیک به درجه انجماد و خوردن چایی داغ و پوشیدن لباسهای گرم و پشمی تنها چیزی که می چسبد چند دقیقه خواب راحت است!

خواب راحت در کنار دریاچه سبلان

خواب راحت در کنار دریاچه سبلان

تا حدود 4200- 4300 متری پوشش گیاهی زیبایی از جمله انواع گل مینا زیبایی خاصی به منطقه داده ولی بالاتر از آن بدون هرگونه گیاهی بوده و فقط پرنده های زیبا و موشهای صحرایی به چشم می خوردند !

گلها و پوشش گیاهی تا ارتفاع 4200 سبلان

دسته گل زیبای طبیعت سبلان، بنظرم گل مینا

وقتی به پناهگاه برگشتیم با صف طولانی کوهنوردانی که منتظر لندورها بودند مواجه شدیم که تا پاسی از شب کوهنوردان را به منطقه شابیل منتقل می کردند.

صف در انتظار کوهنوردان جهت انتقال به شابیل

حسن صعود به سبلان ، آبتنی در آبگرم شابیل و قوتور سویی پس از صعود است که تمامی خستگی را از بین می برد.

خدایا شکرت که باز هم  توفیق یک صعود زیبا را به ما عطا کردی . الحمدلله

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٩ آذر ۱۳٩٦

بنام خدا

مقدمه :

یکی دیگر از پستهای از بین رفته که با جستجو در گوگل بازیافت گردید:

***

 

این گزارش ادامه گزارش "اثری از یک افسانه" است . پس ابتدا باید گزارش قبلی را خواند.

دو راهی نزدیک روستای میانرود

دو راهی نزدیک میانرود

(روستا پشت تابلو پیداست)

برای تکمیل سفر ناموفق قبلی ، اینبار ساعت 2:30 روز پنجشنبه 25 شهریور بهمراه تنها یار و همراه همیشگی ام از تهران زدیم بیرون. اینبار بر عکس قبل جاده چالوس را برای مسیر رفت انتخاب کردیم . جاده چالوس گرچه خلوت نبود ولی از ترافیک هم خبری نبود. تا صبحانه بخوریم و کمی بخوابیم آفتاب بالا آمده بود و همین شد که تا خودمان را به تنکابین ، جاده سه هزار برسانیم و برسیم به روستای درجان ساعت از 11:00 صبح گذشته بود.

به سمت روستای کرن

روستای کرن (استراحتگاه کرن)

جاده آسفالت جاده سه هزار که تمام شود ، 17 کیلیومتر خاکی خود هست تا دو راهی درجان و از انجا هم 7 کیلومتر تا روستای درجان. ضمنا راهداری در مسیر مشغول تسطیح ، جاده سازی و تونل سازی است تا بین تنکابن و الموت جاده ایجاد کند که در این صورت جاده گردشگری خوبی در آینده به جاده های شمال اضافه خواهد شد. انشاالله بزودی!

استراحتگاه کرن

استراحتگاه کرن

تلفن علی آقا صاحب استراحتگاه برای رزرو اتاق و اطلاع از وضعیت جوی منطقه :09117756211

در مسیر آبگرم :

پس از حدود یکساعت پیاده روی در محیطی پاک و بکر می رسیم به رودخانه ای که دفعه قبل پل چوبی اش را سیل برده بود. از روی رودخانه رد شده و از پایین روستای میانرود به سمت روستای کرن می رویم.

مسیر آبگرم

قسمتی از مسیر آبگرم

بازهم از روی پل رودخانه دوم عبور کرده به باغی می رسیم که ابتدای روستای کرن است و مرد جوان خوش ذوقی محل استراحت و پذیرایی از کوهنوردان و طبیعت گردان ایجاد کرده و دو اتاق و یک چادر هم برای اقامت شبانه دایر کرده است.

قسمتی از مسیر

قسمتی از مسیر آبگرم

از سمت راست باغ به حرکت خود ادامه می دهیم و گاهی از روی پلهای چوبی خودمان را به این طرف و آنطرف رودخانه می رسانیم. مسیر تا آبگرم پاکوب است و محیط بسیار بکر و شانس بیاوری کوهنورد یا یکی از اهالی بومی را می بینی.

تنگه باریک رودخانه

این تنگه را که دور بزنی ، آبگرم مشاهده می شود.

پس از دو سوم مسیر به منطقه سرسبز دیگری می رسیم که چند خانه تازه ساز دارد و مردی که به پیشوازمان می آید آنجا را روستایی بنام اشتیاس (بر وزن اشتیاق) معرفی می کند .

 

آبگرم بلقیس و سلیمان / درجان / سه هزار :

آبگرم درجان/سه هزار / بلقیس و سلیمان

آبگرم درجان/سه هزار/بلقیس و سلیمان

درست در جایی که از یافتن آبگرم نا امید شده ایم در پایین دره و آنطرف رودخانه دو بنای سنگی را می بینیم و اینجا آبگرم درجان یا بلقیس و سلیمان است.

محل غسل

محل غسل (اهالی معتقدند که نباید ناپاک وارد آبگرم شد)

در کنار غار آبگرم ، در دل سنگ فرو رفتگی شبیه غار است برای غسل کردن.

همه کوهنوردها بازگشته اند و فقط یک خانواده پر جمعیت درجانی آنجا هستند. تنی به آب می زنیم و عکسهایی به یادگار می گیریم و سریع آبگرم را تخلیه می کنیم تا خانمها هم تنی به آب بزنند تا بموقع برگردیم و به تاریکی نخوریم.

آبگرم درجان / بلقیس و سلیمان

آبگرم بلقیس و سلیمان

اینجا در واقع غاری گودال مانند است که با چند پله پایین رفته و داخل غار مساحتی حدود 8-9 متر مربع وسعت دارد که در واقع حوضچه آبگرم است و در داخل هم فرو رفتگی تونل مانندی به اندازه یک و نیم برابر قد انسان معمولی وجود دارد که فقط در صورتی که آب حوضچه پایین باشد می توان داخل تونل سر خورد. ضمنا اگر آب بالاتر بیاید تنها چهار نفر می توانند داخل غار بنشینند اما اهالی راه آب را باز کرده بودند و سطح آب پایین امده بود و بیشتر از ده نفر داخل توانستیم بنشینیم.

 

 آبگرم بلقیس و سلیمان

داخل غار آبگرم - ورودی تونل

 اژدها وارد می شود !

پیرمردی از اهالی درجان ضمن تعریف افسانه مرتبط با این آبگرم در بالای کوه روبرویی خط سیاه را نشان می دهد که شبیه اژدهاست . می گوید وقتی بلقیس و سلیمان در آبگرم بوده اند اژدهایی مشغول چشم چرانی آنها بوده که با اشاره حضرت سلیمان تبدیل به سنگ شده است. و این چنین است که عنصر اژدها هم وارد این افسانه می شود .

 حاجت روا !

پیرمرد می گوید این آبگرم نزد اهالی مقدس است و حاجات حاجتمندان را می دهد و بخصوص زوجینی که دارای فرزند نمی شوند با آبتنی در این آب حاجت روا می گردند(البته در یکی از صفحات اینترنت هم نوشته بود که نازایی را درمان می کند! والله اعلم).

مسیر آبگرم

قسمتی از مسیر آبگرم 

کوهنوردان و طبیعت گردانی که از پراجان طالقان به جاده سه هزار پیمایش میکنند شبی در کنار این آبگرم می مانند (نظیر این گزارش زیبا و این یکی از وبلاگ کوهنویس ). ما قصد شبمانی نداریم  و سریع بر می گردیم اما خانواده پر جمعیت درجانی مجدداً وارد آبگرم شده اند و بنده از گرفتن یک عکس از خلوتی آبگرم ناکام می مانم ... باشد تا سفر بعد.

توضیحات ضروری:

1 - از روستای درجان (محل پارک خودرو) تا آبگرم 8.2 کیلومتر فاصله ، حدود 2-3 ساعت راهپیمایی و کمی بیش از 400 متر افزایش ارتفاع دارد.

2 - اهالی روستاهای این منطقه از اردیبهشت ماه تا اواسط مهرماه در روستاها ساکن هستند و در بقیه اوقات این مناطق به علت بارش برف /برف گیر بودن فاقد سکنه می باشد.

3 - این آبگرم بکر و طبیعی به اسامی متفاوتی نامیده می شود : آبگرم درجان ، آبگرم سه هزار ، آبگرم بلقیس و سلیمان

4 - منطقه تنکابن و جاده های دو هزار و سه هزار ابگرم دیگری هم دارد که درست از سه راهی دو هزار - سه هزار مسیرش جدا می شود و به سمت روستای لیره سر رفته و پس از پیمایش جاده ای جنگلی در دل جنگل و زیر صخره ای می جوشد که گزارشش را قبل نوشته ام : آبگرم فلکده

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۱٩ آذر ۱۳٩٦

بنام خدا

مقدمه:

بعد از مشکلی که برای سایت پرشین بلاگ پیش آمد کل پست های مربوط نیمه دوم سال 94 و کل سال 95 و نیمه اول سال 96 از بین رفت ولی با جستجوی در گوگل می توان مطالب را بازیافت کرد.

متن زیر مربوط به سوم مرداد سال 1395 می باشد:

***

اینکه قلمرو حکمرانی حضرت سلیمان سرزمین فلسطین بوده و قلمرو حکومت بلقیس سرزمین سباء (یمن) شکی نیست اما باید به افسانه های مردم مناطقی از تنکابن، الموت، طالقان و کلاردشت هم احترام گذاشت که معتقدند علت نامگذاری منطقه کوهستانی "تخت سلیمان" حکومت حضرت سلیمان بر این نواحی بوده است.

نمایی از تخت سلیمان

نمای تخت سلیمان از روستای درجان

علاوه بر این ، افسانه دیگری به منطقه تخت سلیمان ، حضرت سلیمان و بلقیس ارتباط دارد و آثار این افسانه شیرین ما را بر آن داشت تا رنج هفت ساعت رانندگی شبانه را بر جان بخریم تا ...

آبگرم درجان

آبگرم درجان(بلقیس و سلیمان)/ آبگرم جاده 3000

عکس از اینترنت (در این غار آبگرم حداکثر 4 نفر می توانند بنشینند)

این افسانه محلی چنین می گوید : سلیمان قصد کام جویی از بلقیس داشت ولی اصرار های او به انکارهای بلقیس منجر می شد تا اینکه روزی هدهد با پرهای یخ بسته پیش سلیمان آمد و خبر از منطقه ای داد که در ظل تابستان شبهای آنجا یخبندان است. پس سلیمان با اندیشه ای کامجویانه به بهانه گردش و تفریح بلقیس را به ان منطقه کشاند و آنقدر گردش را به درازا کشاند تا شب شد . ناچار دخمه ای یافتند تا اندکی از سرما در امان باشند و چنین شد که اندیشه سلیمان کارساز شد و بلقیس برای در امان ماندن از سوز سرما خود را به سلیمان چسباند و ... این چنین شد که سلیمان کامیاب شد . پس چون وقت نماز و عبادت شد بنا به درخواست سلیمان ، خدایش در همان غار آبگرمی برای آنها جوشانید تا غسلی برآرند و  بر عبادت بکوشند!( این افسانه را اولین بار در سایت پیش کسوت گردشگری ایران ، جناب آقای آرش نور آقایی خواندم )

کاروانسرای جاده بین الموت و تنکابن

کاروانسرای جاده خاکی الموت - تنکابن

توضیح: قسمت خاکی جاده بسیار مناسب است و احداث تونل در ادامه جاده 3000 نشان از توسعه و بهینه سازی این جاده در آینده دارد.

و اکنون این آبگرم در انتهای جاده سه هزار تنکابن پس از روستای درجان با حدود 2-3 ساعت کوهنوردی در دل کوهستان دست یافتنی است و اغلب کوهنوردان و طبیعت گردان از پراجان طالقان پیمایش خود را شروع می کنند و در روز دوم یا سوم خود را به این آبگرم می رسانند ولی ما ساعت 1:00 نیمه شب از تهران راه افتادیم و از مسیر الموت قزوین شروع کردیم و تمام منطقه الموت را در تاریکی شب طی کردیم.  در  گرمارود نماز صبح را ادا کرده و تا سپیده صبح بالای ارتفاعات بودیم. کاروانسرا را که تقریبا در حال مخروبه شدن است بازدید کردیم و کل سراشیبی جاده را در زیر نور خورشید طی کردیم و راس ساعت 8:00 صبح در روستای زیبای درجان برای صرف صبحانه نشسته بودیم که اهالی محترم انجا اطلاع دادند که بدلیل سیل دیشب و طغیان رودخانه ، پل نصب شده در کنار روستای "میان رود" که در مسیر آبگرم است تخریب و بلکه نابود شده است .

روستای میان دو رود

روستای سمت چپ :میان رود

روستای روبرو (سرسبزی آنطرف رود سمت راستی ) : کرن

گل آلود بودن رودخانه ای که از سمت راست دهکده می گذرد نشان از طغیان شب قبل دارد که پل را با خود برده است! باید از این رودخانه می گذشتیم.

از انجائیکه ما از ابتدا هم واجد قالیچه پرنده نبودیم پس دست از پا درازتر گشتی در منطقه زدیم و پس از نوشیدن آب معدنی از چشمه تخریب شده و خرید چندنوع عرقیجات از خانم محترمه درجانی راهمان را کشیده از مسیر جاده چالوس مراجعت کردیم.

چشمه آب معدنی درجان

چشمه آب معدنی درجان

چشمه ای که به نظر دارای آهن است و بنا به قول اهالی برای دفع سنگ کلیه مفید است. البته سیل شب قبل دهانه چشمه را نیز تخریب کرده است!

این منطقه یکی از مناطق تقریبا بکر با آب و هوایی واقعا خنک میباشد . بخصوص در ارتفاعات بین الموت و جاده سه هزار در دل تابستان می شود سوز و سرمای زمستان را چشید!

مسیر دسترسی:

1 -  از تنکابن :با ادامه مسیر جاده گردشگری 3000 و پس از حدود 17 کیلومتر جاده خاکی خوب می توان به دو راهی روستان درجان و پس از 7 کیلومتر دیگر و گذر از روستاهای سرن و شهرستان به روستای درجان رسید .

2 - از الموت  : قزوین ، معلم کلایه ، پس از عبور از سه راهی گازرخان(قلعه الموت) ، گرمارود و ... در نهایت پس از گذر از کنار کاروانسرا و گذشتن از کوههایی که حتی در وسط تابستان یخچالهای آن پیداست ، در ته دره و درست آنجایی که دو رودخانه بهم می پیوندند از جاده خارج به سوی روستای درجان راند.

پ ن : ادامه گزارش را بخوانید: آبگرم بلقیس و سلیمان

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ٧ آذر ۱۳٩٦

بنام خدا

همین جندی پیش پس از دیدن فیلم "یادگاری" نولان مطلبی نوشتم با عنوان "آغاز از پایان" و ایده شروع زندگی از پایان آن که وودی آلن هنرپیشه معروف سینما مطرح کرده بود اما اخیراً فیلمی به دستم رسید با همین ایده و مضمون/ سناریو با عنوان "مورد عجیب بنجامین باتن"!

پس از جنگ جهانی نوزادی متولد می شود که چهره و ساختار بدنی اش دقیقاً مثل 80 ساله ها می ماند . مادر سر زایمان می میرد و پدر او را جلوی ساختمان نگهداری از سالمندان سر راه می گذارد. زن سیاهپوستی که از سالمندان نگهداری می کند او را مثل فرزند خود سرپرستی می کند . هر چه زمان می گذرد بنجامین بهتر می شود و پس از 5 سال مثل پیرمردهای 75 ساله است . کمی بعد زن سیاهپوست از دوست پسرش حامله می گردد و  بچه ای دنیا می آورد اما همچنان مراقب بنجامین هم هست .

پس از حدود 15 سال بنجامین در یک یدک کش مشغول کار می شود و علیرغم کهولت سن عین یک نوجوان پرتلاش است و ... تجربه هایی از جنس رنج و لذت کسب می کند و در نهایت دل به دختر جوانی که از بچگی او را می شناسد ( دختر بزرگتر شده و بنجامین از پیری به جوانی رسیده) می بازد ولی دختر در عوالم دیگری است تا اینکه در نهایت ازدواج و پس از چندی صاحب دختری می شوند و  چون بنجامین به مرحله نوجوانی بر می گردد و زنش پا به سن میانسالی ، پس ناگریز جدایی اتفاق می افتد و سالها بعد که بنجامین تقریبا همسن دخترش است سری به خانه می زند و خانواده دارای پدری مهربان است و او بعنوان یک آشنای قدیمی معرفی می شود.

خیلی سریع و پس از سالها پسر بچه ای در خیابان یافت می شود که گویا آلزایمر گرفته و در خانه سالمندان نگهداری می شود و چند سال همسر سابق بنجامین که دیگر قدش کمان شده و در حالی که به عصا تکیه داده پسر بچه ای را که تازه راه رفتن آموحته ، می بوسد و در سکانس آخر هم شاهد کودکی هستیم که در ملحفه ای پیچیده شده و در بعل پیرزن چشم فرومی بندد.

ایده و مضمونی عالی با جملاتی فیلسوفانه و حکیمانه و صد البته گریم فوق العاده و استفاده از هنرپیشه هایی کاربلد دست به دست هم داده اند تا لطایف الحیلی بسازند شیرین و جذاب با هدفی که اصلی ترین و نهایی ترین و اساسی ترین پایه خانواده را هدف گرفته است : وقتی بنجامین در یدک کش کار می کند گاهی در هتلی اقامت می کند و شبها با زن شوهر داری مصاحبت می کند که در نهایت جذابترین شبها را برایشان رقم می زند یا وقتی که بنجامین پس از سالها برای اطلاع از وضعیت خانواده به شهر زادگاهش بر می گردد همسر سابقش شوهر دارد ولی شب به اقامتگاه بنجامین می رود و ... همه چیز عادی تر از عادی است ... در پایان فیلم هم  پیام فیلم خیلی صریح  بیان می شود! 

این فیلم و فیلمهای مشابه زیادی که اغلب محصول هالیوود هستند نشان می دهد که امروز دیگر حتی توصیه منتسکیو هم برای غرب کارساز نیست و  "فساد" به تنهایی غرب را ارضا نمی کند . امروز هدف آنها ، بنیان اساسی خانواده است . آخرین و اصلی ترین سنگر نجابت !

* این مطلب نقد فیلم نیست.

** منتسکیو در کتاب روح القوانین با اظهار نگرانی از اینکه در اثر تاثیر آب و هوای اروپا و همچنین اشتغال زنان ممکن است باعث کاهش جمعیت اروپا گردد ، توصیه می کند که در تئاترها صحنه های تحریک آمیز گنجانده شود تا شاید موجب تحریک تماشاگران گردد و پس از مراجعت به منزل ، زنان و مردان به یاد وظایف زناشویی شان باشند !

نویسنده: مسعود قلعه - ٢٠ آبان ۱۳٩٦

بنام خدا

وقتی در آنی دیوانگی سراغت می آید و فرمان رهسپار شدن می دهد فرصت زیادی برای یافتن همراه و همسفر نخواهی داشت... با همراهی پسر ارشد دل به جاده می سپاریم ... 9 ساعت بعد و نیمه شب مرز چذابه را به مدد نسیمی که از سمت خراسان می وزد پشت سر می گذاریم . بی هیچ مشکل و شلوغی و ... صلاه ظهر  تلالوء گنبد حضرت کرار (ع) چشممان را می نوازد . اظهار ادب خدمت همای رحمت با توجه به شلوغی جمعیت زوار کمی طول می کشد ... اینبار اما مردم شهر ، زوار ، مسیر و جاده و یار و همراه فرق دارند ... سفر زیارتی نیست تو هم زائر نیستی . اصلا نیستی ... قطره ای متصل و متوسل به رودخانه ای شگرف ، عظیم  و خروشان برای دریا شدن!

پیران و بزرگان قوم مشغول خوش آمدگویی به مهمانان آقا ، میانسالان مشغول پذیرایی، جوانان مشغول خدمت رسانی ، نوجوانان آبرسانی، کوچکتر ها عطرمالی و اطفال سرود خوانی : لبیک یا حسین!

 

همه دار و ندارشان را وسط گذاشته اند : کل اموال خرج موکب ها ، کل اسباب خانه ها در موکب ها ، حتی فرش و زیلو و موکت خانه ها را جهت زوار در کنار جاده پهن کرده اند، هر چه صندلی در خانه دارند آورده اند و کنار مسیر چیده اند برای استراحت زوار ...

این مسیر هیچ وقت از حرکت نمی ایستد ، نمی خوابد . همیشه بیدار است و در حرکت . حتی شب تا صبح خیلی ها می روند و خیلی ها هم مشغول خدمت به آنهایی که می آیند و می روند... آمدن و رفتن در اینجا معنایی ندارد . همه در جنب و جوش هستند... همه قطره ها فقط به دریا شدن می اندیشند.

شهدا حضوری پر رنگ دارند . شهدای مدافع حرم عراق زینت بخش عمودها هستند و شهدای ایران که مسیر کربلا را برای ما گشودند همراه زوار در حرکتند : حضور پر رنگ شهید همت ، باکری ها ، زین الدین ، کاظمی ، تهرانی مقدم و ... تا همدانی و حججی و ... خیلی های دیگر که رفتند تا نگذارند حتی آجری از حرم ها کم بشود!

رهسپار مسیر هستیم و عمودها را می شماریم و گام بر می داریم به نیت و نیابت عزیزان : شهدا و درگذشتگانی که در آرزوی دیدن گنبد طلای حضرت عشق و وفا پیر شدند و  هرگز به آرزویشان نرسیدند ، جد ها و جده ها ، پدر و مادر و خواهر و برادران و همسر و پسری که بجا ماند ، فامیلها و دوستان و همکاران و همه انهایی که التماس دعا داشتند ... سر آخر عمود کم می آوریم و خود از یاد رفته ایم.

 اینجا تظاهرات شوکت است . شکوه در حد نهایت . حتی اگر چشم دشمن کور شود از دیدنش ... از سیاه و سفید و حتی سرخ . از چین و اندونزی تا روس و بلاروس و آذربایجان شمالی تا ترکیه و بحرین و یمن و لبنان ... نیجریه ، فیلیپین ، اروپا و آمریکا و ... بجز ایرانی ها و آذری ها و ترک ها حتی زبان هم را نمی فهمیم . تنها یک عبارت و مفهوم مشترک داریم : لبیک یا حسین(ع) ...

 

دیدن اخلاص و التماس خادمین زوار در موکب ها برای خدمت و حس یکی بودن و هم جهت شدن با رود خروشان ، جزئی از یک شوکت و عظمت بودن ، زندگی و همه حواشی آن را از بین می برد . دیگر خودت نیستی . حتی به مقصد هم فکر نمی کنی . مقصد همینجاست . مگر در مقصد چه خبری است که در مسیر نیست. هدف همینجاست ... بخصوص وقتی که پایت تاول می زند و درست وقتی که تاولها یکی یکی می ترکند حس دیوانگی دست می دهد و می مانی بین دو چیز متضاد : عقل و دل ... و تو چه می دانی سرگردانی میان عقل و دل چیست ؟!!!

درست وقتی چشمانت به گنبد و بارگاه ارباب وفا روشن می شود جنگ بین عقل و دل مغلوبه می شود : عقل نهیب می زند که بس کن ! به مقصد و دریا رسیده ای و دل التماست می کند که در  جای پای فرشتگان پا برهنه باید رفت ...با سر که نشد با پای برهنه باید رفت . امان از دل تاول هایی که تحمل شان طاق شده و باید که بغض شان را خالی کنند!

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ٦ آبان ۱۳٩٦

بنام خدا

اولین باری که پاسارگاد و آرامگاهی که منسوب به کوروش کبیر است را دیدم درگیر بحث های وقت گیری شدم که خود به عبث بودن آن بیشتز از طرف های درگیر یقین داشتم . عده ای از دوستدران کوروش با دو نفر از روحانیون جوان محلی که برای پاسخگویی به شبهات آنجا مسقر بودند وارد بحث شده بودند و من که سالها در دنیای مجازی آشنا و بلکه در گیر این مجادلات بودم به ناچار درگیر بحث شدم و علیرغم تعجیل خانواده ساعاتی را به بیهودگی گذراندم و در نهایت ... امان از تعصب ، جهل و ناآگاهی بشر ( در صدر همه ایشان خودم البته).

وقتی به روحانی جوان معترض شدم که چرا اعلام نمی کنید که علمای معاصر از جمله علامه طباطبایی در تفسیر المیزان و حضرت ایت الله مکارم شیرازی و خیلیهای دیگر به تبعیت از حضرت علامه معتقدند که ذوالقرنین ، حاکم صالحی که به مردم ملل خدمت کرد ، و در قرآن به نیکی و بعنون یکی از صالحین از ایشان یاد شده ، همان کوروش کبیر است ، در جوابم گفت که حضرت علامه فقط بعنوان یک احتمال مطرح کرده و وقتی معترض شدم که اول با احتمال نزدیک به یقین مطرح کرده ولی چرا شما از همین احتمال هم سخنی به زبان نمی آورید پاسخ خنده داری داد:

- اینها (طرفداران کوروش) قرآن را نمی فهمند . اینها کلا بی دین هستند و باید با اینها با منطق ای که قبول دارند استدلال کرد.

اما اغلب آنهایی که آنجا بودند قرآن را قبول داشتند ولی اطلاعاتشان در خصوص کوروش را از منابع خارج نشینی گرفته بودند که هنوز ذهنشان درگیر پهلوی است ... تقریبا همه آنها از موضوع بی خبر بودند و پس از آن همگی مشتاق آیات مربوطه شدند(آیات 82 تا 95 سوره کهف).

هیچیک از طرفین نمی فهمد که "دین" و " وطن" ارزشهایی هستند که هیچگاه نمی توانند با هم تقابل داشته باشند بخاطر سنخیت متفاوتی که دارند!

ایکاش قدر داشته هایمان را بدانیم و نگذاریم دشمنانمان آنها را برای اغراض خود مصادره کنند.

تا چندی پیش معتقد بودم که مشکلاتی از این قبیل "نگاه فقهی" به همه چیز است اما گاهی به نظرم می رسد که فقهای ما مشکلی با بزرگان ، اسطوره ها و تاریخمان ندارند . مشکل از نا آگاهی جاهلان است ...

خدایا ! کمی بصیرتمان ده ...

توضیح 1: کوروش هم به درد "بابک" گرفتار شد! بموجب گزارشات سایت های معاند و داغ تر آش برای ملت ایران ظاهرا راههای منتهی به پاسارگاد مسدود شده ... از سالها پیش مسیر قلعه بابک در  روز بابک مسدود می شود و حتی چند سال پیش مسیر صعود به قله سبلان را هم نیروی انتظامی بسته بود!... کاش همه چیز با "حصر" درست می شد!

توضیح 2 : مرحوم ابوالکلام آزاد وزیر فرهنگ مصر برای اولین بار "ذوالقرنین" بودن کوروش کبیر را مطرح و اثبات کرد. کتاب ذوالقرنین ایشان توسط مرحوم دکتر باستانی پاریزی به فارسی ترجمه شده است.

یا علی مدد

نویسنده: مسعود قلعه - ۳ آبان ۱۳٩٦

بنام خدا

امسال سن ام با سال تولدم یکی است... چند سالمه؟ و روش اثبات؟

مطالب قدیمی تر »
کدهای اضافی کاربر :